
نون بیار، کباب ببر
ترانهسرا: مسعود هوشمند
آهنگساز: حسین واثقی
خواننده: نلی
ترانه فیلم: مرد ۱۳۵۱
لیموی سینه، من میلرزونم
پایین و بالا هی میگردونم
بنشین صفا کن تا قرش میدم
این ور و اون ور هی ولش میدم
ای دنبکی، دنبکت به چنده؟!
من قر میدم، تو بذار تو دنده
یالا بزن مایه نیناشناش
یواش یواش، ناز داییتو باش!
تو عاشقی، ساده و بیکلک منم
تویی، تویی!
تو دلبرا دلبر بانمک منم
تویی، تویی!
نون بیار، ثواب داره، کباب ببر
از توی جام چشام شراب ببر
* * *
ترانهشناسی «نلی» در این سایت
* * *

دستم بگیر
ترانهسرا: ایرج جنتیعطایی
آهنگساز: ناصر زرآبادی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: قهرمان شهر ما
انتشار: ۱۳۴۶
دستم بگیر ای مهربان
افسانهی هستی بخوان
تا گذرم ز جهان، ز جهان
بنشین که آرامم کُنی
با دلبری رامم کُنی
آتش دل، بنشین، بنشان
ای از تو روشن خانهام افسانهپرداز منی تو
تو خورشیدی، تو مهتابی، تو ماهی!
ای در جهان امید من همراز و دمساز منی تو
تو مهتابم به شبهای سیاهی!
دستم بگیر ای بیخبر از غم عاشقی
دوری مکُن ای غافل از عالم عاشقی
ای روشن از رخسار تو کلبهی تار من
بر آتشم ای فتنه اینگونه دامن مزن!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

دوشنبهها
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: عهدیه
روزهای هفته در ترانههای ایرانی
* * *

رقص جمیله
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: رامش
ترانه فیلم: گوهر شبچراغ
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۶
اگه همچین، همچین، همچین بکُنم
خواب میبینی مستی و یک راست اومدی خونهی ما
اگه همچین بکُنم
ریسه میری،، ضعف میری
غش میکُنی، آخه میافتی از پا!
اگه همچین، همچین، همچین بکُنم، زلزله میشه!
دل سنگت مث شیشه میشه ریزه، ریزه
اگه همچین، همچین، همچین، همچین
همچین، همچین بکُنم میافته از کار آسیاتون
اگه همچین بکُنم میشن کلافه پسراتون
اگه همچین، همچین، همچین، همچین
همچین، همچین بکُنم
قهر میکُنین از خونههاتون
حالا که شدی عاشقم
نکن دِ با ما ستم
پاشو تا بریم بیابون
کنار آبِ روون
سور و ساتو راه بنداز
بشکن و بالا بنداز
* * *

نمیگذاری بخوابم
شعر و آهنگ: محلی
ارکستر: عبدالله جهانپناه
خواننده: پروانه [نامور]

یار مهربان
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
ترانه فیلم: قهرمان شهر ما
انتشار: ۱۳۴۶
کیست آنکه با غم من و تو آشناست؟
کیست آنکه قلب او به پاکی فرشتههاست؟
[کیست آن که قهرمان شهر ماست
همه وفا و یکدلی، همه محبت و صفاست
کیست آنکه در میان سینهاش
دل چو آیینهاش]
ز اشکی از چشمان ز رنج یک انسان
چو سایهای لرزان به سینه میلرزد
او قهرمان شهر ماست!
قهرمان شهر ماست!
[پی نجات یک بشر فتد به دامن خطر
میان آه و نالهها که مینَهد به دل، اثر
همیشه میبرَد به سر]
چو او حماسهی حماسههاست
[آری، او قهرمان شهر ماست]
قهرمان شهر ماست!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

دیوانه عشقم
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: بسترهای جداگانه

عشق و جوانی
خوانندگان: امیر رسایی و عهدیه
ترانه فیلم: تحفه هند (۱۳۴۷)
امیر رسایی:
تا که به دنیا زندگی ما گرمی دارد
عشق و جوانی در دل ما شادی آرد
تا که به هستی عالم مستی باشد ما را
مستی عشقم جلوه دهد این دنیا را
گر با دل آشنایی، گر عاشق همچو مایی
بگریز از بی وفایی، هی! هی! هی!
این دو روز زندگی را بگذران با عشق و رویا
بگذر از مال و مکنت دنیا، هی! هی! هی!
عهدیه:
در جهان آزادهام، دل به عشقت دادهام
غم ندارم چون در اینجا به عشق افتادهام
دیده به ره دارم، آه مکُن تو آزارم
من گرفتار توام، یار و غمخوار توام
عشق و امیدم تویی، من که بیمار توام
دیده به ره دارم ، آه مکن تو آزارم
امیر رسایی:
دنیا گذران باشد، دلها نگران باشد
خوشتر نبود هرگز به خدا از غم شیدایی
عهدیه:
گر عاشق رسوایی، گر واله و شیدایی
از هر دو جهان آخر ببری لذت زیبایی
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی امیر رسایی»
* * *

حساب کتاب نداره!
ترانهسرا: مسعود هوشمند
آهنگساز: حسین واثقی
خواننده: نلی
ترانه فیلم: اتل متل توتوله ۱۳۵۱
گل میزنم گلابی
زرد و سفید و آبی
تو سینه، این دل من
اصلا نداره تابی
هرگز غمی نداره
هر کی که یاری داره
روشن میشه دل اون
چون شب پر ستاره
ای دل نگیر بهونه
بپا که روزگاره!
کارای این زمونه
حساب کتاب نداره!
چون شب، تب داره این تن من!
چون باغ، گل داره دامن من!
عشقا همه سرابه
وای سرابه، وای سرابه!
خونه دل خرابه
وای خرابه، وای خرابه!
تا کی باید خدایا، چشمای من
– نخوابه، وای نخوابه، وای نخوابه!
ای گل روی قالی
برام نمونده حالی
بذری که من میکارم
اون نمیده نهالی
هرگز غمی نداره
هر کی که یاری داره
روشن میشه دل اون
چون شب پر ستاره
چون شب، تب داره این تن من!
چون باغ، گل داره دامن من!
* * *
ترانهشناسی «نلی» در این سایت
* * *

ماه عسل
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
تو میروی با دگری
به سوی من مینگری
کُنی به افسونِ نگَه
به جان من فتنهگری
دل مرا به دست غم
سپرده و میگذری
به هر طرف، زلف سیَه فکندهای بر رخ مَه
گُنه ز من بوده ولی تویی مرا عذر گُنه
تو نوعروس تازهای که تاج گل به سر زدی
کنون که میروی سفر
خوش آمدی، خوش آمدی!
اسیر دامت عمری من تنها بودم
به ره عشقت تنها من رسوا بودم
. . .
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *