
امان از این دل
شعر: جهانبخش مهموری
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: مردی از جنوب شهر
هرگز ننشیند بر لبهایم زین پس لبخند شادیهایم
عشق تو بر قلب حزین زده آتش به خدایم
که بسوزد سرو پایم
امان از این دل
آخر بر بادم دادی رفتی، داغی بر دل بنهادی رفتی
این دل بیکینهی من کشد عمرم به تباهی
همه روزم به سیاهی
امان از این دل
بهخدا بشکسته به لب نغمه و سرود من
شرر غم تو میزند شعله بر وجود من
به کجا بروم به چه کس گویم این فسانه را
که ز تو نبود اثری در دیار اشنا
قسم که بیتو درشبم نمیزند سپیده سر
ز دامنم شرار غم کشد زبانه تا به سر
امان از این دل
باور کردی تو حرف بیگانه
رفتی از پیشم آخر دیوانه
پر زده ز بام دل مرغ آرزوی من
بیتو سنگ غم شکست ساغر و سبوی من
امان از این دل
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگر نمی آید (برنمیگردد)
ترانه سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: اونگلوش سوکاس (یونانی)
تنظیم کننده: ناصر تبریزی
خواننده: امیر رسایی
دانم دیگر برنمیگردی
ای که دل را با غم آشنا کردی
دانم ای دل از تو بگریزد
آن که مهرش تو در سینه پروردی
دیگر آن شبها برنمیگردد
خنده بر لبها برنمیگردد
مانده ام دور از آشنایانم
جانم از جانان شد جدا امشب
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
● پیشتر بر روی این ملودی، ترانهای به نام «دیده دیده» توسط عارف و پوران [در اینجا]، و همچنین عارف و نارملا اجرا شده بود.
* * *

باور نکردی
ترانهسرا: ابوالقاسم حالت
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
رنگم دیدی، حالم دیدی
بر حال زارم خندیدی
رفتی، فریادم نشنیدی
تو را گفتم این سوز غم دیگر
وجود مرا کرده خاکستر
تو این سرگذشت ملالآور
شنیدی، نکردی ز من باور
گوش دهی به گفتههای او
چون رقیب من سخن گوید
آن افسانه را کُنی باور
او هر آنچه عیب من گوید
اینگونه ترکم میگویی
چون یاری دیگر میجویی
دور از مایی، چون با اویی
به هجرت دل او نمیلرزد
ولی من ز عشقت کنم زاری
چه حاصل از این جانفشانیها
تا تو روی دل سوی او داری
که بخت من نشد یارم
تا دل تو را به دست آرَم
من ز روزگار خود نالم
از تو کِی شکایتی دارم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

نیامدی (حلقه طلا)
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۴
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری
ای امید من خطا مکُن
مرا چنین رها مکُن
ندانی چه کشیدم
چو آن حلقهی زرین در انگشت تو دیدم
آه. . . تویی امید جان ما
رها نمیکُنم تو را
ندانم به کجایی
به من از چه جدایی
تو رفتی که بیایی
چه شد که حلقهی امید ما چنین گًسستی
به حلقهای طلا دل مرا چرا شکستی
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی امیر رسایی»
* * *

چون و چرا نمیکنه
شعر: شهین حنانه
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: فرشته
دلم اگه دل منه تو رو رها نمیکُنه
دلم فقط تو رو میخواد، چون و چرا نمیکُنه
هر کی که دستش برسه چنگی به قلبم میزنه
هر چی که آزار ببینم، دل، ز تو دل نمیکنه
کولی که نیست این دل من که بیتو درد بدر شده
بیهوده دلداری مکُن که ناله بیاثر شده
دلم میخواد اونجا برم که هیچکی پیدام نکنه
میون گریه هیچ کسی نیگا به اشکام نکنه
کولی که نیست این دل من که بیتو درد بدر شده
بیهوده دلداری مکُن که ناله بیاثر شده
♫ LP Cover ♫
* * *

شب تنهایی
ترانهسرا: ویگن
آهنگساز: محمد وحیدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶
با خیال تو زنده هستم هنوز
جز تو آرزویی در دل ندارم
تنها تو هستی نور امید من
در دل شبهای سیاه و تارم
در جستجوی تو، من هر روز و شب
پریشانتر ز باد نوبهارم
ای خوش اگر بازآیی به سوی من
تا که بر سر آید ای جان، انتظارم
رفتهای از بَرَم، عشق تو در سرم
گریَم اکنون بیتو زیبای من
در ظلمت تنهایی شبهای تارم!
بی تو افسردهام، زار و پژمردهام
در سر شوریده و قلب خونبارم
جز تو ای افسونگرم، عشقی ندارم!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی ویگن»
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

دلداده (شور و عشق)
آهنگساز: یوسف هاژیژ (فرانسوی)
خواننده: عارف
دل گوید از عشق و شور دلبرم را دیوانه کنم
در سایهی گیسوی او چون مرغ عاشق، لانه کنم
چون دانه خواهد مرغ دل، خال لبش را دانه کنم
آرزو میکُنم شانه گردم به مویش
جای آیینه بنشینم من رو به رویش
همچون اشکی خواهم گیرم
بوسهی گرم از مژگانش
یا شوم لبخندی شیرین
روی لبهای خندانش
. . .
. . .
آرزو دارم عشق من بنشیند در قلب شادش
گر روَم از پیش رویش نروَم یک دَم هرگز از یادش
. . .
. . .
دل پُر از خون شد از این آرزوهای بیهوده
قسمت من از عشق او هرچه بود، آرزو بوده
● بر روی این ملودی ترانهای به نام »لیلی و مجنون» با صدای عارف برای فیلم «در دنیا بیگانه بودم» محصول ۱۳۴۴ اجرا شده بود.
♫ LP Cover ♫
* * *

روشنایی شهر
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانهسرا: پرویز خطیبی
خواننده: رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
به بزم ما نَبوَد دگر شور و نوایی!
دلم به سینه تپد ز بیداد جدایی!
تو رفتی و ز غمت خزان گشته بهارم
به هر کجا نگرم تو را در نظر آرم!
نَبوَد در این شب من بهجز تب من، پرستار دل
که دگر به شهر شما کسی نبود خریدار دل!
پس از این گو چه کُند دل افسردهی من
شده چون برگ خزان رُخ پژمردهی من
تو بیا بار دگر شور و نوا کُن به پا
که بود روی مهت روشنی بزم ما
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

سرنوشت (سرگذشت)
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
اگر بینی چنین آواره در هر کوه و دشتم
غمافزا قصهای دارم، امان از سرگذشتم
خوشا آن کس که همچون من دل تنگی ندارد
دل آزردهای از یارِ دلسنگی ندارد
فتاده همچو من در دام دلداری نباشد
چو من آزرده از جورِ دلآزاری نباشد
کجایی ای که از دردِ غمت باشد سِرشتم!
چه نالم چون بُوَد یارا غم تو سرنوشتم؟
پَرم بشکستهای تا در هوایت پَر نگیرم
دگر افسانهی بگذشته را از سر نگیرم
چه کامی از نگاه آتشینت برنگیرم
ز چشمان مِیآلودت دگر ساغر نگیرم!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

کبک وحشی
ترانهسرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
نازنین میگذری نرم و سبُک، همچو پری
گیسویَت همچو طلا، دامن تو سرخ و زری!
روی خود عیان مکُن، به کس که چشمت نزنند
موی خود مکُن رها که خرمن زَر نبَرند
جان من فدای تو، فدای خندههای تو
میبرَد قرار من صدای کفش پای تو
لرزه افتد به دلم ز لرزش دامن تو
گُل دمَد در نظرم ز نقش پیراهن تو
کبک وحشی بخَرام که خدا پناهت!
مایهی گرمی دل، آتش نگاهت!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *