
سفر [+]
شعر: منوچهر اصلاحی
قانون: اکبر صدیف
خواننده: امانالله تاجیک
سفر کردی، دل تنگم آرام کی گیرد
کجا رفتی؟ چرا رفتی؟ چرا کردی فراموشم؟
مرا آخر کُشد دوری عزیزم از سفر برگرد
مشو راضی به جای تو شود غمها همآغوشم
او هم بار سفر بست، تنها ماندی دل من
بی او در دام غمها بر جا ماندی دل من
تا دور از آن دلدارم من
چون چشم او بیمارم من
بر میخیزد بی او هر شب از جان، آه
گویم هر شب درد هجرانم با ماه
بی او دیگر من کی گیرم آرام
بی او کی خواهم از زندگی کام
ماندهام تنها، میجویم او را هر جا روم همچون صبا من ز هر گذر
هر چه دیدم من بوده از دوری یارب ره و رسم سفر از جهان ببر
* * *

نخلستان
شعر: جمشید احمدی
آهنگ: کاظم رزازان
خواننده: امانالله تاجیک
کنون که آزردهام از جدایی تو
به یادم آید شبِ آشنایی تو
در آن شبِ تابستان، به گوشه نخلستان
هلال مَه پیدا بود
ترانهی قایقران به ساحل آبادان
زبانِ عشق ما بود
موج کفآلود برسینهی رود
شور آفرین بود، زیبا بود
تا با تو بودم، آوای عودم
شعرو سرودم گویا بود
بیتو شبانگاه ای تنها امیدم
همصحبت ماه، همراز ناهیدم
* * *

تب مجنون (غم تنهایی)
شعر: سعید مهناویان
آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
میروی اما شعلهی سوزانِ تب
میسوزد جانم از غم تنهایی
میگذارم لب بر لب ساغر شبها
با یاد رویت تا که تو بازآیی
من در این دنیا ماندهام تنها
قلبی پُر خون دارم
در دل صحرا، از غم لیلا
حال مجنون دارم
زورق دل را، موج این دریا
میبرد بر ساحل
خار این غمها در دل شیدا
میدهم آزارم
ای خدا بی او فروغ چشمم
از سرشکِ غم میمیرد
شعلهی آهم اگر برآید
دامن او را میگیرد
خاطرات روز آشنایی
آنهمه شور و شیدایی
بعد او هر دم به پیش چشمم
چون پرستو پَر میگیرد
ای پریپیکر خدا را این دل ما را
کُن رها از دست این توفان و این غمها
چون پرستوی بهاری ای بهار من
پَر بزن از راه یاری سوی من بازآ
♫ LP Cover ♫
* * *

بهاره، بهاره
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: عبدالصمدی
خواننده: حسن شجاعی
سلام ای باغبانِ گل، بهاره
سلام ای باغبانِ گل دوباره
بخنده غنچهی زیبا به رویم
که صحرای دلم گل در بیاره
بهاره، بهاره
بهاره، بهاره
سلام من، درود من به دختر گل
به شبنم نشسته در برابر گل
سلام من به آسمون پُر ستاره
به غنچهای که صد گره به سینه داره
بهاره، بهاره
بهاره، بهاره
* * *

افسوس
شعر: مهدی
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: داود مقامی
(افسوس که این عمر گرانمایه شد از دست
افسوس که روحم نشد از بوی گلی مست)
افسوس که بیدلبر جانانه شدم من
افسوس که در عشق تو افسانه شدم من
دیوانهی دیوانه شدم من
دردیکش میخانه شدم من
افسوس که با غم قلبم شده محرم
افسوس که این غم از دل نشود کم
افسوس که بگذشته دگر باز نیاید
افسوس که نور سحرم باز نتابد
افسوس که این عمر گرانمایه شد از دست
افسوس که روحم نشد از بوی گلی مست
ای باده گلگون ز خود با خبرم کن
دیوانه که هستم، تو دیوانهتر کنم
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی «داود مقامی» در این سایت
* * *

شاخه سنبل
شعر: ناشناس!
آهنگ: کیومرث سلیمپور
خواننده: فیروزه
چشات چرا دشمن جونم شده
نگات چرا تشنه بهخونم شده
هر چی که آزارم میدی اسم تو
چرا دیگه ورد زبونم شده
حالا دیگه سرمهی چشم اگه بشم
منو دیگه توی چشات نمیکشی
حالا دیگه شونهی دست اگه بشم
منو دیگه توی موهات نمیکشی
چرا تو دیگه نظر به ما نمیکُنی
چرا نگاه به زیر پا نمیکُنی
چرا سری به میخونه نمیزنی
چرا دیگه آتیش بهپا نمیکُنی
حالا اگه گلدونِ پُر گل بشم
منو دیگه توی خونهت نمیذاری
حالا اگه یه شاخه سنبل بشم
منو دیگه توی خونهت نمیکاری
چرا تو دیگه نظر به ما نمیکُنی
چرا نگاه به زیر پا نمیکُنی
♫ LP Cover ♫
* * *

مخروبه
شعر: جهانبخش مهموری
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: سوسن
مثال مرغکی آواره ای غم
به دشت سینهی من پرگشودی
به سقف کلبهی ویرانهی دل
گرفتی آشیان آنجا غنودی
بگو ای غم! سرایی جز دلِ من
چنین مخروبه آیا دیده بودی!؟
تو که مأوا در این ویرانه کردی
ز صحاحبخانهاش پرسیده بودی!؟
نمیپرسی ز من پیش از تو ای غم
چه کس در خلوتِ دل آشیان داشت
چه کس بود و چرا رفت؟ و کجا رفت؟
چه جایی بهتر از اینجا نشان داشت!؟
تو میدانی که آیا این دلِ من
زمانی چون بهاری باصفا بود
دلی سرمست از شوقِ محبت
دلی آکنده از مهر و وفا بود
مرو ای غم که بیتو این دلِ من
چو فانوسی شکسته، سوت و کور است
مرا بیهمزبان مگذار، مگذر
که با شادی، دلم بس دور دور است
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

ماه کنعان
شعر و آهنگ: حجازی
خوانند: امانالله تاجیک
تنها ماندم در این دنیا
عمری به دیار غمها سرگردانم
بیتو بهخدا چون مرغ شب نالانم
زین غم شدهام آواره و بیسامانم
تنها ماندم در این دنیا
رفتی در این تنهایی و حرمان
سوزم ز غم در آتش هجران
بیرویت ای امیدِ جان
در کلبهٔ غم ماندم نالان
ای عشق من، یاران
بیتو ماندم تنها، تنها
بازا تو گلی و تو مهری و جانانی
ای مَه، تو امیدِ این قلبِ نالانی
شوری به شبم همچون ماهِ کنعانی
ای یار، تو دوای دردِ بیدرمانی
بیتو ماندم تنها، تنها
چو شنیدی عشق تو را
در دلِ خود دادم جا
بشکستی قلبم را ـ آه از تو ـ
تو ز من دل بگُسستی، به رقیبم پیوستی
به کنارش بنشستی دور از من
ویران شد این مأوا
رفتند پرستوها
تنهای تنهایم، دل من مشکن
بیتو ماندم تنها، تنها
♫ LP Cover ♫
* * *

بازگشت
شعر: جهانبخش مهموری
آهنگ: فتحالله ریاحی
خواننده: سوسن
روی ایوون، توی خونه،
پرستو زده لونه.
خبر میده بهار اومد،
دوباره بوی یار اومد،
ز بختِ روشنم امشب،
نشسته خندهها بر لب.
تو این شادی و عشقم را
دیگه از من نگیر یارب
دیگه هرگز توی سینه
غم هجران نمیشینه
که یارم از سفر اومد
که یارم از سفر اومد
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

سوسن کی میایی
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: امانالله تاجیک
ترانه فیلم: پنجره
(تنها چرا ماندم خدایا
بیکس و دردآشنا ماندم خدایا
چرا؟ چرا؟ چرا؟)
شب با غم میآید
با ماتم میآید
سوسن کی میآیی؟
مُردم از تنهایی
سحر ندارد این شبِ سیهام
چه بوده جز پاکی گنهام
نه یک ستاره مانده در شبِ من
نه خنده دیگر بر لبِ من
با که گویم غم دلم را
نالم از دستِ آسمانها
درد بیهمزبانی آخر
میبرد قلب من از دنیا
ای خدای آسمانها سوسنم کو؟ بگو کجا رفت؟
رفته دیگر، مُردم آخر در جدایی؛ بگو چرا رفت؟
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت ترانه «سوسن کی میایی» (تاجیک)
* * *