عارف: نامهربون

عارف نامهربون

نامهربون
ترانه سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۰

ای دو چشمت سبزه‌زاران
گریه‌ات اشکِ بهاران
می‌روم غمگین و نالان
اشک غم دیگر میفشان
ای سراپا مهربانی
ای نگاهت آسمانی
در دل نامهربانم
شوق ماندن می‌نشانی

ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی
با همه خوبی و پاکی در خزان پژمُرده گردی
می‌روم تا نشنوم آواز باران دو چشمت
می‌روم چون می‌هراسم شعله‌ای افسرده گردی
ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی
قلب سردم را چه بی حاصل به سویت می‌کشانی

عاشق و چشم‌انتظاری
پاک و روشن، چون بهاری
هر چه گفتم باورت شد
حیف از احساسی که داری

چشمه‌ای خشک و سیاهم
خسته‌ای گُم‌کرده راهم
بگذر از من چون‌که دیگر
زشت و سرتاپا گناهم

ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی
با همه خوبی و پاکی در خزان پژمُرده گردی
می‌روم تا نشنوم آواز باران دو چشمت
می‌روم چون می‌هراسم شعله‌ای افسرده گردی
ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی
قلب سردم را چه بی حاصل به سویت می‌کشانی
قصه‌ی تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی
من گُنهکارم تو خوب و مهربانی، مهربانی

● بر روی این ملودی، ترانه‌ای دیگر با نام «قصه‌گوی پیر شهر» با صدای گوگوش اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

محمودی خوانساری: مرغ شباهنگ

محمودی خوانساری مرغ شباهنگ

مرغ شباهنگ
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: اسدالله ملک
خواننده: محمودی خوانساری

به دورانی که شد قحطِ صفایِ دلها
چرا هر دم نگویم من
خدا، خدا، خدا
من مُرغ شباهنگم
بِشد کُنجِ قفس قسمتِ من
چرا، چرا، چرا

به پیامی تو ای پیکِ بهارِ من
به باغبان بگو که گاهی
نشانه گیرد از گیاهی

من اگر که هستم، ستاره‌ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه‌ام کو به داستانها

من آن کَسَم که روز و شب
ز بی‌کسی گرفته‌ام دستِ
دعا، دعا، دعا
تو آن کَسَی که از منِ شکسته‌دل
نمی‌کُنی دوری،
بیا، بیا، بیا
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: در دیار تو

مرضیه در دیار تو

در دیار تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم  (رضا یاوری)
خواننده: مرضیه

من در سرای تو شوری دگر دارم از جام و پیمانه
هر کس مرا بیند، گوید که باز آمد آن مست و دیوانه
من آنچه گویندم همانم، بی‌خبر از این و آنم در دیار تو
من جز حدیثِ آشنایی از کتابِ دل نخوانم در کنار تو

تو زبان مرا می‌دانی، حال مرا می‌جویی
راز وفاداری را با دل من می‌گویی
دور از تو گشتم از ناتوانی چون تار مویی

تو هم چو من، می‌دانم روز و شب در آتشی
به من بگو از رنج مهجوری چه می‌کِشی
یارب، یارب! تا کِی شکیبایی!؟
عمرم طی شد با عشق و رسوایی

تشنه‌کامی من در سراب هستی گفتگو ندارد
عشق اگر نباشد باغ زندگانی رنگ و بو ندارد
من به گلشنِ مهر و وفا چو بلبل از عشق و صفا زبان گشودم
من در همه جمعی به‌خدا با همه کس در همه‌جا یادِ تو بودم
گر یک حاجت من از خدا بخواهم
تنها یارا تو را، تو را بخواهم

* * *

الهه: کعبه‌ی دلها

الهه کعبه دلها

کعبه‌ی دلها
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: الهه / مرضیه

چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه‌ی کعبه
دلِ بشکسته را می‌بَرم به خانه‌ی کعبه
شکایت می‌بَرم از تو بر خدایِ تو
زآن همه بلایِ تو تا رسد او به دردم
در آن آشفتگی با دلی شکسته‌‌تر
گریه‌ها کُنم‌ که ‌در اشکِ خود غرقه گردم

آنجا اگر اشکی دَوَد بر دیده‌ی غم‌دیده‌ای
سیلی به پا نماید
آنجا اگر آهی کِشد دلداده‌ی افتاده‌ای
دود از فلک برآید

در آن مدهوشی، من از خدا
خواهم تو را عاشق‌ کُند، عاشقِ رسوا
چو در عاشقی دیدی بَلا
رو می‌کُنی آنگه تو بَر کعبه‌ی دلها

چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه‌ی کعبه
دلِ بشکسته را می‌بَرم به خانه‌ی کعبه
شکایت می‌بَرم از تو بر خدایِ تو
زآن همه بلایِ تو تا رسد او به دردم
در آن آشفتگی با دلی شکسته‌‌تر
گریه‌ها کُنم‌ که ‌در اشکِ خود غرقه گردم

* * *
حکایت ترانهٔ «کعبهٔ دلها» به روایت «بیژن ترقی»

* * *

نلی: پرنده زرین پر (اولین ترانه)

نلی پرنده زرین پر

پرندهٔ زرین پر
شعر: نیاز کرمانی
آهنگ: محمد سریر
خواننده: نلی

دنیا گیرد، رنگ دیگر
چون باز آیی به برم تو پرنده‌ی زرین‌پر
از برگِ گل بستر سازم
در باغ خاطره‌ها به ره تو گل اندازم
سازم راهِ تو را شکوفه‌باران
پایان گیرد غم بی‌پایان

پیغام‌ آور از فروردین
چون رنگ و بوی بهار تو به شاخه‌ی گل بنشین
دنیا گیرد رنگ دیگر
چون باز آیی به برم تو پرنده‌ی زرین پر
بازآ باز آ، بیا چو خواب شیرین
در چشم من نفسی بنشین

* * *
ترانه‌شناسی «نلی» در این سایت

* * *
تاریخچهٔ اولین ترانهٔ خوانندگان ایرانی

* * *

مرضیه: آسمان بی‌ماه

مرضیه آسمان بی ماه

آسمان بی‌ماه
آهنگ: حسن یوسف‌زمانی
خواننده: مرضیه

امشب تو ای مه از چه نهانی، آن پرتو سیمینِ تو کو!؟
ای آسمان وز چه بی‌فروغی، ماه تو کو!؟ پروین تو کو!؟

پوشَد سیاهی شب پیکر تو باشد چرا سیه بر سر تو
چون شد که رشته‌ی مهر ستارگان از هم گسسته بینم
همچون فرشته چشم من ستاره بر رویت نشسته بینم

مرا غمی سوزان به دل بُوَد پنهان
که ناله چون نی هر شب برآورم از جان
شبِ سیاهِ من به جای ماهِ من
سرشکِ خونیم نشسته بر دامان
امشب اگر تو ای گردون به دیدگانِ من چنین سیاهی
عمری جهانِ عشقِ من نگشته روشن از فروغِ ماهی

امشب تو ای مه از چه نهانی، آن پرتو سیمینِ تو کو!؟
ای آسمان وز چه بی‌فروغی، ماه تو کو!؟ پروین تو کو!؟

* * *

عارف: ساحل انتظار

عارف: ساحل انتظار

ساحل انتظار
شعر: کریم فکور
تنظیم آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵

من در ساحل، او در دریا
در بحر غم ماندم تنها
از خود پرسم آیا او را
در این ساحل بینم فردا

جان بر کف، چون موج خشم‌آلودم
بسوزد از عشق او سراسر وجودم

روز هجران من می‌گریَم چون ابر نوبهاران
گویی نالد چون من، ابر از سوز فراق یاران

بی‌یارم چون مرغ طوفان
نالان و سرگردانم
یا رب آن مَه سوی ساحل
کِی می آید، ندانم!

* * *

پروین:‌ غوغای ستارگان (امشب در سر شوری دارم)

پروین غوغای ستارگان

غوغای ستارگان
(امشب در سر شوری دارم)
شعر: کریم فکور
آّهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

از شادی پَر گیرم که رِسَم به فَلک
سرودِ هستی خوانم در برِ حور و مَلّک
در آسمانها غوغا فکنم
سبو بریزم، ساغر شکنم

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم

با ماه و پروین سخنی گویم
وز رویِ مَه خود اثری جویم
جان یابم زین شبها

ماه و زُهره را به طرب آرم
از خود بی‌خبرم، ز شَعَف دارم
نغمه‌‌ای بر لبها

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «غوغای ستارگان» در این سایت

* * *

ناصر صبوری: آسمان آسمان

ناصر صبوری آسمان آسمان

آسمان آسمان
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده:‌ ناصر صبوری

آسمان آسمان! خسته شد دل من
از تو جز غم دل شد چه حاصل من؟
آسمان بر دلم سنگ غم زده‌ای
سرنوشت مرا رنگ غم زده‌ای
در شبانِ سیاه من کو چراغ ستاره‌ای
کو نگاهی که در دلم برفروزد شراره‌ای
من غروب خزانم، غم نشسته به جانم
قصه‌ی نامرادی‌ام، خالی از شور و شادی‌ام

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: آسمون با من و تو قهره دیگه!

مهستی آسمون با من و تو قهره دیگه

آسمون با من و تو قهره دیگه!
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: مهستی

شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونه‌ی درده
تو رو بی‌من، منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده

آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه

تو دلم این همه غم جا نمی‌گیره
چی به جز غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دَوُنده، دیگه دیره

آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه

تو میگی نامه نوشتی نرسیده
از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکهام همه رو نامه چکیده

آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه

♫  LP Cover  ♫

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *