
عشوهگر
شعر: رضا شمسا
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: رامش
ترانه فیلم: مرد جنگل
♫ LP Cover ♫
* * *

قصر طلا
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران شاپوری

قصر طلا
ترانه سرا: رضا شمسا
آهنگساز: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۰
پرنده قصر طلا
یادت میاد که اون روزا
من و تو بال و پر زنون
میرفتیم تا عرش خدا
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون
یه روز که بال و پر زدی
به آسمونها سر زدی
رفتی پیش ستارهها
دیگه ندیده ام تو را
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون
بی تو دلم پر از غمه
غم تو دلم یه عالمه
رها کن این قصر طلا
دوباره برگرد و بیا
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون
حالا توی آسمونها
میون یک قصر طلا
رفتی و موندگار شدی
به شهر ما نیومدی
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون
♫ LP Cover ♫
* * *

نقش گناه
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: محمد میرنقیبی
خواننده: ایرج

کریشین بابا
خوانندگان: فرهاد ـ بهمن
گروه تایگرز

حالا حالاها آرزو دارم
ترانهسرا: جهانبخش پازوکی
آهنگساز: جهانبخش پازوکی
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۱
نخور غصه که دنیا گذرونه
باید هر دلی آتیش بسوزونه
آدم وقتی که پیر شد، دیگه رفته
به چنگ غم اسیر شد، دیگه رفته
آدم وقتی با غم کُشتی میگیره
اگه خورد و خمیر شد، دیگه رفته
آی هالای هالای هالای هالای لای
آی هالای هالای هالای هالای لای
به پیری بگو پیری دست نگه دار
که باهات بگونگو دارم
حالا حالاها آرزو دارم
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

بیدار
ترانه سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: ناصر تبریزی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۷
ای آسمون دوباره
چشمم ستاره باره
صبحم تو شهر تاره
با یادش چشمونم بیداره
جز رنج بیوفایی
در این شب جدایی
رنگی ز آشنایی نبیند
تو چشمم ستاره
همره دلم رفته ای کجا
ای کشیده پا از دیار ما
ای پرستوی بینشان من
از تو کی نشان آورد صبا
ترسم به حسرت و غم
روز و شبم سر آید
روی تو را ندیده
عمرم به آخر نیاید
یا رب! این رنج تنهایی تا کی؟
بیتابم من، شکیبایی تا کی؟
تا کی رسوایی من میخواهی؟
ای فلک! فصل رسوایی تا کی؟
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

خواستگار
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: افشین مقراضی
خوانندگان: ویگن ـ رامش
خواستگار
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: افشین مقراضی
خوانندگان: ویگن ـ رامش
انتشار: ۱۳۴۷
ویگن:
آی گُل به سر، کوزه به دوش، آیت دلربایی
اگه به من «بله» بگی، به خونهمون بیایی
گلسینهی طلایی روی سینهات میذارم!
طبَقطبَق اشرفی چشمروشنی میارم!
رامش:
اگه صدتا سوار بیاری
گُل الماسنگار بیاری
اگه تیر و تفنگ بیاری
قطارقطار فشنگ بیاری
بهخدا نومزدت نمیشم!
آی قدبلند، چابُکسوار، تیغ طلایی بسته
روی زین زردوزیِ اسب کهر نشسته
من سیم و زَر نمیخوام!
از تو گوهر نمیخوام!
اگه منو دوست داری
بیا به خواستگاری!
ویگن:
اگه از من طلامو بخوای
اگه مِهر و وفامو بخوای
تو باید نومزدم باشی!
رامش: حالا که عاشقم هستی
ویگن: ز جام عشق من مستی!
رامش: دوتا آهو میشیم خندون
ویگن: میون کوه و دشتستون
همخوان: میریم به شهر شادیها
میشیم دور از غم دنیا
* * *