
دریا، دریا
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگه گریه دلو وا نمیکنه
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
انتشار صفحه: پاییز ۱۳۵۲
زندگی با آدماش برای من یه قصّه بود
توی این قصّه، کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب، صدایی جز گریهی بیصدا نبود
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمیکنه!
قصّههای پشت این پنجرهها
غمو از دلم جدا نمیکنه!
قصّهی ماتم من
هر چی که بود، هر چی که هست
قصّهی ماتم قلب خستهی یه آدمه!
وقت خوابه
دیگه دیره، نمیخوام قصّه بگم!
از غم و غصّه برات هرچی بگم، بازم کمه!
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمیکنه!
قصّههای پشت این پنجرهها
غمو از دلم جدا نمیکنه!
♫ LP Cover ♫
* * *

مثل گذشتهها نیست!
شعر: مینا اسدی
آهنگ: محمد حیدری
خواننده: هایده
انتشار: زمستان سال ۱۳۵۲
اون که یه روزی واسه من خدا بود
با قصهی غصههام آشنا بود
اون که یه روز سنگ صبور من بود
حوض بلور، چشمهی نور من بود
حالا دیگه مثل گذشتهها نیست
نگاهش غریبه است، دیگه آشنا نیست
اون که یه روزی وحشتِ جدایی
قلبشو تو سینه ز غم میلرزوند
بدیهامو میدید و دم نمیزد
بازم برام قصهی خوبی میخوند
اون که اگه ازش جدا میشدم
دیوونگیهاش منو برمیگردوند
♫ LP Cover ♫
* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانههای او
* * *

دیگه بسمه!
آهنگساز: حبیبالله بدیعی
ترانهسر: محمدعلی شیرازی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۱
دیگه بسمه، رنجِ تو بُردن بسه
دیگه بسمه، گولِ تو خوردن بسه
آخه دیگه دل خون شده، ویروون شده
دیگه واسه من زندگی زندون شده
یه عُمرِ در آرزویت خدا، خدا کرده دلم
همهیِ اُمیدشو جز تو رها کرده دلم
تا کی دلِ تنگو فریبش بدم؟
با وعدههات صبر و شکیبش بدم
. . .
. . .
تا وقتی عاشق نبودم، غم نبود
تو زندگی هیچی برام کَم نبود
تو داغِ غم رویِ پیشونیم زدی
آتیش تو بر جون و جوونیم زدی
ازم گرفتی همه شورِ منو
شکستی تو قلب و غرورِ منو
دیگه با چه اُمیدی با غم سَر کنم؟
واسه چی دروغِ تورو باور کنم!
. . .
● در اجرای کمتر شنیده شنیده این ترانه (تراکت اول) قسمتی از شعر ترانه بهصورت رُمانس اجرا میشود و با اجرای منتشر شده بر روی صفحه متفاوت است. (ترانه و متن و توضیح برگرفته از: کانال تلگرامی «دیسکوگرافی مهستی»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

عطر سر زلفش
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه

یاد من کُن!
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
ز دردِ من بـسوزد سینهی تو
شود غمگین دلِ بیکینهی تو
نباشم تا به چشمِ خود ببینم
غبارآلوده آن آئینهی تو
هرکجا رفتی پس از من
محفلی شد روشن از تو
یادِ من کُن
یادِ من کُن
هرکجا دیدی به بزمی
عاشقی با لبگَزیدن
یادِ من کُن
یادِ من کُن
هرکجا سازی شنیدی
از دلی رازی شنیدی
شعر و آوازی شنیدی
چون شدی گرم شنیدن
وقتِ آه از دل کشیدن
یادِ من کُن
یادِ من کُن
بیتو در هر گُلشنی
چون بلبلِ بیآشیان
دیوانه بودم
سر به هر در میزدم
وآنگه ز پا افتاده در
میخانه بودم
گر به کُنج خلوتی دور از همه خلق جهان
بزمی به پا شد
واندر آن خلوتسرا پیمانه ها پُر از میِ
عشق و صفا شد
تا بشد آهسته شمعی کُنج آن کاشانه روشن
تا رسد یـاری به یـاری، تا فِتَد دستی به گردن
یادِ من کُن
یادِ من کُن
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

ای شمع سحری
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: پوران شاهپوری
ای شمع سحری که در این رهگذری
عمرت شد سپری ز چه رو بیخبری
دنیای تو دگر به سر آمد که چنین
میخندد به غم تو فروغ سحری
در این صبح شکفته تنها بخت تو خفته
ز چه رو کس با تو نگفته
که در این هستی چها نهفته
کی به سحر دیده چشم تو دنیا را
چهرهٔ فردا را، باد صبا را
عمر تو نپاید اگر امشب به سر آید
چو در آتش تو هستی پروانه میسوزد
زان رو تو نمانی که گنهکاری و دانی
چو تو جان نبرد هر که چنین آتش افروزد
♫ LP Cover ♫
* * *

آواز دل
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
به زمانی که محبت شده همچون افسانه
به دياری که نيابی خبری از جانانه
دل رسوا دگر از من تو چه خواهی ديوانه
از آواز دلم، زمزمهی ساز دلم، من به فغانم
ای دل چه بگويم، وز شررت چه بگويم، حيرانم
تو همان شرری که خرمنِ جانِ من بسوزی
تو که با نگهی به جان من شعله برفروزی
تو که از صنمی نديدهای رویِ آشنایی
ز چه رو دلِ من تو اينچنين کُشتهی وفایی
تا تو همدمِ شبهای منی
شبها شاهدِ تبهای منی
همچون آتشی
شعله میکِشی
شمع هر انجمنی
ای دل ز تو ما را چه نصيبی بود!؟
گشتم ز تو رسوا، چه فريبی بود.
غمهای جهان را تو خريداری
آخر تنِ ما را چه شکيبی بود!؟
به کجا؟ به کجا بریام ای دلِ رسوا!؟
به کجا ای دل رسوا
نکُنی تو چرا پروا!؟
* * *

پشیمانم
(گلهای رنگارنگ ۴۳۳)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: حمیرا
انتشار: بهار سال ۱۳۴۶
اگر با دل مهربان تو من بیوفا شدهام، پشیمانم
اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شدهام، پشیمانم
امیدم تویی، ناامیدم مکُن، جز تو یاری ندارم
سحر شد، بگو با کدام آرزو سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شدهام
پشیمانم، پشیمانم
چرا پُشتِ پا بر جهان نزنم؟
به دست خود آتش به جان نزنم؟
بگو با همه بیپناهی خود
چرا شعله بر آشیان نزنم؟
عهدی که با چشم مست تو بستم
دیوانگی کردم آن را شکستم
خدا داند جز تو گر با کسی همنوا شدهام
پشیمانم، پشیمانم
میمیرم از این پریشانی
دردا که هرگز نمیدانی
با من چه کرد این پشیمانی
تا با خدای خود گفتوگو دارم
عشق گذشته را آرزو دارم
خدا داند امیدِ دلِ ناامیدم تویی، جز تو یاری ندارم
سحر شد، بگو با کدام آرزو سر به بالین گذارم
به عشقت قسم، بر دو چشمت قسم
جز تو گر با کسی همنوا شدهام
پشیمانم، پشیمانم
* * *

شب هجران
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
شب هجرم شد طی
چه بگویم از وی، بیخبرم امشب
منِ بیدل نالان، مه من شد پنهان از نظرم امشب
وای اگر او بیمن، لبِ خود بر ساغر ببرد امشب
وای اگر من بی او، سر خود بر بالین ببرم امشب
من تو را خواهم، من وفا خواهم
من تو را مایل، تو از من تا كی غافل!؟
جانم امشب آید بر لب، از غمِ تو
هجران از نو، حرمان از نو، تاب و تب از نو
* * *