رامش:‌ مهمان منی

رامش مهمان منی

مهمان منی
آهنگساز: رضا ناروند
ترانه‌سرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵

مهمان منی آمده‌ای به خانه‌ی من
تا بشنوی از ساز دلم ترانه‌ی من

روشن شده از ماه رُخت سَرایم امشب
خواهم شنود کوه گران نوایم امشب!

آشیانه‌ی ما در سکوت
صحرا، شد بهشت رؤیا

چون آمدی ای نازنین به کلبه‌ی ما
خوش آمدی به کلبه‌ام کنار صحرا

صبر از دل من گُریزد، گُریزد
تا از لبانت چو گُل خنده ریزد

گر مستی و مستانه، بشکنی پیمانه
عهد و پیمان من دیگر مشکن

گویم تو را بی‌پروا، قصّه‌ی عشقم را
شرح ناکامی‌ها بشنو از من

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه به‌صورت دو صدایی رامش و عارف و با نام «مهمان توام» نیز اجرا شده است. (در اینجا بشنوید)

* * *
«رضا ناروند» و نغمه‌های ماندگار او

* * *

شاپور جفرودی ـ شمس: چینی‌ام

شاپور جفرودی ـ شمس چینی ام

چینی‌‌ام
شعر و آهنگ: محلی
ارکستر:‌ حبیب‌الله بدیعی
خوانندگان: شاپور جفرودی، شمس

عارف ـ بهشته: عروس دریا

عارف بهشته راز دریا

عروس دریا
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: عارف و بهشته
ترانه فیلم: وسوسه (۱۳۴۳)

عارف: 
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!

بهشته:
تو راز دریاها رو
از چهره‌ی موج می‌خوانی
چرا ز موج آشنا
راز دلم نمی‌دانی؟!

عارف: 
وقت غروبه، آسمون چون دل من بشکفته
قایق ماهیگیرها در دامن صحرا خفته
ببین که موج دریا چه پُر خروشه!
تنگ اومده ز رازی که در گلوشه!

بهشته:
خدا کنه پیدا بشه دستی در این میونه
بگیره دست من و تو ما رو به هم رسونه

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»
● این ترانه در بهار سال ۱۳۴۴ با شعری متفاوت‌تر  به نام «راز دریا» توسط “رامش و رامین نیز اجرا شد. [در اینجا بشنوید.]

*‌ * *

نلی: سرنوشت یک عشق

نلی سرنوشت یک عشق

سرنوشت یک عشق
ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگساز: محمد سریر
خواننده: نلی
اجرا: ۱۳۴۸ / انتشار صفحه: ۱۳۴۹

شبی بی‌پروا ز عشق پاکم
به تو بیهوده حکایت کردم
از این تنهایی، غم رسوایی
برایت جانا، شکایت کردم

آن شب، غمگین گریه کردم
آن شب سرد مه آلود
بی تو از دنیا گذشتم
سرنوشت عشقم این بود

شبی بی‌پروا ز عشق پاکم
به تو بیهوده حکایت کردم

بی تو اکنون، دل من ز غم سوزد
از این شعله، همه جانم افروزد

شبی بی‌پروا ز عشق پاکم
به تو بیهوده حکایت کردم

آن شب، غمگین گریه کردم
آن شب سرد مه آلود
بی تو از دنیا گذشتم
سرنوشت عشقم این بود

* * *
ترانه‌شناسی «نلی» در این سایت

* * *

رامش:‌ هدیه دوست

رامش هدیه دوست

هدیه دوست
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانه‌سرا: کریم فکور
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵

یارِ فتنه‌گرم از سفر آمد
آمد وقت سحر، بی‌خبر آمد
رفت از خانه‌‌ی دل ظلمت غم‌ها
تا در خانه‌ی من چون سحر آمد

بودم دیده به رَه کز سفر آید
چون بلبل به بَرَم نغمه سَراید
آرد هدیه‌ی مهرش به سرایم
فریاد امشب از سینه برآید!

من چه بگویم!
چه بگویم ز نگاهش؟
جان به چه ارزد
چو بریزم به سر راهش!

من که به‌جز او نپسندم
از شوقِ دیدارش
می‌گریَم، می‌خندم

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

پوران: ضربی

پوران ضربی

ضربی
غزل: حافظ
آهنگ و ارکستر: عباس شاپوری
خواننده:‌ پوران شاپوری

روزْگاری‌ست که سودایِ بُتان، دینِ من است
غَمِ این کار‌، نِشاطِ دِلِ غَمْگینِ من است
دیدنِ رویِ تو را دیده‌یِ جان‌بین باید
وین کجا مَرْتَبِه‌یِ چَشْمِ جَهان‌بینِ من است؟
[دولتِ فَقْر خدایا به من ارزانی دار
کاین کِرامت، سَبَبِ حِشْمَت و تَمکینِ من است]

* *‌ *
قول و غزل «حافظ» در ساز و نوای نغمه‌پردازان

* * *

عارف ـ رامش: بهار بی تو

عارف رامش بهار بی تو

بهار بی‌تو / خوانندگان: عارف و رامش
بر آهنگ: Bahar Sensiz – Rashid Behbudov

رامش:
نوبهار من باشد خزان، بی‌تو!
چو قفس باشد مرا جهان، بی‌تو!
با تو دور زندگی بُود شیرین
به چه ارزد زندگی جاودانه بی‌تو!
نوبهاران ندارد صفا بی‌تو!
سَیر گلشن نباشد روا بی‌تو!
به هوای تو ساز دلم خواند
برنمی‌خیزد از آن نوا بی‌تو!

عارف: (به زبان ترکی)
دونمرم هیچ سوزومدن ای جانان
گئتمه بیر آن گوزومدن ای جانان
سندن ایلهام آلیر منیم گونلوم
سنی مندن آییرماز اینان کی اولوم
گوله بیلمز گولوم باهار سنسیز
اورئیم اوت توتوپ آی آمان
یانار سنسیز، یانار سنسیز

عارف:
ای که برده چشمت قرار از من
مشو غافل در این بهار از من!

رامش:
به صبوری تا کِی دهی پندم؟
صبر من هم‌چون تو کند فرار از من

همخوان:
بی‌تو بر من نخندد بهار ای گل
من ندارم چو گیسویت، قرار ای گل

*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

بانو فرح: او نیامد

بانو فرح او نیامد

او نیامد
شعر: ایرج تیمورتاش
ارکستر: عبدالله جهان‌پناه
خواننده: بانو فرح

به راه وی تا سحر ماندم
ژاله افشاندم، او نیامد
به امیدش با نوای نی
نغمه‌ها خواندم، او نیامد
امید دلِ من کجایی؟
سحر شد چرا پس نیایی؟
برآرم از دل به نیمه‌شبها آه
آن نگاه تو زد شرر به جانم
شب تارم، مَه رخشان تویی، تو
به گلزارم، گل خندان تویی، تو
ز قلب بی‌تابم چه خواهی ؟
به چشم بی‌خوابم نگاهی
. . .

* * *