ویگن: شعله (جولیا)

ویگن شعله جولیا

شعله
شعر: کریم فکور
خواننده: ویگن

شعله (جولیا)
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: Capotosti & Gentile
تنظیم‌کننده: آلوارو سباستیان
انتشار: ۱۳۳۹

شعله زد شرار من
آخر ای بهار من
شد بهار، کجایی، کجایی؟

دادی ای امید من
وعده‌ی گُل و چمن
پس چرا نیایی، نیایی؟

بین که در حریم گُل
ژاله شد ندیمِ گُل
شد مرا پُر از ژاله دامان

آتشی نداری به جان
حال دل ندانی و ترسم
که از من نجویی نشان!

شد ز کف قرار من
بی‌تو، ای بهار من
زندگی نخواهم، نخواهم!

عشق من، گناه من
اشک من، گواه من
غیر از این چه باشد گناهم؟

ای گل مُراد من
غافلی ز یاد من
من غمین، تویی شاد و خندان!

آتشی نداری به جان
حال دل ندانی و ترسم
که از من نجویی نشان!

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *

ویگن: صبح آرزوها

ویگن صبح آرزو

صبح آرزوها
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
تنظیم‌کننده: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸

کو آن صبح آرزوها
خندیدن‌ها، گفتگوها
آن‌همه شور جوانی
آن عشق و مهربانی
یاد از خواری‌ها کشیدن
آن بیداری‌ها کشیدن
آن‌همه ترانه خواندن
با تو در خانه ماندن

گرچه سرخوشم به امید دیگری
ز دلم نمی‌رود غم عشقت ای پَری!
خاطرات آن شب پُرستاره را
نبَرد ز خاطرم، شب وصل دیگری!

آن‌شب راز دگر داشت
چشمت ناز دگر داشت
سوز و ساز دگر داشت
دل با عشوه گران
شب را رنگ دگر بود
زیباتر ز سَحر بود
این پایان سفر بود
آه ای همسفران

● ترانه‌ای دیگر با نام «ای صبح آرزو» با صدای ویگن [در اینجا بشنوید.]
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن: شهر عشق

ویگن شهر عشق

شهر عشق
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: واروژان
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸

آنجا که شهرِ یار است
پیوسته چون بهار است
از بوی گل نسیمش، دلجو و بیقرار است
روشن ز نور عشق است پیوسته آسمانش
هرگز خزان نبیند گلهای جاودانش
چون برقِ چشمِ یارم تابد ستارگانش
هر کس بُوَد در آنجا زیبا بود جهانش

آنجا که شهرِ یار است
پیوسته چون بهار است
از بوی گل، نسیمش دلجو و بیقرار است
خوشتر از نغمه‌ی ساز، آوای چشمه‌سارش
پایان نمی‌پذیرد افسانه‌ی بهارش
شهر نشاط و آواز، کوی محبت و ناز
دنیای عشق و رازش
افسانه‌اش دراز است

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: سلام بر غم

ویگن سلام بر غم

سلام بر غم
ترانه‌سرا: ناصر رستگارنژاد
آهنگساز: اسپانیایی
تنظیم‌کننده: نیکول الوندی (با همکاری ارکستر اسپانیولی)
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶

بر تو سلام ای غم!
ای همدم و مونس روز و شب من!
نزدم بیا یک‌دم
آید بار دیگر، جان به لب من

در وقت تنهایی
من جز تو غمخواری ندارم ای غم!
ای خوش که باز آیی
تا که ما باشیم از نو، چندی باهم

گریه کُن ای غم
ای یار دیرین، جای من
بس که من گریه کردم
شد تمام، اشک‌های من

بر تو سلام ای غم!
بر تو سلام ای غم!
ای که جا داری همیشه در دل من!
نزدم بیا یک‌دم
که گویی تو را سرشتند با گِل من!

● متن ترانه برگرفته از: «کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: صیاد (ترانه فیلم)

ویگن صیاد

صیاد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: مارال
تنظیم آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: عروس دریا (۱۳۴۴)

زیر پاروی ما دریاچه‌ها رام ماست
اون که توخالیه قلب بی‌آروم ماست!
بخت بیدار ما در دل خوابه
آرزوهای ما دست امواج آبه!
تو دونی و خدا درد دلم، دریا!
آسمون می‌کنه صید دلم، دریا!
ما که با زُلف تو دست به گریبونیم
توی امواج تو دائم پریشونیم
رحمی آخر بکُن به جون صیادا
سال به سال قربونی، بسه دیگه دریا!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن: رفتم خداحافظ

ویگن رفتم خداحافظ

رفتم خداحافظ
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰

ای شهر رویایی، دنیای زیبایی
پُر شور و پُر غوغا چون پهنه‌ی دریا
اکنون که از این‌جا پَر می‌کِشم تنها
در این دَم پرواز با غم شدم دَمساز

رفتم، خداحافظ!

در غبار دود آبی خفته چشم‌انداز تو
کم‌کَمک دیگر به گوشم کم شود آواز تو
هر ستاره چون نگینی می‌زند سوسو
پُرسد از من ای مسافر شهر یارت کو؟!
از افق بگذشتم و گم شد نشان تو
چشم من مانده به سوی آسمان تو

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن: جلوه‌ قمر

ویگن جلوه قمر

جلوهٔ قمر
شعر: پرویز وکیلی ابوالقاسم حالت
آهنگ: ویگن
تنظیم‌کننده آهنگ: ضیاء مختاری
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴

گُل پیشِ رویِ تو ای گُلِ من،
دیگر تماشا ندارد
گردد خجل گل ز رویت ای جان،
این جای حاشا ندارد

لبها چو بر خنده می‌گُشایی، گویی بخندد سپیده
چشمِ فلک همچو چشمت ای مَه، ستاره‌ای را ندیده

بیا که در چهره‌ی تو جلوه‌ی قمر می‌بینم
در سایه‌ی گیسوی تو شام بی‌سحر می‌بینم

صد آرزو در دل من کُشتی و پروا نکردی
بودی طبیب دل، اما این دل مداوا نکردی

گُل پیشِ رویِ تو ای گُلِ من،
دیگر تماشا ندارد
گردد خجل گل ز رویت ای جان،
این جای حاشا ندارد

● نام ترانه‌سرای این اثر بر روی لیبل صفحه به دلیل اشتباه چاپی پرویز وکیلی و آهنگساز آن ضیاء مختاری قید شده که با استناد بر شناسه‌ی مندرج بر کاور آلبوم «سلطان عشق» از ویگن ـ منتشر شده پس از انقلاب ـ اطلاعات این ترانه [ترانه‌سرا: ابوالقاسم حالت / آهنگساز: ویگن / تنظیم‌کننده آهنگ: ضیاء مختاری] اصلاح شده است. (اصلاح و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن: رقص کولی

ویگن رقص کولی

رقص کولی
کلام: پرویز وکیلی / خواننده: ویگن
بر آهنگ: Bambino – Dalida

بازآ ای کولی افسونگر و زیبا
از پای شعله‌ی آتش به سوی ما
گیسو‌افشان و غزل‌خوان با لب خندان
رقصی بنما شورانگیز و پُر غوغا

نغمه‌‌خوان و عشوه‌گر
مستِ ناز و بی‌خبر
رقص آتشین نما
تا زنَد سپیده سر

سبُک‌ در جامه‌ی پُرچین و ارغوانی
چو درآیَد پیکرت
نگَه افسونگرت
برآرَد نغمه‌ی مَستان ز فُسون‌های تو
ز هر سویی تماشاگری
گُلی می‌ریزد به پای تو

نغمه‌‌خوان و عشوه‌گر
مستِ ناز و بی‌خبر
رقص آتشین نما
تا زنَد سپیده سر

خدا را کولی وحشی و فریبا
نرو امشب که بشکنی دل ما را
فدای چشم مست و موی پریشانَت
نزن بر هم، تو امشب محفل ما را

نغمه‌‌خوان و عشوه‌گر
مستِ ناز و بی‌خبر
رقص آتشین نما
تا زنَد سپیده سَر
رقص آتشین نما
با کرشمه تا سحر

*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

ویگن: طوق طلا

ویگن طوق طلا

طوق طلا
ترانه‌سرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۵

خودت بلا، عشقت بلا
به گردن تو طوقِ طلا
رُخَت بود چو ماه آسمان
نگاهت، از چشم شهلا

چو می‌رسد ز کوچه‌ام صدای کفش پایَت
شوَم روان به شوق دل که جان کنم فدایت!
به هر کجا که پا نِهی آیم پِی تماشا
شاید به من نظر کُنی ای آرزوی دل‌ها!
به دست تو انگشتری، به سینه‌ات طوق طلا
با این‌همه فُسونگری بُردی دل ما

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ویگن: یاس پرپر

ویگن یاس پرپر

یاس پرپر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴

ما به نیمه‌ره سرنوشت روزی آخر به هم رسیدیم
لحظه‌های خوشی بود و ما قصهٔ عشق هم شنیدیم
گر آن روز صبح امید و آشنایی‌ها بود
روز دگر شام تاریک جدایی‌ها بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت

درآن روز پُر از نسترن، همه بستان بود
می‌دیدم گل صحراها همه خندان بود
دستِ باد سر راه ما گوهر افشان بود
بگرفتم پنهان کردم گل یاسی از دستت
به نگاهی در تو خواندم غمی از چشم مستت

آه چه شد آخر که از هم جدا گشتیم
با غم دوری آشنا گشتیم
در دستم گل یاس پَرپَر شد، چرا پرپر شد
چرا آن آتش خاکستر شد، چرا خاکستر شد

* * *