آغاسی: شراره‌ی غم

آغاسی شراره غم

شرارهٔ غم
شعر: جهانبخش مهموری
آهنگ: قاسم رئیس‌نژاد
خواننده: نعمت‌الله آغاسی

سوسن: سپید و سیاه

سوسن سپید و سیاه

سپید و سیاه
شعر: خیری‌نژاد
آهنگ: یدالله بدر
خواننده: سوسن

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»

* * *

تاجیک: رامشگر

تاجیک رامشگر

رامشگر
شعر: جمشید احمدی
آهنگ: جمشید فرحادی
خواننده: امان‌الله تاجیک

پروا: نم‌نم بارون

پروا نم نم بارون

نم‌نم بارون
شعر: رضا شمسا
آهنگ: فتح‌الله ریاحی
خواننده: پروا

♫  LP Cover  ♫

* * *
شهر «تهران» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

قاسم جبلی: حکایت شمع

قاسم جبلی حکایت شمع

حکایت شمع
شعر: ناصر رستگار نژاد
آهنگ: ابراهیم سلمکی
خواننده: قاسم جبلی

فیروزه: چرا گریه چرا اشک

فیروزه چرا گریه چرا اشک

چرا گریه چرا اشک
شعر و آهنگ: گرگین‌زاده
خواننده: فیروزه

♫  LP Cover  ♫

* * *

اکبر دلجو: مژگان

اکبر دلجو مژگان

مژگان
شعر: علی نظری
آهنگ: ناصر آهنیان
خواننده: اکبر دلجو

* * *
مجموعه‌‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *

هوشنگ نادری: مهره مار

هوشنگ نادری مهره مار

مهره مار
شعر: صمد بردیس
آهنگ: هوشنگ نادری
خواننده: هوشنگ نادری

دوست دارم از صبح تا شب، بشینم و نگات کُنم
هر روزی هزار تا ماچ، از روی لبات کُنم
دوست دارم شونه بشم، توی موهات بشینم
شب بی‌ستاره رو، روی زلفات ببینم

تو که چشمای خمار داری، نکنه مهره‌ی مار داری؟!
آخه عزیزم چی می‌شه؟ پیشم باشی همیشه
بگو که قلب سنگت، چرا راضی نمی‌شه؟

اگه جونمو بخوای، حاضرم فدات کُنم
جون شیرینمو من، فدای چشات کُنم
اگه تو بگی بمیر، به خدا من می‌میرم
جز به راه عشق تو، راه دیگه نمیرم

تو که چشمای خمار داری، نکنه مهره‌ی مار داری؟!
آخه عزیزم چی می‌شه؟ پیشم باشی همیشه
بگو که قلب سنگت، چرا راضی نمی‌شه؟

آسمون روی تو، همیشه آفتابیه
لب تو غنچه‌ی گل، رنگ چشات آبیه
روزشماری می‌کنم، انتظار تموم بشه
تو بیا ببینمت، تا دلم آروم بشه
. . .

* * *

ناصر مسعودی: دختر صحرایی

ناصر مسعودی دختر صحرایی

دختر صحرایی
شعر: ابوالقاسم اعلامی
آهنگ: اصغر زارع
خواننده: ناصر مسعودی

دختر شب خنده به لب دارد
بزم فلک تازه طرب دارد
مَه به روی شب می‌خندد
ره به سوی غم می‌بندد
بزم عاشقانِ شیدا
روشن شود چراغِ دلها
دختر صحرایی، بی‌خبر از مایی

ستاره‌ها رقصان با عشوه‌گری
به دامان گردون در جلوه‌گری
دختر صحرایی، بی‌خبر از مایی

نوای نی شده عشق‌آموزم
به آتش دلِ خود می‌سوزم
دگر از جام غم خون مکن در دلم
دختر صحرایی، بی‌خبر از مایی

* * *