
رقص آرزوها
شعر: بامداد جویباری (محمدرضا بامدادیان)
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
ترانه فیلم: هنگامه ۱۳۴۷
♫ LP Cover ♫
* * *

رقص آرزوها
شعر: بامداد جویباری (محمدرضا بامدادیان)
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
ترانه فیلم: هنگامه ۱۳۴۷
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگه اشکم واسه من ناز میکنه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: گوگوش
کاشکی تاریکی میرفت، فردا میشد
صبح میشد، چشمون تو پیدا میشد
لبهای ناز تو با قصهی عشق
مث گلهای بهاری وا میشد
تا دلم شکوه رو آغاز میکنه
دیگه اشکم واسه من ناز میکنه
یادته قول دادی پیشم بمونی
قصهی عشق، زیر گوشم میخونی
نمیدونست دل وا موندهی من
که تو رسم بیوفایی میدونی
تا دلم شکوه رو آغاز میکنه
دیگه اشکم واسه من ناز میکنه
هنوز از عشق تو لبریزه تنم
عاشق چشمون ناز تو منم
نمیدونم چرا من هم مث تو
نمیتونم زیر قولم بزنم؟
تا دلم شکوه رو آغاز میکنه
دیگه اشکم واسه من ناز میکنه
♫ LP Cover ♫
* * *

این روزها
شعر: کریم فکور
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
انتشار: بهار سال ۱۳۵۰
این روزا یک دلِ چون آینه پیدا نمیشه
اگرم پیدا بشه یارِ دلِ ما نمیشه
دلِ بیرنگ و ریا آینهیِ نورِ خداست
ولی افسوس که به این آسونی پیدا نمیشه
خدایا مونده تنها دلِ پاک و مهربونم
چرا این مهربونی شد بلایِ دل و جونم
دلِ دیوونهیِ من چرا یاری نداره
چرا عشق و مَحبت خریداری نداره
این روزا عشقِ حقیقی دیگه پیدا نمیشه
مثلِ من کس زِ غم عشق تو شیدا نمیشه
ای که پُرسی زِ چه بر لب زدهام مهرِ سکوت
چه کنم پیشِ تو آخر زبونم وا نمیشه
♫ LP Cover ♫
* * *

دل میگه دلبر میاد
آهنگساز: عماد رام
ترانهسرا: هما میرافشار
خواننده: مهستی
اجرای ترانه: بهار سال ۱۳۴۹
دل میگه، دلبر میاد، انتظارم سَر میاد
پونه از خاک درمیاد، یارم از سفر میاد
میدونه فصلِ بهاره، دلِ یارش بیقراره
میدونه طاقت نداره،سرِ راه چَشمانتظاره
میدونه بیآشیونم، میدونه بیهمزبونم،
نمیخواد تنها بمونم، باوفا و مهربونم
منو تنها نمیذاره میدونم
رو دلم پا نمیذاره میدونم
گُل میاد، بهار میاد، بویِ عطرِ یار میاد
آرزو به بار میاد، به دلم قرار میاد
میدونه دنیا سرابه، آرزو نقشِ بر آبه
زندگی بیعشق و مستی میدونه رنج و عذابه
منو تنها نمیذاره میدونم
رو دلم پا نمیذاره میدونم
● این ترانه نخستینبار در سال ۱۳۴۸ با صدای «نادیا رام» [خواهر عماد رام] در بکی ار برنامههای تلویزیونی اجرا شد. سال بعد با صدای مهستی بازخوانی، و سپس با شعر دیگری از «معینی کرمانشاهی» بهنام «سپید و سیاه» با صدای عماد رام نیز اجرا و منتشر شد. [در اینجا بشنوید.]
♫ LP Cover ♫
* * *

آتش به جان شمع فتد
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

چشمان مست تو
شعر: مهدی سهیلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
چون تویی عشق من، بر تو رو کُنم
هر طرف من تو را جستجو کُنم
پُر بود شهری از گفتگوی من
بسکه من با غمت گفتگو کُنم
ره به هر چمن کُنم ای گل مُراد
تا میان گل ترا جستجو کُنم
چشمهٔ حیات من چشم مست تو
بیتو زندگی چرا آرزو کُنم
عاقبت در ره عشق تو جان فدا کُنم
عاشقم از سر کوی تو رو کجا کُنم
عشقت آتش زد به جانم
جان در پایت میفشانم
فتنهها دیدهام در جوانی
شکوهها دارم از زندگانی
ستاره بارد چشمم همه شب
چون شمع بزم طرب
♫ LP Cover ♫
* * *
کلبهی عشق
شعر: هدایتالله نیر سینا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران شاهپوری

اسیر
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
ای دل تو رها ز بلا نشوی
از دام بلا تو رها نشوی
تا در غمِ ما تو فنا نشوی
ای شام سیه که سحر شدهای
ای قطره ی اشک که گُهَر شدهای
از سوزِ دلم تو خبر شدهای
امیدی و صفای این دل نومیدی
به شب، تو جلوهگر چو زهره و ناهیدی
از غمِ نهان تو غافلی
تو خود ز عشقِ آتشین من آگاهی
تو خود نشان این شرارهی جانکاهی
فتنهای تو آتشِ دلی
تو شمع خلوتِ ما
تو نورِ ظلمتِ ما
تو امیدِ منی
تو صفای منی
تو نویدِ منی
تو همزبانِ دلی
تو خود نشانِ دلی
به کنارِ دلم، به مزارِ دلم
بیا دمی تو بنشین
تو پروردهی اشک و آهی
پناهِ دلِ بیپناهی
گناهم، سراپا گناهم
اگر دارد عاشق گناهی
اسیرم، اسیرِ دلِ مُبتلا منم
اسیرِ ستمکاریِ آشنا منم
دلم ز سوزِ تو نهانی لرزد
تنم چو شاخهی خزانی لرزد
ای جان! از سوزِ نهان تو جدا نشوی
* * *

آهنگساز: فضلالله توکل
ترانهسرا: فضلالله توکل
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۱
عاقبتِ زندگیِ دو روزه
کاری تو کردی که دلم بسوزه
من رو به دنبال خودت کِشوندی
جایِ صفا، غم تو دلم نِشوندی
خواهم خدا خوارِت کنه،
پیوسته آزارت کنه،
چون من گرفتارت کنه
خواهم که رسوا بشی،
تک و تنها بشی
هر چه بَلا بود به جان خریدم
از تو وفایی به خدا ندیدم
رفتم و دیگر زِ تو دل بُریدم
خواهم که رسوا بشی،
تک و تنها بشی
♫ LP Cover ♫
* * *

نبودم اگر من
(شاخه گل ۸۱)
شعر: معینی کرمانشاهی
آّهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
نبودم اگر من، کجا بود این بختِ سیاهم
نبودی اگر تو، هدر میشد این اشک و آهم
غمم را تـو دانی، تو هستی پناهم
چو هجرانت دیدم،
ز هرکس پرسیدم
نشانت چو گُمکرده راهی
به اشکت پَروَردَم، به بارت آوردم
که جُز من یاری را نبینی، نخواهی
نتابد در بزمم، نه مهری، نه ماهی
ندانم چه دارم گناهی
نگاهی بر من کُن فدایِ چشمانت
شود این دو چشمم الهی
دارم به تو پندی یارا!
ارزان مَفُروشی ما را
که در روزِگاری عزیز آید خواری
چو افتاده یوسف به چاهی
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *