دلکش: روز بی‌فردا (۱)

دلکش روز بی فردا

روز بی‌فردا
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: دلکش

چو خاطر آرم غم جدایی
شوم پشیمان از آشنایی
به سینه لرزد دل اسیرم
که باشدم روز بی‌فردایی

در این دشت بیکران، زار و ناتوان
روز وشب دوان، بس‌ که خسته‌جان
در پی سرابم، چو باد وتوفان دراضطرابم

محنت‌کش زمانه منم، اندوه بی‌ترانه منم
بهر غمت بهانه منم دنیای التهابم
زیبای جاودانه تویی غارتگر زمانه تویی
عشق مرا نشانه تویی چون تو دگر نیابم

* * *

● جایی دیگر نام شاعر همین ترانه «معینی کرمانشاهی» نوشته شده است. [اینجا]

* * *

پوران: نه همزبانی، نه همنوایی (گلهای رنگارنگ ۳۸۵)

پوران نه همزبانی گلهای رنگارنگ ۳۸۵

نه همزبانی، نه همنوایی
گلهای رنگارنگ ۳۸۵
شعر: رهی معیری
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: پوران شاپوری

نه همزبانی، نه همنوایی
تا به او بگویم ز عشقت حکایتی
نه مهربانی، نه چاره‌سازی
تا کُنم از سوزِ پنهان شکایتی
نوای منی، بینوای توام
بلای منی، مبتلای توام
شور و مستی، تویی! تویی!
نور هستی، تویی! تویی!
منم غباری به کوی تو
سرود منی، چنگ و عود منی
وجود منی، تار و پود منی
جام و ساقی، تویی! تویی!
عشق باقی، تویی! تویی!
منم که مستم به بوی تو
من که در دام هلاک افتاده‌ام
من که چون اشکی به‌خاک افتاده‌ام
عاشقی، دیوانه‌ای، افسرده جانم
بی‌دلی، بی‌حاصلی، بی‌آشیانم
من کی‌ام؟ درد آشنایی
بی نصیبی، بینوایی
هر شب افسانه‌ای دارد دلِ دیوانه‌ی من
بشنو ای مرغ شب! راز من و افسانه‌ی من
[رهی، تا چند سوزم در دل شبها چو کوکب‌ها
به اقبال شرر نازم، که دارد عمر کوتاهی]

شعر «آرزو گم کرده» سروده‌ی رهی معیری

* * *

مرضیه: دیدی که رسوا شد دلم

مرضیه دیدی که رسوا شد دلم

دیدی که رسوا شد دلم
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

دیدی که رسوا شد دلم،‌ غرق تمنا شد دلم

دیدی که من با این دلِ بی‌آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی بر زلفِ او عاشق شدم

ای‌وای اگر صیاد من،
غافل شود از یاد من، قدرم نداند
فریاد اگر از کوی خود،
وز رشته‌ی گیسوی خود بازم رهاند

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم

در پیشِ بی‌دردان چرا فریادِ بی‌حاصل کُنم
گر شِکوه‌ای دارم ز دل با یارِ صاحبدل کُنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فِتادم به راهی که پایان ندارد

از گُل شنیدم بوی او،
مستانه رفتم سوی او
تا چون غبارِ کوی او،
در کوی جان منزل کنم
وای ز دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد

دیدی که رسوا شد دلم، غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم از فتنه‌ی گردون «رهی»
افتادم و سرگشته چون امواج دریا شد دلم

* * *

ناهید دایی‌جواد: دونه دونه اشکم

ناهید دایی جواداشکم دونه دونه

دونه دونه اشکم
شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: ناهید دایی‌جواد

اشکم دونه دونه،
از دیده روونه، دل کرده بهونه،
ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه، نکُنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه

هر دونه‌ی اشکی بر رُخ بنشینه
از شاخه جوونی یک غُنچه بچینه

اشکم دونه دونه،
از دیده روونه، دل کرده بهونه،
ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه، نکُنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه

ای دل گله کم کُن که پرستار نداری
از شِکوه حذر کُن که خریدار نداری
هر دونه اشکی بر رخ بنشینه
از شاخه جوونی یک غنچه بچینه
هر دونه‌ی اشکی بر رُخ بنشینه
از شاخه جوونی یک غنچه بچینه

اشکم دونه دونه،
از دیده روونه، دل کرده بهونه،
ای خدا دیده و دل هر دو تا خونه
دل من هنوز جوونه، نکُنه تنها بمونه
توی این عهد و زمونه

* * *

گیتی: دیروز، امروز، فردا

گیتی دیروز امروز فردا

دیروز، امروز، فردا
شعر: عباس صفاری
آهنگ: پرویز اتابکی
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۱

همین دیروز می‌گفتی: «همیشه با تو هستم»
دو دست مهربون تو می‌لرزید توی دستم
می‌گفتی گل مهتابم که تو چشات نشستم
ولی امروز نگاهت با من نامهربونه
تو باغ سبز چشمونت دو رنگی کرده خونه
چه خوابی واسه من دیدی فقط خدا میدونه!

چشات میگه همین فردا منو تنها میذاری
دروغ نگو که میدونم دیگه دوستم نداری
تو دلم گل یاد تو می مونه یادگاری

روت نمیشه بهم بگی میخوای بری، اما
من می‌دونم تنها می‌شم امروز و فردا
چشات میگه: بسه دیگه تنهاش بذار، تنها
من می‌دونم تنها می‌شم امروز و فردا

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: دیگه اشکم واسه من ناز می‌کُنه!

گوگوش دیگه اشکم واسه من ناز می کنه

دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ:‌ اسفندیار منفردزاده
خواننده: گوگوش

کاشکی تاریکی می‌رفت، فردا می‌شد
صبح می‌شد، چشمون تو پیدا می‌شد
لب‌های ناز تو با قصه‌ی عشق
مث گلهای بهاری وا می‌شد

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه

یادته قول دادی پیشم بمونی
قصه‌ی عشق، زیر گوشم می‌خونی
نمی‌دونست دل وا مونده‌ی من
که تو رسم بی‌وفایی می‌دونی

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه

هنوز از عشق تو لبریزه تنم
عاشق چشمون ناز تو منم
نمی‌دونم چرا من هم مث تو
نمی‌تونم زیر قولم بزنم؟

تا دلم شکوه رو آغاز می‌کنه
دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه

♫  LP Cover  ♫

* * *

هایده:‌ این روزها

هایده این روزها

این روزها
شعر: کریم فکور
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
انتشار: بهار سال ۱۳۵۰‌

این روزا یک دلِ چون آینه پیدا نمی‌شه
اگرم پیدا بشه یارِ دلِ ما نمی‌شه
دلِ بی‌رنگ و ریا آینه‌یِ نورِ خداست
ولی افسوس که به این آسونی پیدا نمی‌شه

خدایا مونده تنها دلِ پاک و مهربونم
چرا این مهربونی شد بلایِ دل و جونم
دلِ دیوونه‌یِ من چرا یاری نداره
چرا عشق و مَحبت خریداری نداره

این روزا عشقِ حقیقی دیگه پیدا نمی‌شه
مثلِ من کس زِ غم عشق تو شیدا نمی‌شه
ای که پُرسی زِ چه بر لب زده‌ام مهرِ سکوت
چه کنم پیشِ تو آخر زبونم وا نمی‌شه

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: دل میگه دلبر میاد

مهستی دل میگه دلبر میاد

دل میگه دلبر میاد
آهنگ‌ساز: عماد رام
ترانه‌سرا: هما میرافشار
خواننده: مهستی
اجرای ترانه: بهار سال ۱۳۴۹

دل می‌گه، دلبر میاد، انتظارم سَر میاد
پونه از خاک درمیاد، یارم از سفر میاد
می‌دونه فصلِ بهاره، دلِ یارش بی‌قراره
می‌دونه طاقت نداره،‌سرِ راه چَشم‌انتظاره

می‌دونه بی‌آشیونم، می‌دونه بی‌هم‌زبونم،
نمی‌خواد تنها بمونم، باوفا و مهربونم
منو تنها نمی‌ذاره می‌دونم
رو دلم پا نمی‌ذاره می‌دونم

گُل میاد، بهار میاد، بویِ عطرِ یار میاد
آرزو به بار میاد، به دلم قرار میاد
می‌دونه دنیا سرابه، آرزو نقشِ بر آبه
زندگی بی‌عشق و مستی می‌دونه رنج و عذابه
منو تنها نمی‌ذاره می‌دونم
رو دلم پا نمی‌ذاره می‌دونم

● این ترانه نخستین‌بار در سال ۱۳۴۸  با صدای «نادیا رام» [خواهر عماد رام] در بکی ار برنامه‌های تلویزیونی اجرا شد. سال بعد با صدای مهستی بازخوانی، و سپس با شعر دیگری از «معینی کرمانشاهی» به‌نام «سپید و سیاه» با صدای عماد رام نیز اجرا و منتشر شد. [در اینجا بشنوید.]

♫  LP Cover  ♫

* * *

دلکش: چشمان مست تو

دلکش چشمان مست تو

چشمان مست تو
شعر: مهدی سهیلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش

چون تویی عشق من، بر تو رو کُنم
هر طرف من تو را جستجو کُنم
پُر بود شهری از گفتگوی من
بس‌که من با غمت گفتگو کُنم
ره به هر چمن کُنم ای گل مُراد
تا میان گل ترا جستجو کُنم
چشمهٔ حیات من چشم مست تو
بی‌تو زندگی چرا آرزو کُنم
عاقبت در ره عشق تو جان فدا کُنم
عاشقم از سر کوی تو رو کجا کُنم
عشقت آتش زد به جانم
جان در پایت می‌فشانم
فتنه‌ها دیده‌ام در جوانی
شکوه‌ها دارم از زندگانی
ستاره بارد چشمم همه شب
چون شمع بزم طرب

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: اسیر

مرضیه اسیر

اسیر
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

ای دل تو رها ز بلا نشوی
از دام بلا تو رها نشوی
تا در غمِ ما تو فنا نشوی

ای شام سیه که سحر شده‌ای
ای قطره ی اشک که گُهَر شده‌ای
از سوزِ دلم تو خبر شده‌ای

امیدی و صفای این دل نومیدی
به شب، تو جلوه‌گر چو زهره و ناهیدی
از غمِ نهان تو غافلی
تو خود ز عشقِ آتشین من آگاهی
تو خود نشان این شراره‌ی جانکاهی
فتنه‌ای تو آتشِ دلی

تو شمع خلوتِ ما
تو نورِ ظلمتِ ما
تو امیدِ منی
تو صفای منی
تو نویدِ منی

تو همزبانِ دلی
تو خود نشانِ دلی
به کنارِ دلم، به مزارِ دلم
بیا دمی تو بنشین

تو پرورده‌ی اشک و آهی
پناهِ دلِ بی‌پناهی
گناهم، سراپا گناهم
اگر دارد عاشق گناهی

اسیرم، اسیرِ دلِ مُبتلا منم
اسیرِ ستمکاریِ آشنا منم

دلم ز سوزِ تو نهانی لرزد
تنم چو شاخه‌ی خزانی لرزد
ای جان! از سوزِ نهان تو جدا نشوی

* * *