
رویای شیرین
شعر: ایرج تیمور تاش
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
بیخبر آمد ناگه از در گُلِ من
پرتو شادی پیدا شد در دلِ من
رنج خواری جانا تا کی
نالان بودم ای مَه چون نی
با نگاه تو، جان فدا کُنم
گر جفا کُنی، من وفا کُنم
بیخبر آمد ناگه از در گُلِ من
پرتو شادی پیدا شد در دلِ من
رنج خواری جانا تا کی
نالان بودم ای مَه چون نی
ای پریرو از فراق تو تا به کی شب را سحر کُنم
نیمهشبها ناله سر کُنم، عالمی را با خبر کُنم
تا به کی همچو نِی نالم از هجران رویت، آه
آه از آن شبها، محزون و تنها
بودم دور از رخ تو
* * *

شد شد، نشد نشد
شعر: امیر عظیمی
آهنگ: منوچهر گودرزی
خواننده: آفت
آخر جونم کاری بکُن!
شد، شد؛ نشد، نشد؛ ولش کُن!
فکرِ وفاداری بکُن
شد، شد؛ نشد، نشد؛ ولش کُن!
دنبالِ دلبر، تو برو
شد، شد؛ نشد، نشد؛ ولش کُن!
هرچی بلد بودی؛ بگو!
شد، شد؛ نشد، نشد؛ ولش کُن!
تو فکرشو نکُن! کارِ روزگاره
از این طرف نرو! عاقبت نداره
تو که با ما چنین بیوفا نبودی
بگو جونم! شاید کلکی تو کاره
نکُن تو ناز و غمزه، عشوه نیا بیمزه!
نبر تو اسمِ آشتی: آشتی دیگه نداشتیم
بیا که کار ما هم پس از این زاری شده
ببین که روزگارم چه سیاه کاری شده
* * *

صحرای غم
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: مصطفی اسلامی
خواننده: داود مقامی
در صحرای غم همه بیبرگ و بینوا
چون سنگی خارا دل من مانده به جا
تا کی این دل را تو در آتش فکنی
گاهی هم طی کن طرق مهر و وفا
چه شد آخر که تو رفتی ز برم
من ندانم که چه آید به سرم
به تنم آتشی از رنج و تعب
که ز سودای تو سودی نبرم
گویم هر شب در سوز تب تو کجا و قلب بینوای من
با هر مویت بخدا دهی تو خونبهای من
دانم ای مه هستی آگه ز من و ز درد بیدوای من
با لبخندی بخدا تو بستهای دو پای من
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

پیمان
ترانهسرا: منصور شیخالملوکی
آهنگساز: یونانی
تنظیمکننده: بابک افشار
خوانندگان: عارف و نارملا
انتشار: ۱۳۴۱
عارف:
اگه بگم دوستت دارم
قربون چشمونت میرم
هرچی بگی همون میشم
بهم بگو دوستم داری!
دوستت دارم از دل و جون
چشمونتو میرم قربون
چشمونتو میرم قربون
ای ماه روی آسمون
نارملا:
آره میگم دوستت دارم
هستی شمع شب تارم
عشقت در سر میپرورم
ای خورشید روزگارم
بیا با هم پیمون بندیم
پیمون بی پایون بندیم
بر زندگی چون گل خندیم
ما هردو آرزومندیم
نارملا: اگه بگم دوستت دارم
عارف: قربون چشمونت میرم
هرچی بگی همون میشم
نارملا: بهت میگم: آره دوستت دارم
همخوان:
بیا با هم پیمون بندیم
پیمون بی پایون بندیم
بر زندگی چون گل خندیم
ما هردو آرزومندیم
* * *

طوطی
شعر و آهنگ: صمد نوریان
خواننده: پروا
طوطیجون میخوام برات قصه بگم
قصه از این دل پُر غصه بگم
منم مثل تو به دامی اسیرم
تو باغ آرزو دارم میمیرم
طوطیجون نمیری الهی
دوباره پر بگیری الهی
طوطیجون من تو رو آزاد میکُنم
دل غمگین تو رو شاد میکُنم
پَر بزن برو میونِ جنگلا
اونجا که نرسه دست آدما
طوطیجون نمیری الهی
دوباره پر بگیری الهی
خیلی وقته آدما مهر و محبت ندارن
تا میآیی عادت کُنی زود تو رو تنها میذارن
من که عمری اسیرم تو چرا اسیر بشی
پشتِ میلهی قفس مثل من تو پیر بشی
طوطیجون نمیری الهی
دوباره پر بگیری الهی
♫ LP Cover ♫
* * *

سپید و سیاه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عماد رام
دنیا مثل زندونه، غصههاش فراوونه
برا هرکه عریونه تا ابد زمستونه
با سپید سیاه دو رنگه
با سیاه سپید به جنگه
دل هرکه مهربون شد
سر راش همیشه سنگه
یه دلی میخوام چو آهن
بدونه هزار و یه فن
که در این دو روز دنیا
بزنه به دوست و دشمن
دومنم ز غصه چاکه چه کُنم
دل من چو چشمه پاکه چه کُنم
به زمونه گر نشونی ز صفاست
دل من واسش هلاکه چه کُنم
پر و بال کفترا که میرن تو آسمون
شده واز که باز بیان به سراغ لونهشون
همه کس اسیر رنگه
همه جا غروب تنگه
افقش چرا سیاهه
اگه آسمون قشنگه
توی هر دلِ شکسته
آرزو جوونه بسته
بوم ناامیدی اما
روی بوم ما نشسته
دومنم ز غصه چاکه چه کنم
دل من چو چشمه پاکه چه کنم
به سرم اگر که مونده هوسی
دل من به زیر خاکه چه کنم
♫ LP Cover ♫
* * *
یک ملودی و آهنگ با دو شعر مختلف (مجموعه ترانهها)
* * *

دریغا دریغا
شعر: رضا جنتیعطایی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: علیاکبر گلپایگانی
خدایا! خدایا!
چرا از من او را گرفتی که ماتم بگیرم
من این سوی دنیا، تو آن سوی دنیا
چرا دردِ خود کم بگیرم
ز روزی که رفته ز پیشم او، نامه ننوشته
ز خاطر مگر بُرده او از دل یاد بگذشته
دریغا گذشته، گذشته
دریغا گذشته، گذشته
خدایا همه هستیام را گرفتی
همه هستیام را تو یکجا گرفتی
اگر روزی از این قفس پر بگیرم
روَم سر به پایش نَهم تا بمیرم
و یا زندگی را من از سر بگیرم
خدایا! خدایا!
چرا از من او را گرفتی که ماتم بگیرم
من این سوی دنیا، تو آن سوی دنیا
چرا دردِ خود کم بگیرم
ز روزی که رفته ز پیشم او، نامه ننوشته
ز خاطر مگر بُرده او از دل، یاد بگذشته
دریغا گذشته، گذشته
دریغا گذشته، گذشته
♫ LP Cover ♫
* * *

من وجودم مال توست
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
توی دنیا چی میخوای که به پاهات بریزم
همهی هستیمو من به سراپات بریزم
لبِ پُر خنده میخوای، بیا لبهام مال تو
چشم پُر گریه میخوای، هر دو چشمام مال تو
آشیونِ گرم دل همیشه جای تو بود
تو حریر خاطرم نقش سیمای تو بود
تو که مرغ آرزوت روی ابرا میپره
تو رو تا عرش خدا به تماشا میبره
مگه من چی کم دارم که باید تنها باشم
مثل زورقهای پیر گوشهی دریا باشم
اگه رودخونه میخوای، سیل اشکام مال تو
اگه بازیچه میخوای، سر زلفام مال تو
بیا تا برات بگم من غرورم مال توست
بیا تا فدات بشم من وجودم مال توست
اما افسوس که دیگه داره خیلی دیر میشه
زود به داد دل برس چونکه داره پیر میشه
♫ LP Cover ♫
* * *

صنوبر
خواننده: منوچهر سخایی
ای به بالا چون صنوبر، ای به رخ چون میم و ه (مه)
زلف داری همچو عنبر ،لب چو شین و کاف و ر (شکر)
عاشقم من بر جمالت ای نگار نازنین
چون زلیخا بر جمال ی و واو و سین و ف (یوسف)
ای خوشا روزی که گیرم همچو جان اندر برت
تا ستانم از لبانت ب و واو و سین و ه (بوسه)
[ آفتاب عاشقانی، ماهتابِ دلبران
قبلهی آزادگانی ای صنم با ر و خ (رخ)
در میان ر و خ (رخ) اندر کشیده میم و ه (مه)
ای صنم! من دردمندم، تن گرفته ت و ب (تب)
ت و ب (تب) آمد نگار من مرا در عشق تو
داروی دردم تو داری در میان لام و ب (لب)
لام و ب (لب) بر لام و ب (لب) بنهاده باشد تا سحر
میم و ی (می) در پیش باشد بسته باشد دال و ر (در)
ای نگارا! گر تو ما را یک شبی مهمان کُنی
غرق سازم بر لبانت ب و واو و سین و ه (بوسه)
تا بیا خوشحال باشیم آن زمان خواهیم گفت
اندرین دنیا که دیده ب و ه و شین و ت (بهشت)
هر که ما را با تو یکدم شاد نتواند بدید
باد بر جانش همیشه خ و نون و جیم و ر (خنجر)
ای نگارا! گر بخندی قند ریزد از لبت
بشکُفد در ماه بهمن ل الف با لام و ه (لاله)
شاعران بسیار گفتند شعرهای با نمک
کس نگفته شعر همچون سین و عین و دال و ی (سعدی) ]
* * *

شیدا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
شیدا شدهام، زیبا شدهای، چه بلا شدهای
با اهل صفا بیگانه چرا ز وفا شدهای
دیوانه منم که اسیر بلا شدهام
فرزانه تویی که رها ز وفا شدهای
بهر تو در این دنیا، در همه جا رسوا شدهام
بهر عذابِ دلها عشوهگر دنیا شدهای
خبر نداری ای مَه که چه دلشکنی
چه گویمت که تو آفتِ جانِ منی
دلِ من مشکن که به هر غم من تو شفا شدهای
همراه دلها شدهای
ز فراغت چه کشیدم، ز رقیبان چه شنیدم
آتش غم بر قلب شیدا زدهای
تنها شدهام، رسوا شدهام
وای از غم تنهایی
دور از من چرا با غیر آشنا چون گلها شدهای
* * *