علی نظری: سنگ صبور

علی نظری سنگ صبور

سنگ صبور
شعر: علی نظری
آهنگ: علی نظری
خواننده:‌ علی نظری

به من بگو ای سنگِ صبور
تو صبوری یا من صبور
من به عمرم ندیده‌ام
رنگِ شادی، رنگِ سرور

بشنو از من تو سرگذشتم
بشنو از من تو سرنوشتم
ببین آخر چگونه رفت
آرزوهای من به گور

اولین عشقم چون پرستویی
به اوج آسمان‌ها رفت، رفت
اولین عشقم همچو ابری
در میانِ کهکشان‌ها رفت، رفت

درد و اندوهِ بیکران را من تحمل کردم
جور بی‌حدِ آسمان را من تحمل کردم

حالا به من بگو ای سنگ صبور
تو صبوری یا من صبور
من به عمرم ندیده‌ام
رنگِ شادی ، رنگِ سرور

ای خدای دلم، او در این عالم
نشاط و رنگ و شعر و سرودم بود
او بلای دلم، او دوای دلم، او تمامِ وجودم بود
رفت و دنیای درد و حسرت در دل من مانده
چون سپندم در دل آتش، بی‌وفا بنشانده

حالا به من بگو ای سنگ صبور
تو صبوری یا من صبور
من به عمرم ندیده‌ام
رنگِ شادی ، رنگِ سرور

* * *

فیروزه: این کی بود!؟

فیروزه این کی بود

این کی بود!؟
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: کیومرث سلیم‌پور
خواننده: فیروزه

اون کی بود قلب من‌و تنها گذاشت
من‌و همچون شب بی‌فردا گذاشت
چشام از دیدن اون سیر نشده
من‌و چون ساحل بی‌دریا گذاشت
دل نگو، دل دیگه نیست؛ دل یه پارچه آتیشه
ولی اون نامهربون مگه اصلا حالیشه
این کی بود رفته و از دوری اون
شبِ من یک شب مهتابی نشد
مثل خورشید پس ابرای سیاه
رفت و پنهون شد و آفتابی نشد

بیا این قلبت‌و وَر دار و برو
دل چون برگِ گلم رو پس بده
این الفبایی که من یادت دادم
تو به اون دشمنِ جونم درس بده

♫  LP Cover  ♫

* * *

تاجیک: خاطره کارون

تاجیک رود کارون

خاطره کارون
شعر: جمشید احمدی
آهنگ: علی اکبر صدیف
خواننده: امان‌الله تاجیک

آنشب که در آغوش تو مستانه فتادم
غافل ز خطای دلِ دیوانه فتادم
ز رودِ کارون به‌خدا برای من مانده به‌جا
شراره‌ی خاطره‌ها ز عهدِ بشکسته‌ی ما
چو از توام یاد آید
دلم به فریاد آید
از این دلِ خسته، پیوسته می‌جوشد موج حسرت در هجران چون کارون
روم که بی‌پروا، در صحرا سر بگذارم از عشقت ای لیلا، چون مجنون
چو از توام یاد آید
دلم به فریاد آید

* * *
نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌ها

* * *

علی نظری: سوگند

علی نظری سوگند

«قسم به شیر مادرم»‌ اصطلاحی‌ رایج در زبان اهالی جنوب ایران و خاصه خوزستانی‌ها است. بسیاری از ما آن را در ترانه‌ی «سوگند» با صدای زنده‌یاد «علی نظری» شنیده‌ایم. یاد این ترانه‌سرا، آهنگساز و خواننده‌ی مردمی خوش و به‌یاد باد.

[چون من درمانده‌ی عشق تو کس نیست
بیا جانا که عشق من هوس نیست]

سوگند به دلهای شکسته، سوگند به خونِ جگرم
سوگند بر اشک یتیمان، سوگند به شیر مادرم
که عشق تو از دل غمینم هرگز هرگز نرود
که مهرت از سینه‌ی حزینم هرگز هرگز نرود

تو بلای منی، تو دوای منی
به تو و عرض کبریا سوگند
که به مذهبِ عشق تو خدای منی
به خداوندیِ خدا سوگند

خون بگرید الهی هر شب آن‌که ما را ز هم جدا کرد
شمع عمرش بمیرد اکنون که وجود مرا فنا کرد

دلش از غصه خون شود، جانش به لب آید، غمش فزون گردد
آن که قلب بلا کشم را به فراق تو مبتلا کرد.
نغمه‌پراز عاشقانه منم،‌ موج دریای بیکرانه منم
عاقبت بی‌نشانه می‌میرم
در دیار غمت روانه منم، مرد آواره‌ی زمانه
با غمی جاودانه می‌میرم

* * *

حسن شجاعی: اولین خریدار

حسن شجاعی اولین خریدار

اولین خریدار
شعر: وحشی بافقی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: حسن شجاعی

دوستان! شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانیِ من، گوش کنید
قصهٔ بی‌سر و سامانیِ من، گوش کنید
گفت‌وگوی من و حیرانیِ من، گوش کنید

روزگاری، من و دل ساکنِ کویی بودیم
ساکنِ کوی بُتِ عربده‌جویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانهُ رویی بودیم
بستهٔ سلسلهٔ سلسله‌مویی بودیم
کس در آن سلسله، غیر از من و دل، بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند، نبود

نرگس غمزه‌زنش، این‌همه بیمار نداشت
سنبل پُر شکنش، هیچ گرفتار نداشت
این‌همه مشتری و گرمیِ بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن‌کس که خریدار شدش، من بودم
باعثِ گرمی بازار شدش، من بودم

♫  LP Cover  ♫

* * *
حکایت وحشی بافقی و شرح پریشانی او

* * *

تاجیک: شب میگون

تاجیک شب میگون

شب میگون
شعر و آهنگ: مصطفی مراد بختی
خواننده: امان‌الله تاجیک

یادت میاد تو میگون با هم نشستیم
لبامونو تو سبزه به بوسه ببستیم
به هم دیگه قول دادیم، جناغ شکستیم
ستاره‌های میگون گواهمون بود
دامنِ بزم مهتاب پناهمون بود
عجب شبی بود! عجب شبی بود!

خیلی دوستم می‌داشتی
سر به سرم می‌ذاشتی
گُلِ ستاره‌ها را تو چشمونت می‌کاشتی
هرگز یادم نمی‌ره صفای آن شب
عجب شبی بود! عجب شبی بود!

تو میگون عشق ما وردِ زبون بود
سرِ زبون هر پیر و جوون بود
یادم میاد که روی تختِ گُلها
دلِ من با دلِ تو مهربون بود
عجب شبی بود! عجب شبی بود!

(هرگز نرود از نظرم اون شب میگون
دل شد به سر زلف تو دیوانه و مفتون)

* * *
نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌های ایرانی

* * *

سوسن: عشق یکسره

سوسن عشق یکسره

عشق یکسره
شعر: مجید یراق‌طلا
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: سوسن

با وجودی که دلم شهر غمه
باز میگن: «این همه غم برات کمه!»
ننه پیره میگه: «کم غصه بخور
رشتهٔ عشقشو از دلت ببُر!»
آخه عشقِ یکسره مایه‌ٔ دردسره

هر چه در پای تو زحمت کشیدم
از تو یک ذره محبت ندیدم
شکوه‌ات را می‌برم پیش خدا
بگیره داغ من از تو بی‌وفا
آخه عشقِ یکسره مایه‌ٔ دردسره

نمی‌دونم می‌دونی چشمون تو دل می بره
یا میدونی که لبت دنیای ذوق و هنره
نمی‌دونم می‌دونی وقتی نگاهت می‌کنم
دل دیونه می‌خواد یک‌دفعه از جاش بپره
آخه عشقِ یکسره مایه‌ٔ دردسره

♫  LP Cover  ♫

* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *

تاجیک: آشنای دل

تاجیک آشنای دل

آشنای دل
شعر: عمران صلاحی
آهنگ: مصطفی مراد بختی
خواننده: امان‌الله تاجیک

آمدی از اشتباه اینجا ز راه دیگری
باز شادم کُن شبی با اشتباه دگری
آسمانِ دل ندارد جز تو ندارد ماهِ دگری
هر کجا که پنهان شوی ای پری چه حاصل
تو را می‌شناسد این دل

دل من به سینه لرزد ز صدای پایت
قدمت به روی چشمم چه کنم برایت
تو مرو که هرگز این دل نکند رهایت
هر کجا که پنهان شوی ای پری چه حاصل
تو را می‌شناسد این دل

♫  LP Cover  ♫

* * *
«عمران صلاحی» و ترانه‌های او

* * *

قاسم جبلی: رقص پروانه

قاسم جبلی رقص پروانه

رقص پروانه
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده:‌ قاسم جبلی

دل به وجد آرد به گلشن رقص پروانه
می‌پرد از روی گلها شاد و مستانه
او در راز و نیاز، گل در عشوه و ناز
من در سوز و گداز از این راز و نیاز

جستجو می‌کند در چمن تا بیابد یار گل‌رویی
نظری تازه‌گل بر او نما، به کرشمه بوسه‌ای از او رُبا

گشته پنهان در لاله جامی از اشکِ ژاله
کرده رنگین پیاله، نوشد از آن پیمانه، بوسه گیرد مستانه از رخِ گُل، پروانه

* * *
رقص پروانه (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

سیما بینا: مجنونم کردی (گلهای صحرایی ۸)

سیما بینا مجنونم کردی

مجنونم کردی
گلهای صحرایی ۸
شعر: محلی
آهنگ: جواد معروفی
خواننده:‌ سیما بینا

مجنون نبودوم، مجنونم کردی یار
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

کدوم کوه و کمر بوی تو داره یار
کدوم ماه جلوه روی تو داره
همون ماهی که از قبله زند فریاد
نشون از طاق ابروی تو داره

مجنون نبودوم، مجنونم کردی
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

الا دختر که موهای تو بوره یار
به حموم می‌روی راهِ تو دوره
به حموم می‌روی زودی بیایی یار
که اتیش بر دلوم مثل تنوره

مجنون نبودوم، مجنونم کردی
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

ستاره در هوا نقش زمینه یار
خودوم انگشترو یاروم نگینه
خداوندا نگهدار نگین باش یار
که یار اول‌و آخر همینه

مجنون نبودوم، مجنونم کردی
از شهر خودوم بیرونوم کردی یار

* * *