
بیقرار
شعر: میرناصر شریفی
آهنگ: مهدی خالدی
ارکستر: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن ـ دلکش
اجرا: ۱۳۳۶
دلکش:
جز به تو من دلِ خود به کسی ندهم
ای گلِ من دلِ خود به خَسی ندهم
ویگن:
جلوه زندگی بود به روی تو
میکُنم هر کجا من جستجوی تو
عمرم را ای بنفشه موی لالهرو
بستهام با دو دست خود به موی تو
دلکش:
ای گل من! بهخدا، بهخدا
نزنم قدم به راه دیگری
ویگن:
بهخدا، بهخدا
نکُنم هوای یار بهتری
دلکش:
بهخدا، بهخدا
نزنم به سینه جز تو گوهری
ویگن:
بهخدا، بهخدا
ندهم به جز تو دل به دلبری
* * *

قهر (اجرای منوچهر سخایی و پوران)
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
نوازندهی گیتار و خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
شب میآیی، سر شب میآیی،
دمصبح میآیی، میآیی به خوابم
دم به دم افشون کُنی صد شاخ گل تو رختخوابم
قربونِ اون سینهی روشنتر از آئینهی تو
الهی سر بر ندارم امشب از رو سینهی تو
قهر نکن با منِ غمگینِ خسته
دلم از شیشه بوده و شکسته
اگه تو هم ترکم کنی مجنون میشم من
با این دلِ دیوونه سرگردون میشم من
الهی سر بر ندارم امشب از رو سینهی تو
قربونِ اون سینهی روشنتر از آئینهی تو
قهر نکن با منِ غمگینِ خسته
دلم از شیشه بوده و شکسته
* * *

جای تو خالی
کلام: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Never On Sunday ـ Melina Mercouri
کجا رفتهای تو ای امیدم که از حال من خبر نداری
کجا رفتهای تو ای نازنین که بر عاشقان گذر نداری
اگر چه رفتهای چون بهارم، خیالت نشسته در بر من
اگر چه رفته ای از کنارم هوای تو مانده در سر من
جای تو خالی
که برقصی پرشور، بدرخشی چون نور تو در این خانه
جای تو خالی
که بناز از هر سو، بفشانی گیسو ز سر شانه
بیتو غمگینم
که نباشد هرگز به لب این گلها خندههای تو
گر خانهی من چون گلستان باشد،
به خدا ننشیند گل به جای تو
کجا رفتهای تو ای امیدم که از حال من خبر نداری
کجا رفتهای تو ای نازنین که بر عاشقان گذر نداری
اگر چه رفتهای چون بهارم، خیالت نشسته در بر من
اگر چه رفته ای از کنارم هوای تو مانده در سر من
جای تو خالی
که ببخشی بر ما، می گلگون را از لب پیمانه
در شام مستی، بگشایی گیسو
که ببندی پای من دیوانه
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

گل سرخ
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸
آخر ای محبوب زیبا بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم قصهی تلخ جدایی
ماندهام سر در گریبان بیتو در شبهای غمگین
بی تو باشد همدم من یاد پیمانهای دیرین
آن گل سرخی كه دادی در سكوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت در خزان سینه افسرد
اكنون نشسته در نگاهم تصویر پُر غرور چشمت
یكدم نمیرود از یادم چشمههای پُر نور چشمت
* * *

عیدت مبارک
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: ویگن
انتشار: نوروز ۱۳۴۷
ای مرغک گُلآشیون
بالی بزن تو آسمون
بگو به اون شیرینزبون
عیدت مبارک!
بگو اگه نیای پیشم
میرم عمو نوروز میشم!
میام در خونهات میگم
عیدت مبارک!
به او بگو دوری ز من کمتر کُن!
عید و بهار من تویی، باور کًن!
بیا که مثل گُل تماشا داری
چو گُل بیا و جلوهای دیگر کُن!
حالا که توی آسمون
پیدا شده رنگینکمون
ای گُلرخ شیرینزبون
عیدت مبارک!
حالا که از دست صبا
ریختن زمین، شکوفهها
ای دلبر شیرینادا
عیدت مبارک!
* * *

شکوفهها
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سر تا سرِ دشت سبز و گُلناری
شکوفههای بیقرار، روزِ آفتابی
به صبا بوسه دهند با لبِ سُرخابی
ای شکوفه خندهی تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
دلداده بُلبُل دارد سخنها
آراید از ساز و سخن بزم چمنها
پروانه در بزم طرب آمده تنها
بادِ بهاری با بیقراری
شکوفه پَرپَر کُند و لاله پریشان
به هر طرف دستِ صبا گشته گُل افشان
شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سر تا سرِ دشت سبز و گُلناری
عطر جانپرور گُل میبرد هوشم
نغمهی مُرغِ چمن کرده خاموشم
ای شکوفه خندهی تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
* * *

پیک بهار (رقص لاله)
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خوانندگان: ویگن، پوران، الهه
انتشار: نوروز ۱۳۴۳
پوران:
آمد از راه پیک بهاران
آمد بخشد مژده به یاران
بلبل خوشخبر تا ز سفر آمد
گل روی تو هم پیش نظر آمد
دیشب وقتِ سحر مرغکی از گلستان
گفتا: شد گلِ نو زینتِ باغ و بُستان
خیز ای تازهگل عهد کهن وفا کُن
در باغ و چمن بزم طرب به پا کُن
با من اینهمه عشوه روا نباشد
کم کُن عشوه را یا دلِ من رها کُن
همخوان:
خیز ای تازهگل عهد کهن وفا کُن
در باغ و چمن بزم طرب به پا کُن
با من اینهمه عشوه روا نباشد
کم کُن عشوه را یا دلِ من رها کُن
ویگن:
شبنم شوید چهرهی گل را
پُر شد از گل دامنِ صحرا
به تمنای دل گردش صحرا کُنم
گله در پیش گل از تو فریبا کُنم
آن گلچهره که بر سبزه گره ببندد
بگشاید گره از دلِ من چو به من بخندد
خیز ای تازهگل عهد کهن وفا کُن
در باغ و چمن بزم طرب به پا کُن
با من اینهمه عشوه روا نباشد
کم کُن عشوه را یا دلِ من رها کُن
همخوان:
خیز ای تازهگل عهد کهن وفا کُن
در باغ و چمن بزم طرب به پا کُن
با من اینهمه عشوه روا نباشد
کم کُن عشوه را یا دلِ من رها کُن
الهه:
نوروز آمد خُرّم و پیروز
تبریکِ این جشن دلافروز!
بشنو هر دَم از بلبل آشفته
بنگر بر رُخ نرگس بشکُفته
گُل با زمزمهی باد صبا برقصد
بنگر لاله جدا، سرو جدا برقصد
همخوان:
خیز ای تازهگل عهد کهن وفا کُن
در باغ و چمن بزم طرب به پا کُن
با من اینهمه عشوه روا نباشد
کم کُن عشوه را یا دلِ من رها کُن
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *


مهتاب
ترانهسرا: ناصر رستگارنژاد
آهنگساز: اسپانیایی / یونانی (؟)
تنظیمکننده: نیکول الوندی (با همکاری ارکستر اسپانیولی)
خواننده: ویگن
انتشار: صفحه ۷۸ دور (سنگی) ـ ۱۳۳۶
مهتاب!
ای مونس عاشقان
روشنایی آسمان
مهتاب!
ای چراغ آسمان
روشنیبخشِ جهان، کو ماهم!؟
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا، لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیشِ تو تنها بودیم
مفتون و شیدا، غرقِ تماشا بودیم
مهتاب!
امشب که پیش توام
او رفته و من ماندهام
افسوس رفت و آن دوران گذشت
سر نَهم بر کوه و دشت از هجرش
نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
فارغ ز دنیا، لبها به لبها بودیم
با یکدگر ما پیشِ تو تنها بودیم
مفتون و شیدا، غرقِ تماشا بودیم
♫ LP Cover ♫
* * *

عشق و تمنا
کلام: منصور شیخالملوکی | خوانندگان: ویگن و نارملا
بر آهنگ: Nana Mouskouri – La montagne de l’amour
ویگن:
بُگشا، بُگشا در به رویَم!
بشنو، بشنو آنچه گویم!
نارملا:
روشن چشمم بر جمالت
کامم شیرین از وصالت
ویگن: ای خوش آندم، فارغ از غم از در آید رفتهیاری!
نارملا: غم گریزد، شادی آید، سر بیاید انتظاری!
ویگن:
بازآ، بازآ آرزویَم!
بُگشا، بُگشا پَر به سویم!
نارملا:
بیا بکِش در آغوشم!
ای غم بکُن فراموشم!
همخوان:
باران غم بارَد هر دَم بر بامم امشب
زنَد ماتم جام خود را بر جام من، امشب
ویگن:
بازآ، بازآ آرزویَم!
بُگشا، بُگشا پَر به سویم!
نارملا:
بیا بکِش در آغوشم!
ای غم بکُن فراموشم!
ویگن: ای خوش آندم، فارغ از غم از در آید رفتهیاری!
نارملا: غم گریزد، شادی آید، سر بیاید انتظاری!
ویگن
بنشین چون جان در کنارم
روشن کن این شام تارَم!
همخوان:
در این دنیا مگر عاشق به جُز یارش چه میخواهد؟
مگر عاشق به جُز عشقش از خدایش چه میخواهد؟!
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

رقیب
ترانهسرا: ناصر رستگارنژاد
آهنگساز: عطاالله خرم
تنظیمکننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن ـ دلکش
انتشار: ۱۳۴۴
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
ای رقیب، ای دشمنِ من
دشمنِ جان و تنِ من
بُردهای زیبای ما را
تو گرفتی جای ما را
لعلِ لبِ او نوشِ تو
گرمایِ عقل و هوش تو
رازِ وفاداری چو من
میخواند او در گوش تو
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
میخواهم از خدایش
که سر نَهم به پایش
فدا شوم برایش
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
او قرارِ جانِ من بود
یارِ همپیمانِ من بود
از برم او را ربودی
در کنارِ او غُنودی
من رفتم و تو آمدی
آتش به جان من زدی
تا بر سرِ پیمان بُوَد
هرگز مکُن با او بدی
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
ز عشق او تو مستی
دل مرا شکستی
برش کنون که هستی
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
* * *