
بردی از یادم
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: مجید وفادار
خوانندگان: دلکش، ویگن
بُردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گُل بر اشکِ خونینم بخند
سوزم از سوزِ نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز
چه شد آن همه پیمان که از آن لبِ خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
کی آیی به برم، ای شمع سحرم
در بزمم نفسی بنشین تاجِ سرم، تا از جان گذرم
پا به سرم نِه، جان به تنم دِه،
چون به سر آمد عمرِ بیثمرم
نشسته بر دل غبارِ غم
زان که من در دیارِ غم
گشتهام غمگسارِ غم
امیدِ اهلِ وفا تویی،
رفته راه خطا تویی
آفتِ جان ما تویی
بُردی از یادم، دادی بر بادم، با یادت شادم
دل به تو دادم، در دام افتادم، از غم آزادم
پانویس:
پس از انتشار این ترانه و عکس صفحهی آن در فیسبوک، پیامی از مهندس حسین جعفری (ساکن آمریکا) دریافت کردم که در آن ضمن اشاره به آشناییشان با زندهیاد دلکش یادآور شدهاند در دیداری با ایشان مشخصا در بارهی ترانهی «بردی از یادم» سوال کردهاند و این پاسخ را از زندهیاد دلکش شنیدهاند: «او [دلکش] گفت: دریکی از این گردهماییهای هفتگی آهنگی به ذهنم رسید و آنرا برای پرویز خطیبی زمزمه کردم و او هم بلافاصله شعری را روی آن زمزمه کرد. مصطفی گرگینزاده هم که در آنجا بود با من همراهی کرد و آهنگ «بردی از یادم» را ـ که بعدا نام آن شد ـ همانجا به پرویز خطیبی دادیم و او هم شعر آن را ساخت و اجرا شد.»
با این توضیح و راهنمایی آقای حسین جعفری درمییابیم نام آهنگساز که روی صفحهی گرامافون «مجید وفادار» نوشته شده، اشتباه است. در واقع ملودی آهنگ از خود بانو دلکش، و گسترش و تکمیل آن با مصطفی گرگینزاده بوده است. و میدانیم که دلکش با نام هنری «نیلوفر» چند ملودی دیگر بر آهنگهای خود ساخته است. از قرار در آن سالها اشتباهاتی از ایندست در شناسنامهی صفحات گرامافون گاهی رخ میداده که البته به مسئولین مربوطه در کمپانی ضبط و پخش ترانه مربوط میشده است.
* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «بُردی از یادم» (مجموعه بازخوانیها)
* * *

آخرین دیدار
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن
در کنار او نشستم
بر نگاهش دیده بستم
همچنان دریای جوشان
گه خموش و گه خروشان
مانده بودم مست و حیران
گریهام بیاختیار های، های، های، های
شد چو باران بهار های، های، های، های
او ز من پا میکشید های، های، های، های
بر سرشکم میخندید های، های، های، های
او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غمهای دل بیگفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیم میگذشت
رفت و دیگر برنگشت
او دلش با دیگران بود
لبخموش و سر گران بود
گریهها گفتار من بود
وان دم تلخ و جگرسوز
آخرین دیدار من بود
♫ LP Cover ♫
* * *

ملامتم مکن!
کلام: کریم فکور | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Enrico Macias – La femme de mon ami
ملامتم مکُن اگر از عشق تو کُنم حذر
گر در آغوشت نگیرم، شکوه مکُن ای فسونگر
دانی که من حق ندارم گیرمت مستانه به بَر
زان که تو پیمانِ وفا بستهای با یار دگر
نام مرا به لب مَبر
ای عجب با من بود دوست
آن که با تو بسته پیمان
عهد و پیوند تو با اوست
او تو را میخواهد از جان
بیوفا باشم اگر من از تو خواهم عشق و وفا
این جوانمردی نباشد کز دست او گیرم تو را
رو که من در دام غمها ماندم تنها
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

رقص دختران (کاساچوک)
کلام: ایرج جنتیعطایی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Dimitri Dourakine – Casatschok
دستهدسته دختران زیبا
میرقصند سرمست و بی پروا
با رقص آن دختران شیدا
میرقصد دلها به سینهها
گِرد هم، چون گُلهای صحرایی
با رنگ سرخ و زرد و آبی
میرقصند دخترها و پسرها
مستانه با شور و بیتابی
امشب در جمع ما شده برپا
محشری با رقص کازاچوک
میرقصد چون گلهای بهاری
آن پری با رقص کازاچوک
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

ای برگ خزان
کلام: کریم فکور | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Enrico Macias – Solenzara
سر کُنم ای برگ خزان با تو قصه ای کُهن
در این قصهی کُهن نکتهای بُوَد نهان که بسوزد دل من
نالهها ای برگِ خزان خیزد از نهاد من
بر خاک افتادی و کس پی همدری تو نکُند رو به چمن
تو همچون من چهرهای افسرده داری
تو همچون من بینصیب و خواری
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

خوشهچین
کلام: هوشنگ شهابی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Renato Carosone – O sarracino
در تابستونا، تو تاکستونا
خوشهی انگور بر شاخهی رَز
سرخوش و مغرور
میشینه، رنگاش سرخه و سبز
دختره سبد در دستش
دل، مَست از اون چشم مستش
آروم خوشه میچینه
دامنش پُر از چینه!
چارقَد آبی سرش
پیرهن گُلی تنش
خوشه انگورو ریخته تو دامنش!
رو سنگ چشمه، با صد کرشمه
میشینه آروم
میخونه مغموم
افسانهسازه
شب عاشقان چه درازه!
میگمش چنین، با دلی غمین
آهای گلنارم!
من دوستت دارم
به من میخنده
در باغو رو من میبنده!
تو چشمای سیاش، افسون
دل من شد از او پُر خون
حال زارم همچو مجنون
شدهام دیگه دیوونه!
از روی چینه منو میبینه
میگه وقت سحر
میدم من خبر
سبد رو شونهاش
آرومآروم میره به خونهاش!
♫ LP Cover ♫
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

داستان یک عشق
کلام: پرویز وکیلی | خواننده: ویگن
بر آهنگ: Carlos Eleta Almarán – Historia de un amor
آرزو دارم چون باد بهاری
پَر گشایم از گلستان به سویَت
عطر خوابآور گل را
نسترنهای زیبا را
سازم افشان به مویَت
به عشقت نغمهای نو میسَرایم
به سوی آسمانها میگَرایم
به آرزوی دیدارت، درِ آفاق آبی را
به افسون میگشایم!
تو ای بخت گریزان کجایی، کجایی؟
که چون رویا به چشمم نیایی، نیایی!
به راهت در انتظارم که بازآیی به سویَم
با لبخند شیرینت گشایی در به رویَم
تو را میجویَم ای زیبای گلها
که پنهانی ز چشمانم پریوار
ولی بیهوده میجویَم
دریغا از جستجویم!
دریغ از روز دیدار!
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *
● LP Cover ●
* * *

بارون بارونه (گلنسا)
شعر: سیروس آرینپور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
بارون بارونه زمینا تَر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
گلنسا جونم تو شالیزاره، برنج میکاره
میترسم بِچآد، طاقت نداره
بارون بارونه زمینا تَر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
دونههای بارون ببارین آرومتر
گُلهای نارنج داره میشه پرپر
گلنسای من رو میدن به شوهر
خدای مهربون تو این زمستون
یا منو بِکُش یا اونو نَستون
بارون بارونه زمینا تَر میشه
گلنسا جونم کارا بهتر میشه
گلنسا جونم غصه نداره
زمستون میره پُشتش بهاره
* * *
مجموعهای از نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *

«. . . سالها پیش یکی از آواز خوانها آمد پیش حقیر ـ این مطلب مال سیزده چهارده سال پیش است که به دبیرستان میرفتم. ـ ما هم یک تبرزینی دادیم دست یک دهاتی که برود در خانهی خان را بشکند و از حقش دفاع کند؛ و بهش القاء کردیم که از هیچ چیز هم نترسد و طرف را راهی کردیم بهطرف خانهی خان. یعنی در آن دورهای که تصنیفها همهاش پُر بود از ساغرهای می و سهتار و تار و رُباب و معشوقه سرش را میگذاشت روی دامن حضرتعالی و میگریست؛ و یا شما از اینکارها میکردید. بله درست آنزمان حقیر آن تصنیف را گفتم که بهخاطر دارید. البته طرف ـ که همان جوان دهاتی باشد ـ در راه برخورد میکند به مسئولین تصنیفهای رادیو و آنها بهش میگویند: «نه! این چه کاریه!؟ همان بروید گل بستانید و سر زلف یارتان وابسانید.»
البته ما به جوان گفته بودیم بعد که در [خانه] را شکست و سرها را خُرد کرد برود اینکار را بکُند که زندگی، بعد از مبارزه، به زیبایی هم نیاز دارد و به فراغتی که راحت را دریافت؛ و همهی مبارزهها هم بهخاطر همین است. بهرحال حقیر گفته بود: «بعد میرُم گل میسونم، سر زلفش وا میسونم» و آنها [مسئولین رادیو] گفتند: «نه! این چه کاریه!؟ نه! میرم گل میسونم و . . .»
برگرفته از گفتگو با نوذر پرنگ، مجلهی فردوسی، شماره ۱۱۲۶، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۵۲، صفحه ۳۱
* * *
اسب سم طلا
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: فردا روشن است (۱۳۳۹)
دختر خانو بوسیدُم
خان میدونه، منو میگیره
چیکار کنُم؟ چیکار کنُم؟
اسب ابلق زین کنُم
تنگ غروب سوار بشُم
فرار کنُم، فرار کنُم
من کجا فرار کنُم؟ دلُم نمیگیره قرار
سر راشونو میگیرُم اگه بیاد صدتا سوار
اسب ابلق سُم طلا! آسه برو، میری کجا؟
میترسُم دیونه بشُم
در دست یار، انگشترِ زَر بشکنُم، زَر بشکنُم!
یا تبرزین بردارُم، نیمهشبون خونهشونو در بشکنُم، در بشکنُم!
ـ نه! چه کاریه؟!
نه! میرُم گل میسونُم سر زلفش وامیسونُم
اسب ابلق سُمطلا! تندتر برو، آسه چرا؟
* * *

مرغ سبکبال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۳
الا مرغ سبکبال، سفید و خوش خط و خال
به بام خانهی او، سحر گشا پَر و بال
بگو نمیکٌنی یاد ز یار مهربانت
چه شد که نشنیدهام کلامی از لبانت
سخن ز فتنههایت ای گل گفتم؟ نگفتم
از آن همه جفایت ای گل گفتم؟ نگفتم
به آن کمانِ ابرو، به آن دو چشم آهو
نگفتم که: باشد بالای چشمت ابرو
شدی فسانه دیگر به بیوفایی
قلم کشیدی آخر به نام اشنایی
● بر روی این ملودی، ترانهای دیگر به نام «آفتاب، مهتاب» با صدای منوچهر سخایی اجرا شده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *