آگهی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در آخرین روز از ماه اسفند سال ۱۳۵۰ (آن سال کبیسه بود.) تشویق خانوادهها تا کتابهای شنیداری کانون پرورش را به کودکان خود عیدی بدهند. اولین پیشنهاد در این لیست هم کتاب ماهی سیاه کوچولو، نوشتهٔ صمد بهرنگی با موسیقی اسفندیار منفردزاده.
یک عیدی خیلی خوب برای بچههای خوب. قصههای کودکان بهصورت صفحه
«. . . از خاطرههایی که برای من تعریف کردند یا نوشته شده، یکی هم مربوط به میرزاده عشقی است و روزی که میرزاده خیلی شیک کرده بوده و میره عکاسخانه عکس بگیره. محمدجعفر [خادم] وقتی نگاه میکنه به ایشون، میگه: «نکُنه برای خانومای لالهزاری میخوایی عکس بگیری» میرزاده عشقی هم لبخندی میزنه و میگه که: «نه! من میخوام که برای پدرم این عکس را بفرستم. . . » (از گفتههای فردید خادم در پادکست «رادیو نیست»)
● برنامهی بسیار شنیدنی «رادیو نیست» در معرفی محمدجعفر خادم و پیشینه و جایگاهی که او در تاریخ عکس و عکاسی در ایران و ثبت رویدادهای تاریخی در عصر معاصر دارد را هم [در اینجا بشنوید!]
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دستِ زیبایی را خواهد گرفت
احمد شاملو «افق روشن» را ۷۰ سال پیش در چنین روزی (پنجم تیرماه ۱۳۳۴) برای کامیار شاپور سرود. کامیار، فرزند فروغ فرخزاد و پرویز شاپور، و در آن سال پسرکی ۳ ساله بود. یادشان شاد و یادمان باشد. (افق روشن را در اینجا بخوانید.)
فاطمه اختصاری از شاعران مطرح غزل پست مدرن در ایران است. «بیست و هشت» که با نام «تهران» هم شناخته میشود در مجموعه اشعار «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یارگاری» [نشر نیماژ ۱۳۹۴] به چاپ رسیده است. این شعر بعد از انتشار در اجرایی با صدای شادی امینی شناختهتر شد و مورد توجه قرار گرفت. در فایل شنیداری زیر اجرای ترانهای و کلیپی از خوانش این سروده را با صدای فاطمه اختصاری در گفتگوی او با فرشته ملکفرنود در اینستاگرام بشنوید و ببینید.
بیست و هشت (تهران)
تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطرهی افتضاح و خوب
تهران و خطّ متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما میسپارمش
تهرانِ سکته کردهی از هر دو پا فلج
تهرانِ وصلهپینه شده با خطوط کج
تهرانِ تاهمیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما میسپارمش
من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطلهای سوختهی انقلاب را
بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
من خِشّ و خِشّ ِ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریهی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
بلوار پر درخت «ولیعصر» تا «ونک»
نوشابههای شیشهای و تخمه و پُفک
کابوسهای هر شبه از درد مشترک
یک روز میرسد که فراموش میشوند
تنهاییام نشسته میان اتاقها
بر بیستوهشت سالگیام جای داغها
گریه نمیکُنم . . . همهی اتّفاقها
یک روز میرسد که فراموش میشوند
* * *
● ویدئوی اجرای شادی امینی در یوتیوپ را (در اینجا ببینید.)
● گفتگوی کامل فاطمه اختصاری و فرشته ملکفرنود در اینستاگرام را (در اینجا ببنید.)
فریدون شهبازیان موسیقیدان، آهنگساز و رهبر ارکستر در همه دورههای زندگی اکثر ما حضوری روشن و موثر داشته است. از نوجوانی با آهنگهایی که در کانون پرورش کودکان و نوجوانان بر کلام شاعران معاصر ساخت؛ تا جوانی و میانسالی با موسیقی ترانههایی که امروز برایمان خاطرهانگیز است و فیلمهایی که با موسیقی متن او همراه بود. یادش شاد و گرامیباد.
امروز (۸ خرداد ماه) سالروز تولد بهجت صدر نقاش صاحب سبک معاصر است. در کتابهایی که در معرفی و زندگی فروغ فرخزاد نوشتهاند نام بهجت صدر به تکرار دیده میشود. نخست به عنوان معلم نقاشی فروغ در هنرستان کمالالملک (۱۳۲۸) و بعدها دوست صمیمی و نزدیکش. فروغ در سفرش به ایتالیا (۱۳۳۵) تا پیدا کردن خانهای برای اقامت، مهمان و هممنزل او بود. سالها بعد (۱۳۶۵) بهجت صدر در یادداشتی نوشت: «چیزی که در زندگی به آن افتخار میکنم دوستیام با فروغ بود و ارزش زیادی که برایش قائل بودم.» عکس بالا در آتلیه نقاشی بهجت صدر در تهران برداشته شده. عکاس آن فریدون رهنما (مؤلف و سینماگر) است و دستخط بهجت صدر که نوشته: «من و فروغ در سال ۱۳۴۰، زیر تابلوی من، عکس از فریدون رهنما»
امروز (۴ خرداد ماه) سالروز تولد «جهانبخش پازوکی» است. او از معدود هنرمندانی است که در مقام «سرایندهی شعر» و «سازندهی ملودی یا آهنگ» ترانههای بسیاری را خلق کرده است. مجموعهای از ۲۹۶ ترانه که شعر و ملودی آنها ساختهی جهانبخش پازوکی است را در لینکهای زیر بشنوید. با آرزوهای خوب برای این هنرمند خاطرهساز در ۸۸ سالگی او.