مهستی: من دیگه یار نمی‌خوام

مهستی من دیگه یار نمی خوام

من دیگه یار نمی‌خوام
شعر: جهابخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۹

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

دل دیگه باید تنها بشه
دیوونه باید دانا بشه
دل دیگه گرفتار نمی‌شه
غم، رو هم رو هم بار نمی‌شه

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

غم اگه تو دل پا بذاره
اَشکِ چِشمو در بیاره
وای، وای، بر دلِ من
ترکِ دل و جون می‌کنم
سینه‌مو ویرون می‌کنم
مهمونو بیرون می‌کنم

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

دل اگه بهونه بگیره
از تو هی نشونه بگیره
وای، وای، بر دلِ من
ترکِ دل و جون می‌کنم
سینه‌مو ویرون می‌کنم
مشکلو آسون می‌کنم

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

● با این ترانه همکاری مهستی و جهانبخش پازوکی پا می‌گیرد.

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)

* * *

ایرج: ناز آفرین

ایرج ناز آفرین

ناز آفرین
شعر عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

چشمانت بر دلم آتش بارد
چون آتش شعله و گرمی دارد
چون ریزد موی زرین بر دوشت
بوی جان خیزد از آن آغوشت

ای رُخت شمع کاشانه‌ام
از تو روشن شود خانه‌ام
سوی شمع رُخت پَر کِشم
پَر بسوزی چو پروانه‌ام

دو چشمت مستی انگیزد
نگاهت خون دل ریزد
رخ ناز آفرین داری
نگاهی آتشین داری
دو چشمت فتنه برخیزد
شرار آرزو ریزد

چون می بُوَد لبهای تو
لبها بُوَد صهبای تو
گیسو ز رخ یک‌سو ز تن
گل بر سر گیسو بزن

* * *
از «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان اسفندیار منفردزاده

* * *

الهه: ندانستم دریغا

الهه ندانستم دریغا

ندانستم دریغا
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه

داریوش: بوی خوب گندم

داریوش بوی خوب گندم

بوی خوب گندم
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: واروژان
خواننده: داریوش اقبالی

اهل طاعونی این قبیله‌ی مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ایی شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوستِ تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله، تن‌پوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه‌ی تو واسه خواب
تن من خاک منه، ساقه‌ی گندم تن تو
تن ما، تشنه‌ترین تشنه‌ی یک قطره‌ی آب

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

شهر تو، شهر فرنگ
آدماش ترمه قبا
شهر من، شهر دعا
همه گنبداش طلا

تن تو، مثل تبر
تن من، ریشه‌ی سخت
تپش عکس یه قلب
مونده اما روی درخت

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

نباید مرثیه‌گو باشم واسه خاکِ تنم
تو آخه مسافری، خونِ رگِ این‌جا منم
تن من دوست نداره زخمی‌ی دستِ تو بشه
حالا با هر کی که هست، هر کی که نیست، داد میزنم:

بوی گندم مالِ من، هر چی که دارم مالِ من
یه وجب خاک مالِ من، هر چی می‌کارم مالِ من

تهران، ۱۳۵۳

* * *

گوگوش: قصه‌ی بره و گرگ

گوگوش قصه بره و گرگ

قصهٔ بره و گرگ
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ:‌ واروژان
خواننده: گوگوش

بیا تا برات بگم آسمون سیا شده
دیگه هر پنجره‌ای به دیواری وا شده
بیا تابرات بگم گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا دستِ گرمی ندیده

بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویاها، قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم قصهٔ بره و گرگ
که چه جور آشنا شدن توی این دشتِ بزرگ

آخه شب بود می‌دونی، بره گرگ‌و نمی‌دید
بره، از گرگ سیاه حرفهای خوبی شنید
برهٔ تنها رو گرگ به یه شهر تازه بُرد
بره تا رفت تو خیال، گرگ پرید و اون‌و خورد

بره، باور نمی‌کرد؛ گفت شاید خواب می‌بینه
ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی

♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: دو تا چشمون

مهستی دو تا چشمون

دو تا چشمون
آهنگساز: عماد رام
ترانه‌سرا: میشا جاودانی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۵۲

دو تا چشمونش منو کُشته
تیرِ مژگونش منو کُشته
لبِ خندونش منو کُشته

خنده رو لب‌هام وا نمی‌شه
در دلش عشقم جا نمی‌شه
غمِ هجرونش منو کُشته

بی‌تو ساغر شکسته‌ام من
چشم به راهت نشسته‌‌ام من

اگه بیایی تورو رویِ دو تا چشمون می‌نشونم
هرگز نمیای، منو نمی‌خوای اینو می‌دونم

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: الهه‌ی نازم (عشق و افسانه)

ویگن الهه نازم

الهه نازم (عشق و افسانه)
ترانه‌سرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: اسپانیایی
تنظیم‌کننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷

در آسمان عشق من ستاره‌ای نو دَمید
چشمان افسونگر وی می‌دهد بر من نَوید

غنچه‌های مِهر او در باغ دل، شکُفته شد
سُکرِ باده‌ی وفا در جامِ جان، نهُفته شد

بشنو نغمه‌ی ساز من
گویَد با تو، او راز من
ای الهه‌ی نازم!
بشنو آواز من!

جادوی آن دو چشم مَست
عشق من، افسانه کرد
از کف، صبر و تابم رُبود
باز مرا دیوانه کرد

چون مرغ پَر شکسته‌ای
در دام آن فُسونگرم
گر او دارد قصد جان
از قید جان بگذرم
. . .
. . .

● این ترانه در سال ۱۳۴۵، توسط گروه «اعجوبه‌ها» با تنظیمی متفاوت‌ و با صدای جمشید علیمراد بازخوانی شد. (در اینجا بشنوید).
● نکته قابل توجه در اصلاح متن ترانه، کلمه‌ی سُکر (= مستی، مدهوشی) در ترکیب «سُکر باده‌ی وفا» است که در اکثر منابع این مصرع را اشتباهاََ «صبح باده‌ی وفا» در نظر گرفته‌اند. (متن و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

مهستی: قسم

مهستی قسم

قسم
دکلمه: آذر پژوهش
آهنگساز: جهانبخش پازوکی
ترانه‌سرا: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۱

[قسم به اون پرستو که بالشو شکستن
به آهویِ اَسیری که دست و پاشو بستن
به اون کبوتران که دورِ حرم نشستن
نرو، نرو، نرو!]

قسم به های های گریه‌هامون
قسم به لرزیدن‌هایِ دلامون
نرو، نرو، نرو!

قسم به هر چی عشقِ خوب و پاکه
به عاشقی که مست و سینه‌چاکه
به عابدی که پیشونیش رو خاکه
نرو، نرو، نرو!

قسم به اون پرستو که بالشو شکستن
به آهویِ اَسیری که دست و پاشو بستن
به اون کبوتران که دورِ حرم نشستن
نرو، نرو، نرو!
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)

* * *

دلکش: قصه‌گو

دلکش قصه گو

قصه‌گو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: هوشنگ سپهری
ویلون: اسدالله ملک
خواننده: دلکش

ای روزگارِ بی‌امان
ای قصه‌گویِ بی‌زبان
چون دایه‌های مهربان
در گوشم افسونی بخوان
شاید شبی خوابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد

هستی که آسایش ندارد
موج است و آرامش ندارد
وین بختِ دائم خفته‌ی من
با من سرِ سازش ندارد
می‌خواهم از جان روزگارا
آن مستیِ سنگین که غم را
از قلب بی‌تابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد

برق است و توفان است و گیتی مویِ زنگی
باد است و باران است و من بر تخته سنگی
ای روزگار فتنه‌جو
افسانه‌ای با من بگو
تا پیش از آن روزی که این غم
با اشکِ سوزان دَمادَم
در کامِ سیلابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
شاید شبی خوابم بَرَد
. . .

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *