
باران
ترانهسرا: حسین شاهزیدی
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
باران بارد به کوه و دشت و در از بام آسمان
در دامن چمن شود گوهر فشان
چو اشک شادی از چشم فرشتگان
هدیه بُوَد به ما ز دست آسمان
باران بُوَد جانفزای گل
جان میدهد در هوای گل
تا شویَد از او غبار غم
جان بیفشاند به پای گل
باران به باغ و گلستانها جلوهها بخشد
خُرمی آرد باران از آسمانها
بر جهان ما زندگی بارد
باران بُوَد جانفزای گل
جان میدهد در هوای گل
تا شویَد از او غبار غم
جان بیفشاند به پای گل
تو هم به یاران محبت، غبار غمها را
از خاطر من گر بشویی چه میشود یارا
* * *

باران غم
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
ترانه فیلم: دختر عشوهگر | ۱۳۴۷
از عشق او باران غم ز نگاهم بارد
خواهم یاری دیگر جویَم دل من نگذارد
آتش بارد ز آوایم تا میخوانم
اشک حسرت میبارد از چشمانم
بگرفته رنگ غم، بی او شبهای من
قصهای غمفزا باشد آوای من
نغمهی ساز من ، سوز آواز من
مینشیند به دل چون گوید قصهی راز من
آتش بارد ز آوایم تا میخوانم
اشک حسرت میبارد از چشمانم
به کجا بروم من رسوا
که دگر شدهام تک و تنها
ز که پرسم که او به کجا رفت
ای خدا از بَرِ من چرا رفت؟
* * *

پلهای شکسته
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: جمشید زندی
خواننده: عارف
تنظیمکننده: ارکستر گروه گلدن رینگ
انتشار: ۱۳۴۷
زیر این چرخ کبود
قلب من در دست او
مثل یک بازیچه بود، ای داد
بی هیاهو، بی صدا ما گشتیم از هم جدا
خدا آه ای خدا، فریاد
آه. . . افسوس، بین ما پلهای شادی شکسته
هرچه بود از هم گسسته
در پیش چشم ما رود جدایی نشسته
راه آشنایی بسته
تو بگو، آه . . .
ای دریغ از روزگار آشنایی!
تو رفتی، آه . . .
من گرفتم از تو درس بی وفایی!
فریاد
● گروه گلدن رینگ (Golden Ring) اواسط دهه ۴۰ خورشیدی توسط جمشید زندی شکل گرفت که ترانههای شاد و جوانپسندی را اجرا میکردند. اغلب این ترانهها توسط سعید دبیری سروده میشد و همچنین نوازندگان گروه واروژ شبانی و فریبرز فرهادی بودند. پس از موفقیت فیلم «سلطان قلبها» و بیشتر شدن محبوبیت عارف، جمشید زندی پیشنهاد یک کنسرت مشترک را به وی داد. پس از این کنسرت، عارف در اواخر سال ۱۳۴۷ خورشیدی به این گروه نوظهور پیوست. اما پس از مدتی از گروه جدا شد، چرا که خود را برای خواندن ترانههایی به این سبک (راک اند رول) پیر میدید. این ترانه، اولین همکاری و صفحهی منتشر شده از عارف با این گروه بود. [متن ترانه و توضیح برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

آی دخترا
ترانهسرا: سعید دبیری
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیمکننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
آی دخترا، در باغ سبز
قصر طلا، سرابه!
شهزادهی زرینکمر
همش خیال و خوابه!
عروس میشین فردا
زندگی نیست رویا
عشق که باشه، سقف گِلی
فرش زمین، بهشته
همای بختو پَر نده
نگو که سرنوشته
مرغ هوس، شومه
هر روز رو یه بومه
پول و طلا سعادت نداره
عشقه که خوشبختی رو میاره
وقت که بره، نمیاد دوباره!
مرغ هوس شومه
هر روز رو یه بومه
موی سیاه، صورت ماه
عزیز من، مهمونه
چشم بزنی زود میگذره
پیری برات میمونه
کی میدونه فردا چه رنگیه دنیا؟!
* * *

اشک یتیم
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: امشب دختری میمیرد | ۱۳۴۸
امشب دختری میمیرد
دنیا رنگ غم میگیرد
نالان از جهان بگریزد
چون گَرد از میان برخیزد
دل زین آشیان پَر گیرد
سوی آسمان پَر گیرد
من سر به دعا بگذارم
او را به خدا بسپارم
بسوزد از تب، چه گویم یارب!
به طفلی که مادر ندارد
بسوزد عالم که هرگز جز غم
شرابی به ساغر ندارد
امشب دختری میمیرد
دنیا رنگ غم میگیرد
امشب مرغک بیمادر
از غم بال و پَر میریزد
دنیا زهر خود در کامم
امشب تا سحر میریزد
شنیدم این را که عرش اعلی
ز اشک یتیمان بلرزد!
بلرزد گردون، بسوزد دنیا
چو قلب پریشان بلرزد!
امشب دختری میمیرد
دنیا رنگ غم میگیرد
♫ LP Cover ♫
* * *

چهره عشق
ترانهسرا: ابوالقاسم زارعی
آهنگساز: حسن لشگری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
آن شب، ندانسته گفتم غم دل، تو را
غمگین شدی اشکت از مژگان چکید!
شد چشمهی جوشان چشمان زیبای تو
قطرههای ژاله بر دامان چکید!
آزرده از رنجم شدی
شد گونهی همچون گُلت از اشک چشمان تو تَر
دیگر نگویم راز خود
خواهم نبیند چشم من آزردهات بار دگر!
دیگر نگویم من با تو غم دل را
جانم چه پرسی از روز و روزگارم
بگذار به دل، غمهای من باشد نهان!
بهتر که راز دل با تو، من نگویم
تا همچو گل، خندان باشی در کنارم
ترسم شوی بار دگر آزردهجان!
♫ LP Cover ♫
* * *

چه آرزویی
آهنگ: زاوان اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
ای مَهِ تابان، ای شب روشن
ای لالههای وحشی کو امید دل من؟!
آهسته مگذر ای صبا طوفان بر پا کُن!
عالمی را با خبر از افسانهی ما کُن!
ای عشق سوزان، ای شرار جاویدانم
در دل من شعله افکن، آتش زن بر جانم!
در وجود من، تار و پود من
آرزویی پرورده تار موی او
آرزوی محالی، آرزوی او
* * *

بگذار و بگذر
آهنگساز: گوسان آشُت (ارمنی)
تنظیمکننده: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
آزرده شد دل، از تو فسونگر
مرا به دست غم بسپار و بگذر
برو ای بیخبر، منگر پشت سر
مرا دگر با این دو چشم تَر
بگذار و بگذر
برو که رفتی وفا نکرده
شوی پشیمان خدا نکرده!
از غم، سرشکم بگذشته از سر
در سیل اشکم بگذار و بگذر
خانه به دوشم، بیآشیانه
گاه از تو مینالم، گاه از زمانه
برو ای بیخبر، منگر پشت سر
مرا دگر با این دو چشم تَر
بگذار و بگذر
. . .
. . .
* * *

بی تو غمگینم
ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی
فلیکس داربینیان (ارمنی)
آهنگساز: واچه هووسپیان (ارمنی)
تنظیم کننده: واروژان
اجرا: ۱۳۴۹
ای نگاه تو چلچراغ شبم
داغ جادو زده نام تو بر لبم
آخر ای آشنا روز رفتن رسید
بی تو از چشم من قطره اشکی چکید
دیدی آخر چه زود ، بعد از آن رویا
شد فراموش تو ، قصه عشق ما
بی تو غمگینم ، چون گل شوره زار
آسمان ، آسمان بر من اشکی ببار
رفتی و سیرم از رنج بود و نبود
مرغ لبخند من از لبم پر گشود
دیدی آخر چه زود بعد از آن رویا
شد فراموش تو قصه عشق ما
Մանուշակ էիր, պարտէզում բացւած
Կապոյտ շորերով նորահարս դարձած
Բայց անգութ քամին քեզ թփից պոկեց
և այրող իմ սի սիրտը նոր վերքով խոցեց
դու ծնւել էիր մութ ամպերի տակ
բայց դու ինմես իմը մանուշակ իմ միակ
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

بیتو فردایی ندارم
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
ای همه نیرنگ و بیگانگی!
ای سراپا بیوفایی!
بیش از این افسون به کارم مکُن
خستهام زین آشنایی!
میروم آخر من از شهر تو
در غروبی سرد و غمگین
خسته و آزرده از قهر تو
وز همه غمهای دیرین
ای غروب آرزوهای من
ای غم امروز و فردای من
بی تو فردایی ندارم!
ای لب گویا و خاموش من
مانده آوای تو در گوش من
همچنان در انتظارم!
ای خزان آرزوهایم
بی تو فردایی ندارم
ای غم امروز و فردایم
همچنان در انتظارم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *