
دل که گناهی نداره
آهنگساز: صدرالدین مهوان
ترانهسرا: رضا میرفخرایی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۱
عشق که بر دَر میزنه
رویِ دلی پَر میزنه
قلبو هراسون میکُنه
دیده رو گریون میکُنه
میگن گُنهکار دله
اَسیر و بیمار دله
دل که گناهی نداره
چاره به راهی نداره
کارِ دل عاشق شدنه
سوختنه، ساختنه!
هرجا که حرف، حرفِ غمه
شادی و خوشحالی کمه
خیالِ باطل میکُنن
شِکوه از این دل میکُنن
دل که گناهی نداره
چاره به راهی نداره
کارِ دل عاشق شدنه
سوختنه، ساختنه!
هرجا که حرف، حرفِ غمه
شادی و خوشحالی کمه
خیالِ باطل میکُنن
میگن گُنهکار دله
اَسیر و بیمار دله
دردشو اَفزون میکُنن
اَشکشو بارون میکُنن
دل که گناهی نداره
چاره به راهی نداره
کارِ دل عاشق شدنه
سوختنه، ساختنه!
♫ LP Cover ♫
* * *

اشک پاک
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
من اشک پاک روشنم
فروغ جاودان منم
قرار جان بیقرارم
گهی ستاره میشوم
به سوی آسمان روم
گهی چو شبنم بهارم
گهی به رنگ گوهرم
که زیبِ مویِ دلبرم
گهی بر دامن گُل مکان دارم
منم کز عشق و صفا نشان دارم
هر کجا میگذرم
رنگ غمها ببرم
گهی به چشم عاشقان قدم گذارم
رهی به جز رهِ وفا نمیسپارم
ز من مکش دامان، که جهانی دیگر بینی
بیا، بیا با من که نشان از گوهر بینی
گهی بیشکیبم
اسیر فریبم
میگریم به حال خود میگریم
بر رنج و ملال خود میگریم
دمی نگر تو در آیینهی من
سینهی بیکینهی من
در همه جا مظهر من شد
نظر فکن به تن خاکی من
گوهر افلاکی من
پاکی من شد زیور من شد
تو غافل از صفای من
ز جلوهی وفای من
* * *

کبوتر چاهی
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: اِستراتوش آتالیدیس (یونانی)
تنظیمکننده: بابک افشار
خواننده: نارملا
انتشار: ۱۳۴۱
سفر کردم، تنها سفر کردم
غم دل را همسفر کردم
توشهی ره بر کمر بستم
به خاک غریبی بنشستم
کبوتر چاهی شدم من
از شهر تو راهی شدم من
گل من خونهات آبادون
که کردی آشیونم ویرون
پریشون چون برگ خزون
که گشتم از عالم روگردون
کبوتر چاهی شدم من
از شهر تو راهی شدم من
پس از من هرجا سفر کردی
چو گشتی با یاری همآغوش
چو دادی بوسه از لب نوش
یادم را مکن تو فراموش
* * *

سراب آرزو
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
منم که چشمهی سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
همچو قصه و فسانهامبلرزدم دل از نسیمی
به بحر زندگی حبابم
در زمانه بی نشانهام
آرزو، آرزو، ای سرابِ بیکران
ای امید بینشان
ای که فتنههای تو
آتشم زند به جان
عشق من بُوَد گناهِ من
منم عاشق، منم رسوا، بارِ غم بهدل نشستهای
منم عاشق، منم شیدا، مرغ بال و پر شکستهای
چرا از ما تو ای زیبا رشتهی اُلفت گُسستهای
نمیپرسی ز حالِ ما، فارغ از این جان خستهای
جز به دل مشتاقان، غم خانه نمیسازد
و آنکه ندارد سوزی دیوانه نمیسازد
سوز دل بود گواه من
به چشم تو بیگانه منم
چو قصه و افسانه منم
به دلبری افسانه تویی
ز عاشقی دیوانه منم
نه از دلم گیری خبری
نباشدت بر ما نظری
نه اشک من سوزد دل تو
نه آه من دارد اثری
منم عاشق، منم رسوا، بار غم به دل نشستهای
منم عاشق، منم شیدا، مرغ بال و پر شکستهای
چرا از ما تو ای زیبا رشتهی الفت گسستهای
نمیپرسی ز حال ما، فارغ از این جان خستهای
* * *

کیه، کیه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: آندرانیک آساطوریان
خواننده: گوگوش
پُشتِ دیوارِ دلم
یه صدای پا میاد
یه صدای آشنا
از تو کوچهها میاد
یه صدای پا میاد
یه صدای پا میاد
نفسم راهشو گُم کرده تو سینه
چشمِ من یه سایه رو دیوار میبینه
صدایِ تیکتیکِ قلبم نمیذاره
صدای پاهاش توی گوشام بشینه
اونجا کیه کیه!؟
پُشتِ دیوار کیه!؟
سایهشو من میبینم.
شاید خواب میبینم
برگشته پیشِ من
اُمیدِ آخرینم
اگه اون که گمشده،
یه روزی پیدا بشه
قفلِ زندونِ دلم
با کلیدش وا بشه
همه خوبیها رو همراش میاره
دستِ خوبشو تو دستام میذاره
اگه اونکه گمشده یه روزی پیدا بشه
قفل زندون دلم با کلیدش وا بشه
همه خوبیارو همراش بیاره
دست خوبشو تو دستام بذاره
نوشهر، ۷۲
با [حسن] شماعیزاده، قدمزنان در ساحلِ دریای خزر این ترانه را ساختم. شماعیزاده ملودی را زمزمه میکرد و من بر آن کلام گذاشته و به او جواب میدادم.
[از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۴۶ و ۴۷]
♫ LP Cover ♫
* * *

گلبوسه
ترانهسرا: ایرج جنتی عطایی
آهنگساز: محمود قراملکی
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۴۹
دیگر ای بیوفا بر اشک من خنده کمتر کُن!
آخر من می میرم در این شبها بی تو، باور کُن!
وفا از تو ای بیوفا، دیدم، ندیدم
گلبوسه از لبهای تو چیدم، نچیدم
گفتم دیگر در دامت اسیرم
اما اکنون باید پر بگیرم
وفا از تو ای بیوفا، دیدم، ندیدم
گلبوسه از لبهای تو چیدم، نچیدم
من غنچه ام، پّرپّرم مکُن!
از خاک ره کمترم مکُن!
خنده کُن تا خندان بمیرم
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

یه روزی دل مال ما بود حالا نیست
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: رویا
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
بیخودی زُل نزن اینجور تو چشام
نامه ننویس، گٔلو ننداز زیر پام
حیفه گٔل حروم بشه، بسوزونم
نامههایی رو که میفرستی برام
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
حالا شب وقتی میشه، تو کوچهها
ول و ویلون میمونم با بچهها
بچهها به هم میگن: عاشق شدن
یه قماره، بُرد و باختش با خدا
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
اگر خاطرخواه نبودم یه چیزی
تو همه رسوا نبودم، یه چیزی
اگه دل راضی بشه یادش بره
قصهٔ بود و نبودم یه چیزی
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
♫ LP Cover ♫
* * *

رود جدایی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
کنار برکهٔ خاموش جنگل
نشسته مرغ پیری بیترانه
کشد نیزار غمگین را در آغوش
نسیم سرد جنگل عاشقانه
به یادم آید آن روزی که پای برکهٔ سرد
لب لرزان و خاموشت لبم را جستوجو کرد
به من گفتی که ما هر دو در این شب
دو آهوی گرفتار کمندیم
بیا تا بر سر رود جدایی
شبی با بوسههامان پُل ببندیم
دریغا رفتی و آن پُل شکسته
به رویش جغد پیر غم نشسته
♫ LP Cover ♫
* * *

مجنون تو
شعر: نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
من که مجنون توام
مست و مفتون توام
در جهان افسانهام
زانکه افسون توام
با که گویم راز دل
من که دلخون توام
من کیام!؟ دلدادهای حسرت نصیبم، وای بر من
ناامید از چارهی دردم طبیبم، وای بر من
من که در کویت ندارم جز گناهِ بیگناهی
بیگنه، خونیندل از طعنِ رقیبم، وای بر من
گل بسوزد از غمم، در چمن گر بگذرم
من ز حسرت همچو گل، جامه بر تن بردرم
گر بگرید چشم من، بگذرد اشک از سرم
در دل شب از غمت یک آسمان اختر بریزم
جای آه از سینه سوزان خود آذر بریزم
گل بسوزد از غمم، در چمن چون بگذرم
من ز حسرت همچو گل، جامه بر تن بردرم
گر بگرید چشم من، بگذرد اشک از سرم
در دل شب از غمت یک آسمان اختر بریزم
جای آه از سینهی سوزان خود آذر بریزم
* * *

کویر
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز : حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: زمستان ۱۳۵۲
از فیلم “خوشگلا عوضی گرفتین” | تابستان ۱۳۵۳
[به دکتر منوچهر سرفراز]
من کویرم ای خدا! با حسرت یه قطره آب
یه عمره که دریا رو از دور میبینم تو سراب
بهار برام یه اسمه، یه اسم کهنه تو کتاب
حرف من با آسمون، چرا میمونه بیجواب؟!
خدایا، خدایا!
کویرم، کویرم!
بگو ابر بباره!
میخوام جون بگیرم!
اگه بارون بباره، اگه بارون بباره
آرومآروم و نمنم رو لب خشکِ تشنهم
گیسوی سبز جنگل، تنمو میپوشونه
پرنده رو درختام میسازه آشیونه
خدایا، خدایا!
خدایا، خدایا!
شهرنشین شده بودم اما هنوز کولهبارم پر از ترانههای روستایی بود و هنوز کویری میخواندم.
نکتهای که در مورد تنظیم این آهنگ باید یادآور شوم این است که شادروان واروژان نهتنها از دانش جهانی خود در تنظیم این آهنگ استفاده کرد، بلکه با توجه به حال و هوا و همراهی ارکستر یاری جست و هوشیارانه فریادهای شاعر گمشده در کویر عطش را به دست نُتهای موسیقی سپرد و برای چندمینبار موسیقی پاپ متعهد و مولف را به درخشانترین گونه، معنی و مفهوم بخشید
♫ LP Cover ♫
* * *