
آشتیکنان
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: زاون اوهانیان
تنظیمکننده: زاون اوهانیان
انتشار: ۱۳۴۵
آن یار شیرینکار من آمد به خانهی من
تا بار دیگر بشنوَد شور ترانهی من
از قهر و ناز خود گذشت آن ماهِ موطلایی
گفتم به او چرا دگر به خانهام نیایی؟!
در نگاهش چو دیدم صفای او را
شرم آن چشم سرمَست و فتنهجو را
گفتم بیا آشتی کنیم با یکدگر دوباره!
آخر دو روزِ زندگی، این گفتگو نداره!
خوش آمدی به خانهام که عاشقم به رویَت
دل شکستهام بُوَد اسیر تار مویَت
بیا و از گذشتهها چو من، دگر تو بگذر!
دگر به لب، حدیثی از گذشتهها مَیاور!
. . .
. . .
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

ارمغان
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۲
آمدم من ز سفرها به دیار تو باز!
به بَرَت آمدم از آن رَه دور و دراز!
همه جا یاد تو بودم بهخدا، روز و شب!
که ز خاک تو جدا نام تو باشد به لب!
خورشید و ماه روشنِ تو
نور خود فِشاند تا بر دامن تو
جانم را خاکت میکِشاند
ارزَد در جهانی، یکدَم دیدن تو
آهنگی خوش است در چنگ من
باشد ارمغان، آهنگ من!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

عشق پنهانی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
بشکنی ای دل من!
عشق پنهونشده رفت
گُل بارونزده رفت
او ز دست غم تو
با دل خونشده رفت
آمد او در بَرِ من با دلی خسته
ای دریغا که ندید جُز دری بسته!
بر غمش، ستارهای در آسمان گریست
چشمهای میانِ دشتِ بینشان گریست
به کجا، به کجا چون ابری غمین
با چهرهی تَر، رفت از بَرَم؟
بنشسته کنون چون برگ گُلی
جای لب او بر ساغرم!
خون به دشت دل من لاله میکاره، لاله میکاره!
بعد از این خندهی کم، گریه بسیاره
آسمون چون دل من تیره و تاره
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

پوزش
شعر: هوشنگ شهابی
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
پوزش
شعر: هوشنگ شهابی
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
مَه رخشان در آسمان
در بزم ستارگان
با او، من نشستهام
دل از غم گسستهام
چشمان سیاه او
گویای گناه او
میگویم ای فتنهجو
از رفته، سخن نگو!
. . .
* * *

عشق پنهان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: عروس دریا (۱۳۴۴)
عشق من، با من چرا سر جدایی داره؟!
خون به دشت دلم، لاله میکاره
مگر خدا کُنه دردمو چاره!
خوشای اونا که سحر با بیقراری
میرن به خونهی یار به خواستگاری
دل به دریا میزنن، یارو میبینن
گُل میگن، از لب یار، صد گُل میچینن!
چه کردی ای دل من عشق پنهون شده را؟
که او ندارد و نمیکُند دگر هوای عشق مرا!
● متن ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

چشم به راه
ترانهسرا: بهادر یگانه
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۵
گشتهام موج نگَه به یاد آن چشم سیَه
فِتادهام بر سر این رَه!
در غم او، شب من
رسانده جان بر لب من
گواه من، ستاره و مَه!
گویی که از شَرار تب شعله میدَمد ز جان شب
در بستر سیاه غم شب، خموش و قصهها به لب
از من و از قصهی من گشته شب آگه!
ای شب، خدا کُنَد شود عمر تو کوتَه!
ز دست فتنههای دل کنون چو موج سرکِشم
ز عشق آتشین تو چو شعله، غرق آتشم
. . .
. . .
* * *

زن
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۱
زن زیبا بُوَد در این زمونه، بلا!
خونهای بیبلا هرگز نَمونه خدا!
زن گُل ماتمه، خار و گُل باهمه
زن نامهربون، دشمن جونه!
دل، سرای غمه، غم عالم کمه
خونهی دل، دَمی بیغم نَمونه!
بی دل و دلبرم، بی سَر و همسرم
شاخهی بی بَرم، بیهمزبونم
هر که دارد گُلی، شوق آب و گِلی
من بیدل چرا تنها بمونم؟!
بی دل و بینشان، آخر ای آسمان
شادی روز و روزگار من کو؟!
مرغ پَر بستهام، خستهام، خستهام
بیقرارم، بگو قرار من کو؟
. . .
* * *

بدورد (نفرین بر غم)
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
بدرود، ای که ز من میگذری، بدرود!
ای دوست، ای که ز من بیخبری، بدرود!
وقتی رفته همه زندگیام بر باد
وقتی مانده ز من مُشتِ پَری، بدرود!
خواندی در گوش من آوای جدایی!
بگذر از من ای دوست! بگذر زین آشنایی!
در چشم تو دیدم دریایی پریشان
جانم را فِکندم در آغوش توفان
سوز غم شد، عشق دیرین
بر تو ای غم، نفرین!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

بزم امشب
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: ویگن
تنظیمکننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
تویی که با آن قد و بالا
دادهای صفا بر دل ما
بیا، بیا تا شود فُزون
با تو گرمی محفل ما
خوش آمدی، خوش نهادهای
منّتی تو بر بَزم امشب!
بیا که من بوسهها زنم
بر لب تو در بَزم امشب!
ای ستارهی بَزم امشب!
گرفته از روی ماه تو
رونق و صفا جشن امشب
ز جلوهی عشق تو بُوَد
گرم و بیریا جشن امشب
تو آرامش جان ما
ز چشمم بخوان تمنای ما
جدا از تو این جام مِی
چه گرمی دهد به لبهای ما
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

بازگشت
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: پاییز ۱۳۴۲
از دیار خود سفر کردم تا مگر بگریزم از غمها
بر همه دنیا گذر کردم تا بجویم بخت خود را
گفتم این رنج سفر شاید از دلم غمها برون ریزد
یاد هجر و بیوفاییها زین سفر از دل گریزد
ای دریغ آنجا ندیدم من جز افقهای مهآلودی
هرگز از ساز وفا، آنجا برنمیآمد سرودی
یک نگاهِ مهربان آنجا بر نگاهِ من نمیافتاد
دل در آنجا هم نشد شاد
آمدم همچون پرستوها
تا بسازم آشیانم را در همین خاکِ طربزا
بار دیگر در آن خوانم نغمههای عشق و رویا
بر همین آهنگ، با شعری دیگر، آرتوش ترانه «بوسه بر لبهای خونین» را خوانده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *