مرضیه: مشک‌ فروش

مرضیه مشک فروش

مشک فروش
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
تنظیم آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه

ای مُشک‌فروشِ سرِ بازار!
مجنون‌صفتی می‌گُذرد، دست نگهدار!
ریزه ریزه، ریزه بالا ریزه
ریزه ریزه ریزه بالا ریزه
دستاش کوچیکه! وای کوچیکه! نمی‌تونه بریزه
پاهاش کوچیکه! وای کوچیکه! نمیتونه گریزه
آی دست کوچولو، پا کوچولو،‌ موهات تو مُشتم
عاشقت که شدم نمی‌شه که کُشتم

اگه یار منی،‌ ریزه ریزه، بالا ریزه
گرفتار منی، ریزه ریزه، بالا ریزه

ای شوخِ پریوش کجایی!؟
آخر تو هم مونس این کلبه‌ی مایی
تا کی بکِشم آه!؟
از دستِ تو ای ماه
بیدار منم، خواب تویی باز
در خواب خوشی، باز کُنی ناز

گر بر تو رسم بوسه زنم بر رُخ ماهت
عاشقت منم با یک نگاهت
چرا رنجم دهی!؟ ای جفاکار، ای جفاکار
اگر دور از منی، ای خطاکار، ای خطاکار

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

گوگوش: دختر فراشباشی

گوگوش دختر فراشباشی

دختر فراشباشی
شعر و آهنگ: محلی خراسانی
خواننده: گوگوش

سیاهی چشم تو را کفتر نداره
کیه که عشق تو را بر سر نداره
همون سینه بلوری که تو داری
غزال‌های کوه چهل‌دختر نداره
عزیزم برگِ بیدی، برگِ بیدی
از اون چشمای سیات دارم امیدی

بیا ای بی‌وفا! با ما وفا کُن
اگر ترکت کنم لعنت به ما کُن
اگر ترکت کنم از بی‌وفایی
بکش خنجر سرم از تن جدا کُن

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر تو لطفی می‌کردی چه می‌شد
از اون حسن جمالت کم نمی‌شد
اگر تو لطفی می‌کردی به عاشق
به فردای قیامت گُم نمی‌شد

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر از در زنی مو، از بام آیم
اگر هر دم زنی مو، هر شام آیم
دو پایم را ببُرّن گر تا به زانو
به سینه‌خیز بیایم مو، بی‌وفایم

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

*‌ * *

اسماعیل ستار زاده: دختر فراشباشی

ستارزاده دختر فراشباشی

دختر فراشباشی
شعر: محلی
خواننده: اسماعیل ستار زاده

سیاهی چشم تو را کفتر نداره
کیه که عشق تو را بر سر نداره
همون سینه بلوری که تو داری
غزال‌های کوه چهل‌دختر نداره
عزیزم برگِ بیدی، برگِ بیدی
از اون چشمای سیات دارم امیدی

بیا ای بی‌وفا! با ما وفا کُن
اگر ترکت کنم لعنت به ما کُن
اگر ترکت کنم از بی‌وفایی
بکش خنجر سرم از تن جدا کُن

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر تو لطفی می‌کردی چه می‌شد
از اون حسن جمالت کم نمی‌شد
اگر تو لطفی می‌کردی به عاشق
به فردای قیامت گُم نمی‌شد

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

اگر از در زنی مو، از بام آیم
اگر هر دم زنی مو، هر شام آیم
دو پایم را ببُرّن گر تا به زانو
به سینه‌خیز بیایم مو، بی‌وفایم

دختر فراشباشی، با پیرهنای خِش‌خِشی
عشوه و ناز می‌فروشی، عاشقتو می‌کُشی

*‌ * *

منوچهر شفیعی: مریم جان

منوچهر شفیعی مریم جان

مریم جان
آهنگ: شاپور نیاکان
خواننده: منوچهر شفیعی

ز دوریت خون بُوَد روان از دو دیدگان، مریم‌جان
دگر مزن آتشم به جان چهره کن عیان مریم‌جان
کردی چنین ترک من چرا از ره جفا مریم‌جان
ز روزی که رو کُنی نهان بهر عاشقان مریم‌جان
یار خوشگلم مریم‌جان، خون نکُن دلم مریم‌جان
خوش بُوَد بوسه از لبانت، زان لب همچو گل خندانت

مکُن چنین خون دل مرا از ره جفا مریم‌جان
زدی به دل آتشم چرا یار بی‌وفا مریم‌جان
برده دلم روی ماه تو، وان نگاه تو مریم‌جان
یار خوشگلم مریم‌جان، خون نکُن دلم مریم‌جان
خوش بُوَد بوسه از لبانت، زان لب همچو گل خندانت

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *

ویگن: گیسوی کوتاه

ویگن گیسوی کوتاه

گیسوی کوتاه
شعر: پرویز وکیلی
تنظیم آهنگ: ارکستر آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷

نمی‌دانم چرا ناگه
نموندی مویت را کوته
های آی، آی، آی

سر زلف پریشان را
ز دامانت کردی جدا
های آی، آی، آی

فکندی بر خاک پایت
برهنه شد شانه‌هایت
های آی، آی، آی

آمد بادِ بهار، سر مست و بی قرار
رقص آن گیسوی پریشانت کو!؟
گویی از لطافت، آزرده شانه ات در زیر بار گیسو

روزی هم‌آغوش تو بود
زیب بر و دوش تو بود
های آی، آی، آی

کو دیگر آن رنگ و بویش
رفته به باد آرزویش
های آی، آی، آی

این حال من، این روز او
این قصه‌ی جان سوز او
های آی، آی، آی
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: غزال (ترانه فیلم)

ویگن غزال

غزال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: چشمه آب حیات (۱۳۳۸)

چون آهوی صحرایُم
که سرگردون و تنهایُم
نمی‌گیره کسی دستُم
نمی‌بنده کسی پایُم

می‌خوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیه، پشت به خیمه‌ها
سر به بیابون بذارُم
که دَمسازی کنُم پیدا
گُل نازی کنم پیدا
برم گِرد جهون گردُم
هم‌آوازی کنُم پیدا
تا که اسبی هِی کنُم
راهی طی کنُم
توی دره‌ها بخوابُم
پِی گلّه‌ای برُم
شیر بخورُم
پیش برّه‌ها بخوابُم

می‌خوام راه سفر گیرُم
رَه کوه و کمر گیرُم
بشُم مرغ سفیدبالی
دل از این لونه برگیرُم
می‌خوام کوله بارمو، یادگارمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه، پشت به خیمه‌ها
سر به بیابون بذارُم

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عارف: و خدا عشق را آفرید

عارف شب یلدای بوسیدن

و خدا عشق را آفرید
ترانه سرا: کریم محمودی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۲

خدا چشمای قشنگ تو رو دید
آسمونو رنگ چشمون تو کرد
اون دو تا زلف سیاه تو رو دید
شبا رو رنگ دو زلفون تو کرد

خدا وقتی گریه‌های منو دید
از دو تا چشمای من ابرا رو ساخت
بس‌که دید بارون ابر چشمامو
اومد از اشکای من دریا رو ساخت

خدا راز ما رو از نسیم شنید
تو کتابا اسمشو قصه گذاشت
دید که دوری تو خون کرده دلم
اسم دوری رو غم و غصه گذاشت

گل لبخند تا نشست روی لبات
واسه فصل بوسه‌ها، بهار آورد
تا که سرخی رنگ گرفت رو گونه‌هات
از باغ دل یه سبد انار آورد

♫  LP Cover  ♫

* * *

ایرج: مگه میشه

ایرج مگه میشه

مگه میشه
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ایرج

گاهی وقتا که دلت می‌خواد
خودت باشی و یارت مگه می‌شه
دوست داری دوباره برگردی سوی شهر و دیارت مگه می‌شه
گاهی وقتا که چشِ حادثه بیدار می‌شه
هفت‌تا آسمون روی دوش تو آوار می‌شه

خیلی تلخه ـ می‌دونم ـ اما خودت یه روز می‌بینی
چه‌جوری پیشِ چشات آینه دیوار می‌شه
گاهی وقتا واسه آدم نمیاد
کاری‌شم نمی‌شه کرد، زندگی اینجوری می‌خواد

* * *

رامین ـ رامش: عاشق

رامین رامش عاشق

عاشق
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانه‌سرا: تورج نگهبان
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴ ‌

رامین:
بشنو آوازم، نوای جان‌گدازم
که گوید با تو رازم، بشنو، بشنو!

رامش:
دور از تو تنها سر دهد دلم آوا
ز من ای دلنوازم، بشنو، بشنو!

رامین: بشنو از جانم، قصّه‌ی رنجِ هجرانم
رامش: غمِ عشقِ تو می‌دانم
نبود به خدا، دلم از تو جدا

رامین: اشکِ حسرت‌ها چو بنشیند به دامانم
رامش: من از اشکِ تو می‌خوانم
قصّه‌ای غم‌افزا، به‌خدا، به‌خدا

رامین: تو ای آرامِ جان، گویمت رازی نهان
که از دل آمد بر زبان، بگذارم، تا گویم:
عاشق تو هستم، تو را می‌پرستم

رامش: در دلِ من هم‌ چو جان
کرده عشقت آشیان
از تو بوده غم، نهان
در این غم، چون من هم
بشد دل ز دستم، تو را می‌پرستم

هم‌خوان:
عاشق تو هستم، تو را می‌پرستم

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

الهه: آخرین ترانه

الهه آخرین ترانه

آخرین ترانه
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

این آخرین ترانه‌ی من است
این آخرین نشانه‌ی من است
شد شانه‌ام ز بار غم تهی
چون دست او به شانه‌ی من است
مست و نغمه‌خوان شدم
عشق او بهانه‌ی من است
حاصل دو روز عمر
مستی شبانه‌ی من است

مایه‌ی امید من وعده‌های او بُوَد
وعده‌های او مرا عین آرزو بُوَد
عشق او سرشت من
چشم او عدوی جان
وه که سرنوشت من
در کف عدو بُوَد
شادی‌ام ز گل و می می‌شود فزون ولی
مستی‌ام ز نگه آن فرشته‌خو بود

چو نی نغمه‌ها در گلو دارم
به دل روز و شب یاد او دارم
به جز آرزوی وصالش نیست
اگر در جهان آرزو دارم

* * *