
زیبای من
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
زیبای من، سیمینتن و شیرین زبانی
در چشم من دلکشتر از جانِ گرانی
ز چشمانِ تو بارد فروغ زندگانی
تویی در دلبری رشکِ پری، بهتر ز جانی
تو را خواهم؛ اگر با من شود دشمن جهانی
ای روی تو شمع و گل و پروانهی من
تنها تو را خواهد دلِ دیوانهی من
چو بلبل نغمهخوان، مانند گل خوشرنگ و بویی
ندارد گفتگو؛ مفهوم عشق و آرزویی
دم از شادی بزن، شو جلوهگر مانند گل با روی خندان
بُوَد روز خوش و وقت طرب؛ بیگانه شو با یأس و حرمان
ندهم، ندهم دل به دست غم؛ نکُنم، نکُنم شکوهها ز عالم
شدم باد سحر تا بگذرم سر کوی تو موی تو بگویم
شدم مرغ چمن ای گل من تا که شادی از روی تو بجویم
ز جام می چه خواهی، می تبه سازد جوانی
نکُن با می پریشان این دو روز زندگانی
* * *

حلقهی زرین
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: الهه
ای شمع شب تارم
تا رفتی ز کنارم
به امید تو نشستم که بیایی
که بیایی رخ دلکش بنمایی
عمری در غمت ای گل
سر کردم به تحمل
کُشدم غم، تو کجایی؟ تو کجایی؟
که بسوزی دل زارم ز جدایی
ز چه ای مَه تو برفتی ز کنارم
تو که رفتی که فروزد شبِ تارم
در دستم حلقهی عشق تو دارم
جز نامت کی هرگز به لب آرم
ای شمع شب تارم
تا رفتی ز کنارم
به امید تو نشستم که بیایی
که بیایی رخ دلکش بنمایی
رفتی و دل بر عهد تو بستم
حلقهی زرین مانده به دستم
به امیدت بنشستم، ز تو عهدی نشکستم
دیده به ره بستم
من هر شب در خوابم میبینم
مشتاق و بیتابت میبینم
چه خوش بُوَد آن خوابی که با حقیقت پیوندد
چه خوش بود آن یاری که برمحبت دل بندد
* * *

پیغام من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
کو یاری تا به دیارم برساند؟
پیغامم را به نگارم برساند
کو غمخواری که کنارم بنشیند؟
دلدارم را به کنارم برساند
من هم شدم جدا ز آشیانه
من هم دلم شکسته ای زمانه
من هم به نالههای عاشقانه
در این زمانه گشتهام فسانه
بیخبرم ز جای بینشان تو
بر لبِ من رسیده جان به جانِ تو
هجر تو شد نصیبِ من در این میانه
چه شود کز تو رسد به شکستهدلی خبری؟
چه شود گُل فِکند به بد آب و گِلی نظری؟
چو نسیم سحر ز برم بگذر
بگذر که مگر گلی از گِل من بدمد
چو روم به نظر
* * *

شاید تو را دیگر نبینم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عماد رام
خواننده: عماد رام
در کار دل حیران منم، هر لحظه در طوفان منم
ای نازنینم! شاید تو را دیگر نبینم، دیگر نبینم
لیلای بی سامان تویی ، مجنون سرگردان منم
ای نازنینم! شاید تو را دیگر نبینم، دیگر نبینم
اکنون که از هستی، آهی ندارم
جز دوری از چشمت، راهی ندارم
هر کس تو را بیند، افتد به راهت
دارد هزار افسون، شرم نگاهت
چشمان تو هر لحظه رنگی تازه دارد
عاشقکُشی ای نازنین، اندازه دارد
گفتم: وفا، گفتی: خطا کُن
گفتم؛ غمت، گفتی: رها کُن
گفتم: دلم، گفتی: بسوزد
گفتم: خدا، گفتی: صدا کُن
گفتم که: عمر نازنینم را چه گویی؟ گفتی: فدا کُن
گفتم که: در شبهای تاریک جدایی؟ گفتی: دعا کُن
* * *

پرنده
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: مارسل استپانیان
خواننده: سیمین غانم
توی یک جنگل تنخیسِ کبود
یه پرنده آشیونه ساخته بود
خون داغ عشق خورشید تو پَرش
جنگل بزرگ خورشید، رو سرش
تو هوای آفتابی روی درختا میپرید
تنشو به جنگل روشن خورشید میکشید
تا یه روز ابرای سنگین اومدن
دنیای قشنگشو به هم زدن
هر چی صبر کرد آسمون آبی نشد
ابرا موندن هوا آفتابی نشد
بس که خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید
یه دفعه دیوونه شد، از توی جنگل پَر کشید
زندگیشو توی جنگل جا گذاشت
رفت و رفت، ابرها رو زیر پا گذاشت
رفت و عاقبت به خورشیدش رسید
اما خورشید به تنش آتیش کشید
اگه خورشید یکی تو آسمونه
مرغ عاشق رو زمین فراوونه
روزی یکی به بالا چشم میدوزه
میره با اینکه میدونه میسوزه
من همون پرنده بودم که یه روز خورشیدو دید
اسم من یه قصه شد، این قصه رو دنیا شنید
* * *

شب اومد
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: داریوش اقبالی
باز هم آفتاب غروب کرد و شب اومد
به جونِ خستهام باز هم تب اومد
باز هم از لالهی خونینِ قلبم
خدایا بانگِ یارب یارب اومد
شب اومد، باز شب اومد باز شب اومد
به جون خستهام باز هم تب اومد
هوا تاره، چراغم سوت و کوره
تنم داره میسوزه مثل کوره
خدایا یار من کی برمیگرده
آخه این از خداوندی به دوره
چه کجدار و مریزی دارم امشب
چه درد نالهخیزی دارم امشب
خدایا این حبیبه یا طبیبه
چه مهمونِ عزیزی دارم امشب
♫ LP Cover ♫
* * *

از من نخواه عاشق بشم
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: فریدون فرخزاد
دیگه از عاشقی نگو که قلب من آهنه
نمیخواد دل به من بدی، یه روز دلت میشکنه
از من نخواه عاشق بشم که عشق من دروغه
عاشق نشو که بعد از این عاشق شدن دروغه
یه روز تو هم مثل همه از وفا دلگیر میشی
از منو از عشق من یه روز تو هم سیر میشی
از من نخواه عاشق بشم که عشق من دروغه
عاشق نشو که بعد از این عاشق شدن دروغه
دل افسردهی منو با قصه خوابش نکُن
تنهاییشو نگیر دیگه خونهخرابش نکُن
از من نخواه عاشق بشم که عشق من دروغه
عاشق نشو که بعد از این عاشق شدن دروغه
♫ LP Cover ♫
* * *

فتنه چکمهپوش
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: فریدون فروغی
ترانه فیلم: فتنه چکمهپوش
روزم از شب روسیاتر، شبم از شهر بیصداتر
هر دری رو که زدم من روی من باز نشد آخر
سر رام یه گرگیه که چشاش گرفته خون
از کسی نمیبینم یه نگاه مهربون
آخه فتنه چکمهپوش اسیر بخت بده
رو پیشونیش، سرنوشت مُهر بدبختی زده
دنیا رو تار می بینم، گلها رو خار میبینم
دوستی و محبت رو حلقهی دار میبینم
آخه فتنه چکمهپوش اسیر بخت بده
رو پیشونیش، سرنوشت مُهر بدبختی زده
مثل ابرای سیا پیچیده بغض تو گلوم
حالا دارم میبینم دیو مرگو روبروم
آخه فتنه چکمهپوش اسیر بخت بده
رو پیشونیش، سرنوشت مُهر بدبختی زده
♫ LP Cover ♫
* * *

ابر بیباران
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: پانوس گاوالاس (یونانی)
تنظیمکننده: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
با تو هستم، اگر از تو دورم
در چشم تو شمع بینورم
با من هستی، اگر از من دوری
در چشم من چشمهی نوری
ای دو چشمت باغ سبز آرزوهایم
در سر کوی تو گم شد جستجوهایم
شاید بیتو تصویری سرگردانم
یا در چشمت قابِ پریشانم
اشک دردم، قصهی بیپایانم
بی تو هیچم، ابر بیبارانم
چه شود گر چون پیراهن، گیرمت در آغوش
ز لبت صد بوسه گیرم، بشوی خاموش
شاید بیتو تصویری سرگردانم
یا در چشمت خوابِ پریشانم
اشکِ دردم، قصهی بیپایانم
بی تو هیچم، ابر بیبارانم
* * *

بوسهی شیرین
شعر: رهی معیری
آهنگ: جواد بدیعزاده
خواننده: جواد بدیعزاده
ای بُتِ مهوش، دلبر و دلکش
بیتو نخواهم زندگانی
رهزن ایمانی، فتنهی دورانی
آفت دین و دلم، دل و دین به نگاهی بُردی
چه نرگس فتّانی، دل برد از من با آسانی
توان و تاب و صبر و هوشم بُرد آنی
مست و خرابم از آن بادهی چشمانت
قلب مرا خَستی از ناوک مژگانت
به غمزهای کُشتی مشتاقان را
به خون بیاغشتی بیتابان را
بس کُن دیگر قربانی
چو دلم بردی بده کامم
زان دو لب شیرین بر من بخشا جانی
بوسهی شیرینم ده زان لب خندانت
کُن ز وفا سیرم، زان چشمهی حیوانت
خوبان جسمو تو همه جانی، روح و روانی
با این زیبایی، کی بود انسانی
چو زدی آتش بر جانم، به فلک شد افغانم
کِشم از دل آه سوزان که شکستی پیمانم
جان و تن و سر جای زر
ای دلبر، مه پیکر، سیمینبر
به مژدهی وصلت میدهم رایگانی
چه خطا از من دیدی که به زودی رنجیدی
چه خلاف از من سر زد که رُخ از من پوشیدی
چه بگویم دل چون شد، ز فراغت پُر خون شد
ز وفا رحمی بر دل من
کی دانستم تو بیوفایی، دلم ربایی، کُنی جدایی
شکستی عهدم، چه بد پیمانی
حذر کن از آهم، تا بتوانی
چارهی دردم دانی
* * *