
چهره ناز
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
ای چهرهی ناز در این شب راز
همچون دل من دیوانه مشو!
ای وعدهشکن، با این دل من
بیگانه مشو، بیگانه مشو!
نمیدانی که دور از تو
گُل امیدم دیگر پرپر شد
دگر (گُل) عشقی که در قلبم
چو آتش بود، اکنون خاکستر شد
دانم که دگر هرگز نبُوَد
در تو اثری ز وفا!
دیگر ببَر از دل نام مرا
یادت نکنم بهخدا
* * *

طلاق
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: دلیله نمازی

عشق من خدای من
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
در قلب من غوغا کُند
عشق تو و عشق خدا
آن عشق سامانم میدهد
این عشق میسوزاند مرا
تا از تو میمانم جدا
روی آورم سوی خدا
در خلوتِ عشق خدا
جویم تو و عشق تو را
کای خدا او آتشی در سینههاست
بای تا سر خندهی آیینههاست
من چه خواهم دید ای دریای نور
در تو با این دیدهی خاموش و کور
من که هستم شهروند شهر عشق
سینه تنگ، از ناامیدی دل اسیر
ای خدا، ای از تو هر عشق بزرگ
عشق کوچک را دگر از من مگیر
* * *

لالایی
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیمکننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
آه
لالایی، لالایی
لالالالا، لالایی
من و تو با جدایی آشناییم
میون گریه با هم یک صداییم
(نمیگیری زبون بر لب
به یاد مادرت امشب
مزن پرپر، مزن پرپر
خدایی هست بالا سر)
کبوتر بچه بودی که یک شب پَر کشید او
به دنیای دگر رفت از این دنیای جادو
او رفت و تو تنها شدی!
آیینهی غمها شدی!
گریه نکُن خدا را، شب از نیمه گذشته
لالا کُن! خواب میبینی مادر توی بهشته
لالالالا لالایی، نازنینم لالایی!
آه
لالایی، لالایی
لالالالا، لالایی
من و تو با جدایی آشناییم
میون گریه با هم یک صداییم
(میایم از این قفس بیرون
نمیمونیم توی زندون
نمیدونی تو دخترجون
چقدر سخته جدایی
نمیدونی تو دخترجون
چقدر دلسوزه تنهایی)
♫ LP Cover ♫
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *

به کسکسونت نمیدم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسن لشکری
خواننده: ایرج

بارکالله
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: یونانی
تنظیمکننده: بابک افشار
خوانندگان: عارف و نارملا
انتشار: ۱۳۴۱
نارملا:
دیدی عهدی با ما بستی
بشکستی، بارکالله!
عارف: جان قربان چشم مستت
نارملا: دل را که دادم بر دستت
همخوان: خوش بُردهای ناز شستت
همچون ساقی با سرمستان بنشستی، بارکالله!
عارف: با دشمن جانی من همدستی، بارکالله!
نارملا: این بار گر به چنگم افتی
عارف: من میدانم و تو ای گل
همخوان: دیگر نگو که نگفتی
همچون ساقی با سرمستان
بنشستی، بارکالله!
* * *

مادر
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
هر نیمهشب در پَرتو ماه
مستانه چو باز آیَم از راه
خیزد پریشان، مادر از خواب
از سینهی سوزان کِشد آه!
بنشیند غمگین، رو به رویَم
چشم اشکآلودش بر سویَم
آزرده مادر، افسرده مادر!
بر چهرهی ناامیدش
ژولیده موهای سفیدش
افتاده در دام بلا، مادر
چون مرغی پَر شکسته
در گوشهی غم نشسته
دارد از دستم شِکوهها، مادر
میسوزم از سوز آهَت، مادر
شرمندهام از نگاهت، مادر
تنها نه از تو غافلم من
خود غافل از حال دلم، من
افسرده مادر، آزرده مادر
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
♫ LP Cover ♫
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *

خواست خدا بوده (روز جدایی سر میاد)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: سلطان قلبها
غم مخور، روز جدایی سر میاد
خورشید از زندون ابرا در میاد
دست به دست همدیگه تو کوه و دشت
مثل آهوها میریم به سیر و گشت
ای فروغ آرزوی من بخند
در به روی رنج غمپرور ببند
دیگه روز محنت و غمها گذشت
نوبت بیمهری دنیا گذشت
خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم
دیگر آن دوران سختیها گذشت
آن جداییهای بیپایان گذشت
در به روی آن گذشتهها ببند
ای نگار دلربای من بخند
ما جدا از محنت دنیا میریم
به دیار عشق و شادیها میریم
خونههاش مثل صدف، سفید باشه
آفتاب تابونش از امید باشه
خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم
* * *
ترانههای فیلم «سلطان قلبها» در بخش «شناسنامه ترانهها»
● عهدیه: لالایی
● عارف: ماشینسواری
● عارف: خواست خدا بوده
● عارف: روز جدایی سر میاد
● عارف ـ یه دل میگه برم، برم
● عارف: دیشب خواب تو را دیدم
● عارف ـ عهدیه: سلطان قلبم کجایی
● عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا
● عارف ـ عهدیه: یک شب، یک روز، یک ماه، یک سال
● مجموعه ترانههای اجرا شده در فیلم سلطان قلبها
● مجموعه ترانههای بازخوانیشدهی فیلم سلطان قلبها
* * *

بذار حرفمو بزنم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسن لشکری
خواننده: ایرج
روزگاری به تو پابنده دلم
نی غمگین، نیِ هفتبندِ دلم
دریا دریا اشکه توی دامنم
سوزد از آتش عشق تو، تنم
مگه من چیم؟ ز سنگم، آهنم؟
بذا حرفمو بزنم
تو همش امروز و فردا میکُنی
منو میبینی و حاشا میکُنی
من ز دست تو ندونم چه کُنم
چه کُنم گر گلهای هم نکُنم
تا کی خون دل خورم، دم نزنم
بذار حرفمو بزنم
مرغ عشق تو به بام دگری
چشم تو چراغ شام دگری
من دل آزردهی یک بوسهی تو
بوسههای تو به کام دگری
این میونه اونکه ناکامه، منم
بذار حرفمو بزنم
(ای نازنین من! تو هم از من جدا شدی
نازت کشیده ام که چنین بیوفا شدی)
* * *

دریاچه نور
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
خاطرت آید که آنشب
از جنگلها گذشتیم
بر تنِ سرد درختان
یادگاری مینوشتیم
با من اندوهِ جدایی
نمیدانی چها کرد
نفرین به دستِ سرنوشت
تو را از من جدا کرد
بیتو بر روی لبانم
بوسه پژمُرده گشته
بیتو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته
بیتو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرد است
ای دلت دریاچهی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هر جا بیمن نشستی
* * *