
جانم به قربانت (آرزوی محال)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
آری، این آرزو محال است
دیدار تو دگر خیال است
از زندگی خواهم او را
زیباعروس آرزو را
به نیمههای شبها تویی خیال و خوابم!
چو بردمَد سپیده، تویی، تو آفتابم!
من همچون ابر پریشانم
از دریا دورم، بیسامانم
ما را رها نکن ای گُل!
از خود جدا نکُن ای گُل!
عُمرم فنا نکن ای گُل!
دستم به دامانت
زین بخت تیره حیرانم
از عالمی گریزانم
چون غنچه سرگریبانم
جانم به قربانت
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

آلاچیق
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: منوچهر سخایی
روزی در پای آن سبزه و گلها
در سایهی آن آلاچیق زیبا
به روی چمن بنشستیم
پیمان وفا با هم بستیم
میریخت از شاخه چه گلها بر دامن تو
میزد صد بوسه صبا بر پیراهن تو
دریغ از آن سرگذشت
وان عشقی که افسانه گشت
بیتو دیگر آن آلاچیق زیبا
گردیده سرد و خاموش و غمافزا
پیچکها خشک و پژمرده
در موج غمها افسرده
بازآ! چون بیتو دگر آن خلوتگه ما
ویران شد، خاک سیاهی ز آن مانده به جا
رفتی و درهم شکست
تار و پودش از هم گُسست
دریغ از آن سرگذشت
وان عشقی که افسانه گشت
* * *

قلب چوبی
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: فیکرت کیزیلوک (ترکی استانبولی)
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۰
ستارههای آسمون میدونن
گلای سرخِ دشتستون میدونن
همه خارای بیابون میدونن
که شبای مهتابی با من چه رازی داشتی
اگه یک بوسه میدادم دو بوسه جاش میذاشتی
حالا بگو نامهربون
چی شده باز بی وفائی
سر وعده نمیآیی
به کوه گفتم دردمو، سرگرون شد
به ابرای آسمون گفتم، بارون شد
به چشای آهو گفتم، گریون شد
به نی چوپون گفتم قصهام رو، نهون کرد
غم منو مثال بغض تو گلوش پنهون کرد
حالا بگو ای ساز من
ز حدیثِ منِ خسته
دل چوبیتو شکسته
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

آواره جهان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: رامش
با چشم پُر ز انتظار، با قلب پاره پاره
گشتم به شهرای غریب دنبال تو آواره
آهو شدم بیابونا رو در پی تو گشتم
بیابونا و سایهبون چوپونا رو گشتم
آب در میون کوزه، من تشنهلبون میگشتم
یار من توخونه بود و من گرد جهون میگشتم
قمری شدم تو جنگلا، موندم به انتظارت
شب تا سحر هزار آواز خوندم ز انتظارت
قایق شدم تو دریاها با بادبونِ تنها
سراغ تو گرفتم از موجای سبز دریا
آب در میون کوزه من تشنه لبون می گشتم
یار من توخونه بود و من گرد جهون می گشتم
♫ LP Cover ♫
* * *
ضربالمثلهای فارسی در ترانههای ایرانی
* * *

عروس دریا (آسمان بیستاره)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: جمشید علیمراد
مثال تور ماهیها تار دلم ز هم گسسته
میخوام بگیرم دامنت با این دو دستِ پینهبسته
دلم میون سینهام به خون نشسته
مثال قایقهای پیر تنم شکسته
دل زدستم گله داره، من ز دستِ دل شکایت
نتوانم پیش یارم غم دل کُنم حکایت
ای آسمون بیستاره با دل من کُن مدارا
به هم مزن دگر دوباره آشیونِ عشقِ ما را
* * *

روز جدایی سر میاد (خواست خدا بوده)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: سلطان قلبها
غم مخور روز جدایی سر میاد
خورشید از زندون ابرا در میاد
دست به دست همدیگه تو کوه و دشت
مثل آهوها میریم به سیر و گشت
ای فروغ آرزوی من بخند
در به روی رنج غمپرور ببند
دیگه روز محنت و غمها گذشت
نوبت بیمهری دنیا گذشت
خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم
دیگر آن دوران سختیها گذشت
آن جداییهای بیپایان گذشت
در به روی آن گذشتهها ببند
ای نگار دلربای من بخند
ما جدا از محنت دنیا میریم
به دیار عشق و شادیها میریم
خونههاش مثل صدف سفید باشه
آفتاب تابونش از امید باشه
خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم
* * *
ترانههای فیلم «سلطان قلبها» در بخش «شناسنامه ترانهها»
● عهدیه: لالایی
● عارف: ماشینسواری
● عارف: خواست خدا بوده
● عارف: روز جدایی سر میاد
● عارف ـ یه دل میگه برم، برم
● عارف: دیشب خواب تو را دیدم
● عارف ـ عهدیه: سلطان قلبم کجایی
● عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا
● عارف ـ عهدیه: یک شب، یک روز، یک ماه، یک سال
● مجموعه ترانههای اجرا شده در فیلم سلطان قلبها
● مجموعه ترانههای بازخوانیشدهی فیلم سلطان قلبها
* * *

بیهوده عشق، بیهوده دل
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
بیهوده عشق، بیهوده دل، بیهوده این جستجو
بیهوده من عشق تو را در سینه کردم آرزو
لب تو هر شب بر لبان دگری بود
مویت پریشان بر دامن بستری بود
تو انتظارم بودی، همیشه در کنارم بودی
رفتی، چرا رفتی؟
تو آرزویم بودی، همیشه روبرویم بودی
رفتی، چرا رفتی؟
تو را چو نیلوفرها رو همیشه زیبا دیدم
هر آن گلی که دیدم به یاد تو بوسیدم
* * *

عروس دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: عروس دریا (۱۳۴۴)
مثال تور ماهیها تار دلم ز هم گسسته
میخوام بگیرم دامنت با این دو دستِ پینهبسته
دلم میون سینهام به خون نشسته
مثال قایقهای پیر تنم شکسته
دل زدستم گله داره، من ز دستِ دل شکایت
نتوانم پیش یارم غم دل کُنم حکایت
ای آسمون بیستاره با دل من کُن مدارا
به هم مزن دگر دوباره آشیونِ عشقِ ما را
* * *

بگو بگو بگو، چرا تنهام گذاشتی!؟
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: جنجال عروسی ـ تابستان ۱۳۴۹
تو را قسم به این ناز نگاهم
به این زلفِ بلند و سر به راهم
قسم به این دلی که بیقراره
به چشمونم که گرم انتظاره
بگو، بگو، بگو چرا تنهام گذاشتی!؟
بگو، بگو، بگو چرا تنهام گذاشتی!؟
تا که با یک خندهی من
از سر و جون میگذشتی
بر لب من قصههای
بوسهها را مینوشتی
بگو، بگو، بگو چرا تنهام گذاشتی!؟
بگو، بگو، بگو چرا تنهام گذاشتی!؟
حال که لبم غنچهی خندون شده
قامت من سرو خرامون شده
حال که دل خسته و لرزون من
بر سر یک بوسه پریشون شده
بگو، بگو، بگو چرا تنهام گذاشتی!؟
بگو، بگو، بگو چرا تنهام گذاشتی!؟
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگه بسته
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: دینامیک
♫ LP Cover ♫
* * *