در اینجا ترانهای میشنویم بهنام «مهر آفرین» [. . .] آهنگ گوشنواز پرویز یاحقی، صدای خاطرهانگیز الهه و شعر زیبای اسماعیل نواب صفا. . . الهه، ترانهٔ مهر آفرین را در روز ۱۳ بهمن ماه ۲۵۱۹ شاهنشاهی [۱۳۳۹ خورشیدی] اجرا و ضبط کرده. (برگرفته از: صحبت گوینده در معرفی ترانه، پیش از پخش آن.)
تو ای عشق من، امیدِ شادیافزای من
دنیای من، رویای من، رفتی وفا نکرده
(بیوفا کسی غنچه را ز شاخه جدا نکرده)
شبی همچو اشک سوزانم کنارم بیا
ترسم تو را این نالهها سوزد خدا نکرده
(بیوفا کسی غنچه را ز شاخه جدا نکرده)
تو پروردهی اشک و آه منی، تو را عشق من آفریده
بنازم به عشقی که نقش تو را بدین لطف و خوبی کشیده
تویی جلوهگر در دل و جان من، تو را همچو بُت میپرستم
تو عشق هنر آفرین منی به امید تو زنده هستم
ای لعل تو، نوش من، غارتگر هوش من
نام تو ترانهی من، عشق تو بهانهی من
در مستی و هوشیاری، ما را نگران داری
از دست غمت نرهم، عشق تو به کس ندهم
به عشقت وفادارم بهخدا، وفا را خریدارم به خدا
تو دیر آشنا! رفتی چرا کامم روا نکرده
گل ناز من، طناز من، بازا جفا نکرده
«سیاوش کسرایی» را بیشتر با منظومهٔ بلند «آرش کمانگیر» به یاد میآوریم. بخشهایی از این سروده یکی از درسهای کتاب فارسی در سالهای گذشته بود. در پاییز سال ۱۳۵۶ در شبهای شعرخوانی انستیتو گوته [ده شب] حضور او در کنار دیگر نویسندگان و شاعران معاصر اعتباری بر برپایی این حرکت فرهنگی بود.
برای ما ایرانیان شنیدن ترانهای مشهور از موسیقی اروپا و آمریکا توسط خوانندههای وطنی شاید چندان لطفی نداشته باشد. برعکس اما وقتی ترانهای به زبان فارسی را از دهان خوانندهای خارجی! میشنویم به گوشمان شیرین است و با همهی کجوکوله ادا شدن کلماتش باز هم به دلمان مینشیند.
گفتهاند: گردو، گرد است؛ ولی هر گردی گردو نیست. حالا حکایت شعر ترانهی «زمستون» است با صدای «افشین مقدم»، که نه تنها در بعضی از صفحههای فیسبوکی، که دیدم در یکی از سایتهای تخصصی موسیقی هم نوشتهاند: ترانهسرا: مهدی اخوانثالث!!
بعد از ترانههای «زمستان» [اخوانثالث] که در پُست دیروز گذاشتم [در اینجا]، گفتم بد نیست امروز هم مجموعه ترانههای «زمستون» را بگذارم. بهرحال اینهم «زمستان» است، گرچه شعرش از «اخوانثالث» نیست.
«افشین مقدم»، از اعضای گروهی بود که در شروع فعالیت هنری خود، از جمله همراه با «داریوش اقبالی» و «کیوان» همخوانی میکرد. «داریوش» با کشف و ورود به مثلثی که ترانهسرایش «ایرج جنتیعطایی» و آهنگسازش «بابک بیات» بود، راه خود را از گروه جدا کرد و با اجرای ترانههایی که از جنس دیگر بود شهرت یافت.
نام «کیوان» را ازدواج او با «نادیا» که از رقصندهی معروف آن سالها بود سر زبانها انداخت، و «افشین مقدم» با اتفاق تصادف در جادهی شمال ایران که منجر به مرگ او شد.
از مجموعهٔ چند ترانهٔ مستقلی که «افشین» خوانده بود، دو ترانه، بیش از دیگر خواندههای او شهرت یافت. «آخرین طبیب»، که سالها بعد، «مهستی» آن را بازخوانی کرد و دیگری ترانهی «زمستون» با شعری از «سعید دبیری» و آهنگی از «سیاوش قمیشی».
از اتفاق منجر به مرگ خواننده که دلیل تاثر و توجه بیشتر مردم به ترانهی «زمستون» شد بگذریم، تنظیم درخشان «واروژان» از آهنگ این ترانه نیز دلیلی بر ماندگاری آن شد. آنچنان که بعدها مورد استقبال خوانندگان دیگر هم برای اجراهای دوباره قرار گرفت.
زمستون، تنِ عریونِ باغچه چون بیابون
درختا، با پاهای برهنه زیر بارون
نمیدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگِ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بیبهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه، چه تلخه، باید تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بیتو نشستم زیر بارونِ زمستون
زمستون، برای تو قشنگه پُشتِ شیشه
بهاره زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظهی چشمانتظاری
گلدون، خالی ندیدی نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی ببینی تلخ روزای جدایی
چه سخته، چه سخته بشینم بیتو با چشمای گریون
به اطلاع کلیه اهالی محترم پایتخت میرساند که حقالمکالمه هر نوبت تلفنهای عمومی در شهر و شمیرانات فقط دو ریال میباشد. خواهشمند است از پرداخت مبلغ اضافه خودداری و متخلفین را به شرکت سهامی تلفن ایران معرفی فرمایند. [روزنامه اطلاعات، دوشنبه، ۵ اسفند ماه ۱۳۳۳]