رامش: چشم به راه

رامش چشم به راه

چشم به راه
آهنگساز: زاون اوهانیان
ترانه‌سرا: پرویز خطیبی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴

اگر امشب مهتاب بشه، یارم میاد از راه
دیگه دلم بی‌تاب شده بنما رُخت ای ماه!

آن شب که او سوار می‌شد اسب سیاهش را
دیدم که پنهان می‌کُند از من نگاهش را

در آن رهِ پُر پیچ و خم از دیده پنهان شد
از رفتنش گویی مرا در سینه طوفان شد

ای از دلِ من بی‌خبر بیا مرا با خود ببر
یا قاصدی سویم فرست، یا خود درا امشب ز در

به هر گوشه‌ای نظر کُنم تو را به خاطر آرم!
تو یار منی به غیر تو به کَس نظر ندارم!

تویی که از دل حزین ربوده‌ای قرارم
بیا که تا به سر رسد زمان انتظارم

خدا کند برپا شود میان ره غباری
در آن میان به چَشم من عیان شود سواری

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

گوگوش: بیقرار

گوگوش بی قرار

بیقرار
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش

آسمان، ای پیرِ افسرده
بهر چه با من نمی‌سازی؟
کلبه‌ی تاریکِ قلبم را
لحظه‌ای روشن نمی‌سازی؟

در این شهر پُر شور و دروازه‌ها
چرا هر دری را زدم بسته بود؟
چرا مُرغک بختِ من ای خدا
پرستویی افسرده و خسته بود؟

چرا نمی‌سازد زمانه با دل بیقرار من؟
خدایا کی سر آید آخر زمان انتظار من؟
شاید خواست خدا بوده که من غمگین بمانم
برای این قلبِ خسته آوازِ غم بخوانم

♫  LP Cover  ♫

* * *

هایده: نصیب من (گلهای رنگارنگ ۵۱۵)

هایده نصیب من گلهای رنگارنگ ۵۱۵

نصیب من (رنگ تمنا)
(گلهای رنگارنگ ۵۱۵)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده

بعد عمری بی‌وفایی
با رقیبان آشنایی
رفتی و دیدی که تنها
جز من افتاده از پا
در جهان یاری نداری
در شب تاریک غم‌ها
یار غمخواری نداری

ای دریغ از آن همه دلدادگی‌ها
سادگی، افتادگی، آزادگی‌ها
شد نصیب من از این بیگانگی‌ها
گریه‌‌ها، هنگامەها، دیوانگی‌ها

رفتی و درهای غم را بر من از هر سو گشودی
گر چه در دلدادگی صد گونه ما را آزمودی

ساده دل من کز همه عالم به تو رو کرده بودم
با همه دیر آشنایی‌ها به تو خو کرده بودم
دل به عشقت بسته بودم
با غمت بنشسته بودم
مُردم از این ناسپاسی
وای از این حق‌ناشناسی

اگر تو ز پا افتاده بودی
به دل‌شکنی دل داده بودی
دست این افتاده از پا می‌گرفتی، می‌گرفتی
جای این نیرنگ‌ها، رنگ تمنا می‌گرفتی، می‌گرفتی

ای دریغ از آن همه دلدادگی‌ها
سادگی، افتادگی، آزادگی‌ها
شد نصیب من از این بیگانگی‌ها
گریه‌‌ها، هنگامەها، دیوانگی‌ها

* * *

مهستی ـ جلیل زلاند: چشم سیاه (ترانه فیلم)

مهستی جلیل زلاند چشم سیاه

چشم سیاه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: جلیل زلاند ـ مهستی
ترانه فیلم: شیرین و فرهاد

چشم سیاه داری قربانت شوم من
خانه کجا داری مهمانت شوم من

در سر کوی تو کردم آشیانه
منزل دل کویت، خانه شد بهانه

در دل من غوغا کرده شوق دیدار
دل به تو مایل شد، دیده هم خریدار

می‌کشد آتش‌ها از لبم زبانه
تا تو شوی شمع مجلس شبانه

با این چشمان سرمستِ آهو
با این پیوسته زنجیر گیسو
با این قلب پرشور از آرزو
گویم شرح عشقم را مو به مو

عشق تو را می‌خواهم ز خدا
از تو نمی‌خواهم غیر تو را

تا دل من یک دیوانه شده
با سر زلفت همخانه شده
قصه‌ی عشقم افسانه شده
قصه‌ی تو شور هرشب من
جای دعا نامت بر لب من

عشق تو را می‌خواهم ز خدا
از تو نمی‌خواهم غیر تو را

♫  LP Cover  ♫

* * *

الهه: آرزو گم کرده

الهه آرزو گم کرده

آرزو گم کرده (اجرای آلیس الوندی)
شعر: تورج نگهبان
خواننده: الهه

امشب آرزو گم کرده‌ام من
رو به غم آورده‌ام من
در دل غمگینم امشب
عشق او پرورده‌ام من
امشب عشق من رنگی ندارد
جز غم آهنگی ندارد
مانده‌ام با عشق سوزان
با غمش خو کرده‌ام من
دردا، نشنود افسانه‌ی من
تا کی از دل دیوانه‌ی من
یار از وفا بیگانه‌ی من
اشکی که از آتشم پا گرفته
در دیده‌ام جا گرفته
بینی امشب بر رُخ من
رنگی از غم‌ها گرفته
دردا! نشنود افسانه‌ی من
تا کی از دل دیوانه‌ی من
یار از وفا بیگانه‌ی من
ای غم با دل من گفتگو کُن
در وجودم جستجو کُن
تا ببینی کس ندارد
قلبم امشب زیر و رو کُن

* * *

دلکش: عیش و نوش

دلکش عیش و نوش

عیش و نوش
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: نیلوفر [دلکش]
خواننده: دلکش

خوش‌باد این محفلِ عیش و نوش
خوش‌باد این ساقیِ می‌فروش
تا هم شاهد برخیزد برقص
تا هم مُطرب بردارد خروش
ساغر برگیر تا من گویم به تو: نوش!
توبه کُن به می لبِ خود
بی ثمر مکُن شبِ خود
تا سحر بنوش! بنوش! بنوش!

عشق و می اگر نبود هستی را ثمر نبود
می‌دهد جهان به تو پند دل به درد و غم مپسند
می‌ گوید تو را که: برقص! گل گوید ترا که: بخند!
مُطربا مشو خموش، با سازم ببر ز هوش

* * *

پوران: عروس جزیره

پوران عروس جزیره

عروس جزیره
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

شب است و بر لب دریا
منم دلخسته چون لیلا
که بی‌مجنون خود، مجنونم امشب
خدایا از تو می‌خواهم
که آید او سر راهم
کُند با یک نگه افسونم امشب

در این هوای جانپرور، در بهشتِ رویا
من ای خدایا چرا ماندم بی‌نصیب و تنها
. . .
دلم گوید شوم به سوی شهر اکنون روانه
از او پرسم نشان در به در و خانه به خانه

عروس این جزیره منم، مرغ این بهشتم
شد فسانه در دنیا عشق و سرنوشتم
. . .

* * *

مرضیه: مگر نمی‌شد!؟

مرضیه مگر نمی شد

مگر نمی‌شد
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

خداوندا چه می‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟
چه می‌شد آن دلارام
جدا از ما نمی‌شد؟

خداوندا که در گُل جان دمیدی
در او نقشِ رُخِ جانان کشیدی
دلِ دستانسرایِ گل‌ستان را
به عشق گُل، پریشان آفریدی
مگر آیا نمی‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟

کنون کز دیدن گُلشن
شود چشم دلم روشن
نسیم آرد نشان از بی‌نشان‌ها
می از جام جهان ریزد
سرور از آسمان ریزد
رود بانگ طرب تا آسمان‌ها

خداوندا چه می‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟
چه می‌شد آن دلارام
جدا از ما نمی‌شد؟

بهار جاودانم
امید بی‌نشانم
نسیم آیا به من آرد پیامت؟
ندانم، ندانم، ندانم

خداوندا چه می‌شد؟
که بی‌وفا نمی‌شد؟
چه می‌شد آن دلارام
جدا از ما نمی‌شد؟

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *

حمیرا: سرگردان

حمیرا سرگردان

سرگردان
آهنگساز: علی تجویدی
سراینده: بیژن ترقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴

در این جهان از مهربانی دیگر نمی‌بینم نشانی
عهدِ تو با ما بود و اکنون می‌بینمت با دیگرانی

دستت به دست دیگری دیدم من و نالان گذشتم
عشقِ تو بر دلدارِ تو بخشیدم و حیران گذشتم
همچون نسیم از کویِ تو لرزان و سرگردان گذشتم
بر عهدِ تو خندیدم و گریان گذشتم

گفتم تو را با دیده‌ی تَر یک‌بارِ دگر بینم سَرا پا
غافل که اشکِ حسرت و غم بندد به رُخم راهِ تماشا

در این جهان از مهربانی دیگر نمی‌بینم نشانی
عهدِ تو با ما بود و اکنون می‌بینمت با دیگرانی

آشفته و لرزان و سَرافکنده و مجنون چون بید
زِ بیدادِ تو لرزیدم و رفتم
رفتی و شد از رفتنت فریادِ من بر آسمان‌ها
خواهم زِ دست تو به هم ریزم زمین و آسمان را

همچون نسیم از کویِ تو لرزان و سرگردان گذشتم
بر عهدِ تو خندیدم و گریان گذشتم
. . .

* * *

گوگوش: غریب آشنا (ترانه فیلم)

گوگوش غریب آشنا

غریب آشنا
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!

غریب آشنا
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
اهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم‌کننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!
انتشار: تابستان ۱۳۵۳

تو از شهر غریب بی‌نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده‌های پُر غبار
برای هم‌صدایی، هم‌زبونی اومدی

تو از راه می‌رسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!

غریب آشنا دوستت دارم، بیا
منو همرات ببر به شهر قصه‌ها
بگیر دست منو تو اون دستات!

چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونه‌‌م
تو زندون هم با تو، من آزادم!

تو از شهر غریب بی‌نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده‌های پُر غبار
برای هم‌صدایی، هم‌زبونی اومدی

تو از راه می‌رسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار

چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!

غریب آشنا دوستت دارم، بیا
میشینم می‌شمارم روزا و لحظه‌ها
تا برگردی بیای بازم این‌جا!

چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونه‌م
تو زندون هم با تو، من آزادم!

♫  LP Cover  ♫

* * *