بندر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
اجرای اول در فیلم «آرامش قبل از توفان»
قسم خوردم خدایا دیگر بندر نیایم
اگر آیم دوباره، بشکنه هر دو پایم
برُم قایق بگیرم، توی دریاها بشُم گم
که چرا نامزدم رو سپردم دستِ مردُم
برُم قایق بگیرم توی دریا بمیرُم
برُم دادِ دلُم را ز ماهیها بگیرُم
شب و روزم هدر شه به راه صید ماهی
که بشُم طعمهی ماهیها خواهی نخواهی
اگر چشم مادرم بشه صد چشمهی خون
سر دریا بگردُم، بگیرم نوم مجنون
* * *
اجرای دوم با تغیراتی در بعضی ابیات
قسم خوردم خدایا دگر بندر نیایم
اگر آیم دوباره بشکند ساق پایم
روم قایق بگیرم به دریاها شوم گُم
که چرا دلبر من شده عروس مردم
روم دور از دیارم به دریاها بمیرم
روم داد دلم را ز ماهیها بگیرم
شب و روزم هدر شد به راه صید ماهی
پس از این صید ماهی شوم خواهی نخواهی
اگر چشم مادرم، شود چون چشمهی خون
ز دریا برنگردم، شدم دیگر چو مجنون
* * *
دو کبوتر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
روزی من و تو ای جان، همچون کبوتر ها
سر مینهادیم با هم در بسترِ پَرها
پَر گُشاده همرهِ مُرغانِ خوشآواز
گه به کوهستان و گه به صحرا در پرواز
جلوهی زندگی را در چشم هم میدیدم
چو به شب میرسیدیم کنار هم میآرمیدیم
تا نسیمی میوزید، آشیانه میلرزید
ما ز بیمِ جانِ خود بر سَرِ هم پَر میکشیدیم
اکنون از هم رو گردانیم،
نه من، نه تو نمیدانیم
چه شد که آشنا گشتیم
روز دگر جدا گشتیم
آه! آه! هر کس که دلدار مرا
از من جدا کرد، ای خدا
خواهم بسوزانی دلش
سازی ز دلدارش جدا
* * *
دیدار مادر
در را مادر بگشا!
بگشا این در، بگشا!
جانم بر لب آمد، مادر دیگر بگشا
اما پاسخ ز سرا نرسد
دانم، دانم که چرا نرسد
به لب او مُهری زده خاموشیها
که سپردند او را به فراموشیها
قلبم گوید با من دیگر این در، بسته
دیگر این در، همچون چشم مادر، بسته
هر نفس فغان کُنم، سر به آسمان کُنم
گویم این در بگشا! گشا مادر بگشا!
جانم بر لب آمد مادر، دیگر بگشا!
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *
دیدار
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگ و آواز: ویگن
تنظیم و ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: تپهی عشق (۱۳۳۸)
ای دلدار افسونگر
در شبهای نوبهار
چون شود در آسمانها چشم اختران، بیدار
بازآ سوی من، که هستم در راهت به انتظار
میگیرد مهتاب از چشمانت خواب
آنجا در آن شهر عشق و رویا
دور از افسون و غوغا
بازآ جانا سویَم، مست و شیدا
تابان کن روی زیبا!
آنجا که نور مهتاب روشن کرده روی تو
پریشان کُنَد نسیمی هر زمان، گیسوی تو
در آنجا که چهرهی گل میخندد به سوی تو
از بوی گُلها دل گردد شیدا
آنجا کز رخسار زیبای تو
گل ریزد در پای تو
بازآ جانا سویَم، مست و شیدا
تابان کن روی زیبا
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن »)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
درو (با صدای پوران )
شعر: سیروس آرینپور
آهنگ: عطاالله خرم
تنظیمکننده: آندره گلاتا
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
خوشههای کاکل طلایی
زریپوشای خدایی
بگین با دلبر من
نگین انگشتر من
چقدر سخته جدایی
خوشههای گندم دسته، دسته، دسته، دسته
جونم به جونتون بسته، بسته، بسته، بسته
شاخ گلم، برگ هِلم
جون دلم، حبه نباتم
نیشکرم، نقلِ تَرم
تاج سرم, آبِ حیاتم
یکی یک دونهی من
عزیز دردونهی من
دلم بونهی تو داره
هوای خونهی تو داره
چراغ خونهی من
بیام خونهت خسته، خسته، خسته، خسته
دلم به مهر تو بسته، بسته، بسته، بسته
شاخ گلم، برگ هلم
جون دلم، حبه نباتم
نیشکرم، نقلِ تَرم
تاج سرم, آب حیاتم
بیا تا مثل بلبل
روی برگای سنبل
میون شاخهی گل
در این دور و زمونه
ببندیم آشیونه
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *
دلِ شکسته (دو راهی)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: سورن الکساندر
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۱
یار من بر سر آن دوراهی
به ناگَه از بَر من، جدا شد
رَه دیگر گرفت و غمین رفت
به جدایی چو من، آشنا شد
به فغان شد دل شکستهام
که چرا آشنا شد و رفت؟!
نازِ بسیار او کشیدهام
که چنین بیوفا شد و رفت
چو نگارم در خَم رَه
ز نظر پنهان شده بود
ز دو چشمم ژالهی غم
به رُخم باران شده بود
ره من، رهگذار شب غم
ره تو، راه چشمهی نور
ز دوراهی فغان و صد فغان
که مرا کرده از تو به دور!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن »)
* * *
دریای بیآرام
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
من کیام؟
دریای بیآرام!
خسته و دیوانهای ناکام
تو مرا آرام کن، آرام!
خاک ساحل را به سر ریزم در شب طوفانی
چشمهها از دیده میریزم با غمی پنهانی
آرزو دارم تو را ای دختر دریای من
چون غنچهی زیبا ببویَم!
قصهی تاریک رنج انتظارم را
به اشک دیدگان غم بشویَم!
مو به مو، غمهای سرگردانیام را
خسته در گوش تو گویَم!
همچو گُل، صدباره گر بوسم تو را
صد بار دیگر، ببویَم!
آه!
من کیام؟!
دریای بیآرام
دیوانهای ناکام
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن »)
* * *
داغ بوسه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: آتش و خاکستر (۱۳۴۰)
بازآ که بیخبر با هم سفر کنیم
همچون پرندهها دوباره نغمه سر کنیم
دلهای خفته را ز عشق هم خبر کنیم
نام تو قصهی شیرین لب من
چشمت ستاره و مهتابِ شب من
بازآ به پای گُل غوغا به پا کُنیم
گلهای پونه را ز سبزهها جدا کُنیم
بازآ به بوسهها لبِ هم آشنا کُنیم
یک شب بسوزی آخر بال و پَر من
افشان کُنی به مویت خاکستر من
* * *
پانویس:
از دیگر ترانههایی که ویگن در فیلم آتش و خاکستر (۱۳۳۹) اجرا کرد یکی هم ترانهی سرگذشت است. در اینجا بشنوید .
* * *
چوپان
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
به روی تپهها چوپان
شده آشفته و حیران
میان گلّه، سرگردان
در دشت و صحرا
به لب دارد نیِ محزون
دلش باشد از غصه خون
سرش شوریده چون مجنون
بی یار و تنها
به دشت و صحرا ز سوز غمها
نِی چوپان کُند فغانها
امان ز جور آسمانها
چوپان بینوا
خواهد دلت چرا دختر کدخدا
تو کجا، او کجا؟
کُنَد هر زمان شِکوهها با خدایش
رسد تا به گوش فلَک شِکوههایش
چوپان بینوا
خواهد دلت چرا دختر کدخدا
تو کجا، او کجا؟
● متن و ترانهها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن »)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
داغ بوسه
شعر: پرویز وکیلی (؟)
ارکستر: سورن (؟)
خواننده: ویگن
مرا نمیبینی
تو را نمیبینم
میان ما چرا حسد کُنَد این آتش غم بر پا؟
دل تو چون رضا شود که شوم اسیر این غمها؟
منم همان که بودهای همیشه غمخوارم
منم همان که تا ابد با تو وفادارم
بر تو نمیگیرم، که خود گنهکارم
چون به لب از بوسهی تو داغ گُنَه دارم
● از آنجایی که ترانهی دیگری با نام «داغ بوسه» توسط ویگن اجرا شده است [در اینجا ]، در اکثر منابع، اشتباهاََ اطلاعات مربوط به آن ترانه برای این اثر در نظر گرفته شده است.
● متن ترانه و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن »)
* * *