
آهنگساز: فضلالله توکل
ترانهسرا: فضلالله توکل
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۱
عاقبتِ زندگیِ دو روزه
کاری تو کردی که دلم بسوزه
من رو به دنبال خودت کِشوندی
جایِ صفا، غم تو دلم نِشوندی
خواهم خدا خوارِت کنه،
پیوسته آزارت کنه،
چون من گرفتارت کنه
خواهم که رسوا بشی،
تک و تنها بشی
هر چه بَلا بود به جان خریدم
از تو وفایی به خدا ندیدم
رفتم و دیگر زِ تو دل بُریدم
خواهم که رسوا بشی،
تک و تنها بشی
♫ LP Cover ♫
* * *

نبودم اگر من
(شاخه گل ۸۱)
شعر: معینی کرمانشاهی
آّهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
نبودم اگر من، کجا بود این بختِ سیاهم
نبودی اگر تو، هدر میشد این اشک و آهم
غمم را تـو دانی، تو هستی پناهم
چو هجرانت دیدم،
ز هرکس پرسیدم
نشانت چو گُمکرده راهی
به اشکت پَروَردَم، به بارت آوردم
که جُز من یاری را نبینی، نخواهی
نتابد در بزمم، نه مهری، نه ماهی
ندانم چه دارم گناهی
نگاهی بر من کُن فدایِ چشمانت
شود این دو چشمم الهی
دارم به تو پندی یارا!
ارزان مَفُروشی ما را
که در روزِگاری عزیز آید خواری
چو افتاده یوسف به چاهی
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

جاده
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: واروژان
خواننده: گوگوش
خدا گریهی مسافرو ندید
دل نَبست به هیچکسو دل نبُرید
آدمو برای دوری از دیار
جاده رو برای غربت آفرید
جاده اسم منو فریاد میزنه
میگه امروز روز دل بُریدنه
کولهباری که پُر از خاطرههاس
روی شونههای لرزونِ منه
از تمومِ آدمای خوب و بد
از تمومِ قصههای خوب و بد
چی برام مونده به جز یه خاطره
نقشِ گُنگی تو غبارِ پنجره
جاده آغوششو وا کرده برام
منتظر مونده که من باهاش بیام
قصهی تلخ خداحافظی رو
میخونم با اینکه بسته هست لبام
پشت سر گذاشتن خاطرهها
همهی عشقها و دلبستگیها
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده . . .
فریاد میزنه . . .
بیا . . . .
تهران، ۷۱
شعر «جاده» که تقریباً آغاز جادهی ترانههایم بود، تمثیل عینی و ملموس سفری بود که با ذره ذرهی جانم، لحظه به لحظه تجربهاش کردم؛ و به راستی هم در سفر (طول جادهی شیراز به تهران) خلق شد؛ که غروبِ دلگیرِ سفر، بغضِ سنگین دلکندنِ ابدی مرا از پدرم شکست (پدرم که با رفتنش تمامِ ناتمام مرا بههمراه خویش بُرد و از آن پس ترانههایم، آینهی مُکررِ تکرارِ غمهای او شد) و بارانِ بیاختیارِ ترانهی «جاده» بر طومارِ جادهی دربدریهایم باریدن گرفت.
سال ۱۳۵۱ بود که سیاهپوش و سوگوارِ پدر تن به سفر دادم. من خود نمیرفتم، که جاده مرا میبُرد. جاده مرا بیترحم و تردید با کولباری از خاطرهها که تنها سهم و تنها رهتوشهی من از دیار عطشزدهام بود؛ دیاری که نه تنها زمینش از قهر آسمان میسوخت که گویی خشکسالی در آنجا به معنای اعم آن، چشمههای عاطفه را در عمقِ خاک خشکانده، و مزرعههای رفاقت را از ریشه سوزانده بود.
از سرزمین سوختهام، از مزرعهی خاکستر شدهام،از قحطسالِ عشق با داغِ رُستمِ تمامِ قصههای کودکی خویش، میآمدم که باز نگردم، جاده مرا به مسلخِ من میبُرد.
اتوبوس راه ناهموار و پُر پیچ و خم، غروبِ غمگینِ جنوب را بهسوی ظلمتِ پایتخت درمینوردید و من مینوشتم. «جاده» را مینوشتم که ادامهی مرثیههای دیگرم در سوگِ رُستمِ قصههایم بود. که پیش از آن در همان تابستانِ داغِ داغداری در زادگاهم داراب آن دو مرثیه «چشم من»، «دستای تو» به یادِ یارِ همیشه همسفرم، پدرم، با هقهقِ گریههای سوگواری جاری شده، و همانگونه بر کاغذ آمده بودند.
[از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۱۲ تا ۱۴]
♫ LP Cover ♫
* * *

حیفه حرف من و دل تموم بشه
شعر: علیرضا محمدرضا قوامی
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۱
دل من شکوه نکُن! قدر تو رو خوب میدونم
بازم از دل، بازم از دل، دل و دل و دل میخونم
بازم از سر میگیرم حدیث پًر سوز دلو
دل و دل گفتن و این نالهٔ جانسوز دلو
بهخدا من که دلم وجودمه
دلِ من رشته تار و پودمه
بهخدا حیفه که حرف من و دل تموم بشه
گلهها و شکوهها بمونه ناتموم بشه
اگه روزی روزگاری دلُ لرزون نباشه
آدما تموم میشن، کار دل هم تموم میشه
بهخدا من که دلم وجودمه
دلِ من رشته تار و پودمه
کی میخواد قصهٔ دل کُهنه بشه
کی میخواد؟ کی میخواد؟
کی میخواد کار دل آشفته بشه
کی میخواد؟ کی میخواد؟
کی میگه: بسه دیگه از دل و دلدار نگو!
کی میگه: از دل آزردهٔ غمخوار نگو!
بهخدا من که دلم وجودمه
دلِ من رشته تار و پودمه
♫ LP Cover ♫
* * *

ترانه من
ترانهسرا: خطیبی هدایتالله نیرسینا
آهنگساز: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری (با صدای ویگن)
این ترانهی من، نشانهی من
نشان رنج زمانهی من
از همان زمانها که داستانها شنیدهای از فسانهی من
بشنو تو ای زیبا
که افکندهای به خون آشیانهی من
بشنو که از حالم خبر میدهد طنین ترانهی من
شد به یاد رویَت، به آرزویت
سیَه جهانم، قسم به مویَت!
تو بشنو از این ترانهی من
فغان ز جور زمانهی من!
بشنو تو ای زیبا
که افکندهای به خون آشیانهی من
بشنو که از حالم
خبر میدهد طنین ترانهی من
خبرها، خبرها
ز حال دلم از آن بشنوی!
مبادا، مبادا
چو آن بشنوی پریشان شوی!
مبادا شود دلی نازنین
از این غمفزا هوای حَزین، پریشان!
ز سوزی که در دل نهُفتم
ز رازی که با کس نگفتم
اثر دارد این ترانه
و ز آن عشق جاودانه
که این زیر و بَم دهد شرح غم
بجو راز ما در این زیر و بَمها
به یاد فتنهها که کردهای به پا
. . .
* * *

مهربان شو
شعر: تورج نگهبان بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
مهربان شو! مهربان شو!
با مُحبان همزبان شو!
تا بگویم عاشقی تو
شمعِ جمع بینصیبان
آشنای بیکسان شو!
تا بگویم عاشقی تو
عشق اگر خواهی، خدا را
بیخبر شو از من و ما
یا از اول ترک سر کُن
یا که از این ره حذر کُن
گر عاشقی یادی ز دلِ آسوده مکُن
یا عشقِ خود با رنگِ هوس آلوده مکُن
بشنو! اگر دیوانه شدی عاشق نشوی
گر به جنون افسانه شدی عاشق نشوی
آخر این برقِ تمنا سوزدت ای گل سراپا
من که بر این آتشِ غم دل سپردم
غیر آه و سوز و محنت گو چه بُردم
* * *

تمنا
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: یونانی
اجرا: ۱۳۴۹
خواننده: گیتی پاشایی
عاقبت از بام من پَر زدی چون کبوتر
بیخبر از من رفتی سوی دیار دیگر
رفته از سر مستیام، جام صبرم شکسته
سایهای از رنج و غم بر چهرهام نشسته
ای سراپا شور و غوغا از تو دارم این تمنا
یا فزون کُن مستیام را، یا بسوزان هستیام را
بیتو نخل بیثمر، بیتو نقش سرابم
بیتو در دریای غم سرگشته چون حبابم
از سفر بازآ که من خسته از انتظارم
به خدا این بیمهری از تو باور ندارم
♫ LP Cover ♫
* * *

مینای شکسته
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
دیوانه ز دست عشق تو کنونم
آواره چو مجنون در دشت جنونم
چون بگذرم از این ره با پای شکسته
چون ناله کُند این نی با نای شکسته
من یوسف راه توام
افتاده به چاه توام
ارزان مفروشم
پیش تو خموشم اگر
چون بادهی کُهنه دگر
افتاده ز جوشم
با چهره و سیمای شکسته
با قامت و بالای شکسته
بر کوی تو رو کردهام ای فتنه مرانم
داری تو اگر حُرمت دلهای شکسته
چه خواهد شد
که نوشی می
ز مینای شکسته
چه خواهد شد
که نوشی می
ز مینای شکسته
. . .
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

خزان آرزوها (اجرای فهمیه)
ترانهسرا: اسماعیل نوابصفا
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۶
از چشم هستی دور افتادهام
از شور مستی دور افتادهام
در تاریکیها پنهان ماندهام
در راه جانان، جان افشاندهام
ز حال من مپُرس
ز درد من مگو
خزان شده بهار آرزو!
پُرسی چشم من شد تاریک از چه رو؟!
با خورشید روشن دارم گفتگو!
در آن چشمه بینم نقش آرزو
در دل سپردم، عمری یاد او!
ز حال من مپُرس
ز درد من مگو
خزان شده بهار آرزو!
● این ترانه نخستینبار در فیلم “خداحافظ تهران” (۱۳۴۵) با صدای «فهیمه کزازی» که در آن سالها شاگرد انوشیروان روحانی بود، بعنوان موسیقی متن فیلم، ضبط و پخش گردید. بعدها با صدای خوانندگانی چون گوگوش، ویگن هم بازخوانی شد. همچنین بر روی این ملودی، ترانهای دیگر با نام «عشق مقدس» با صدای بانو “پوران” اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *

نی زن
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: شمس
بسکه به یادت زدهام باده، خرابم هنوز
آهسته بگذر که سر راه تو خوابم هنوزم
تو نیزن و من نیام، ز جوش دل چون میام
مانده ز دستت جدا، رفته ز نایم، نوا
فسونگری بس کن! من از عشق تو افسانهام
بیا به بالینم که از هجر تو دیوانهام
تو را ندیده به تو مفتون شدم
چو لاله از داغ تو دلخون شدم
چه بودهام، از غم تو چون شدم
تو شمع من بودی چرا به محفل دیگری
دل مرا بردی دگر مَبر دل دگری
تو یار من بودی و من یار تو
هر که چو من بوده گرفتار تو
جور تو میداند و آزار تو
* * *