
بهار بیتو / خوانندگان: عارف و رامش
بر آهنگ: Bahar Sensiz – Rashid Behbudov
رامش:
نوبهار من باشد خزان، بیتو!
چو قفس باشد مرا جهان، بیتو!
با تو دور زندگی بُود شیرین
به چه ارزد زندگی جاودانه بیتو!
نوبهاران ندارد صفا بیتو!
سَیر گلشن نباشد روا بیتو!
به هوای تو ساز دلم خواند
برنمیخیزد از آن نوا بیتو!
عارف: (به زبان ترکی)
دونمرم هیچ سوزومدن ای جانان
گئتمه بیر آن گوزومدن ای جانان
سندن ایلهام آلیر منیم گونلوم
سنی مندن آییرماز اینان کی اولوم
گوله بیلمز گولوم باهار سنسیز
اورئیم اوت توتوپ آی آمان
یانار سنسیز، یانار سنسیز
عارف:
ای که برده چشمت قرار از من
مشو غافل در این بهار از من!
رامش:
به صبوری تا کِی دهی پندم؟
صبر من همچون تو کند فرار از من
همخوان:
بیتو بر من نخندد بهار ای گل
من ندارم چو گیسویت، قرار ای گل
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

بابا کرم
کلام: نوذر پرنگ
خواننده: دوشیزه بهار رامش
ترانه فیلم: خروس جنگی

مست و دیوانه
ترانهسرا: نظام فاطمی
تنظیمکننده: عطاءالله خرم
خوانندگان: منوچهر سخایی، رامش
ترانه فیلم: هارون و قارون
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
منوچهر:
آمد چون ستاره، در شامم دوباره
امشب مثل هر شب بیمهری نداره!
منوچهر: مستی؟
رامش: اوه، نه نه!
منوچهر: هستی!
رامش: نه والا
منوچهر پس چرا چشمت خمار مِی گرفته؟
رامش: چشمم می دارد
مستی میبارد تا شوی مست از نگاهم رفته، رفته!
منوچهر: ای در مستی افسانه، شدم آخر دیوانه
رامش: من مست و تو دیوانه، که برد ما را خانه؟
رامش: من دام عشقم
منوچهر: رام عشقم
سرخوش از می، جام عشقم
منوچهر: زیباپرستم
رامش: من همچو آتش، گرم و سرکَش
منوچهر: من به شعلهی آن روی دلکش،
پروانه هستم!
ای در مستی افسانه شدم آخر دیوانه
همخوان: من مست و تو دیوانه، که برد ما را خانه؟
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

جشن تولد (هدیه تولد)
آهنگساز: افشین مقراضی
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۵
شمع و گُل و شیرینی و نقل و نبات بیارین
ز دستِ خود به بزم ما بارونِ گُل ببارین
بیا، بیا هنگامه کُن با نغمهی خود امشب
برپا بُود در خانهام جشن تولد امشب
سَرمست از جام طرب منم
لبهای تشنهام زد بوسه بر لب جام
امشب سَرای ما با این همه صفا
باشد چو بزم خیام
اشک شمع شعلهور مرا گوید این سخن
شده سال دیگری سپری ز عُمر من
دانی چه هدیهای یار آورد مرا؟
یک عشق سینهسوز، یک قلب باوفا!
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

لالایی
سراینده: رُبابه جاپَلَقی
آهنگ: عطاءالله خرم
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۴
لالایی، لالایی گُل باغ بهشتم
لالایی، لالایی تو بودی سرنوشتم
بخواب ای مونس روح و روونم
بخواب ای بلبل شیرینزبونم
لالایی، لالایی
بخوای ای جان دل، نوباوهی من
به شیرینی انار ساوهی من
لالایی، لالایی
بخواب ای غنچهی نشکفتهی من
لالایی، لالایی
بخواب ای گوهر ناسفتهی من
لالایی، لالایی
بخواب ای نور چشم روشن من
بخواب ای روی ماهت گلشن من
لالایی، لالایی
بخواب ای جان دل، نوباوهی من
آی به شیرینی انار ساوهی من
لالایی، لالایی، لالایی
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● خانم رُبابه جاپَلَقی سرایندهی این لالایی، مادری از شهرستان خمین بودهاند که در کتاب «هفتصد ترانه» نوشتهی زندهیاد دکتر حسین کوهی کرمانی متن اولیه این لالایی چاپ شده است.
● براساس مطلبی از مجلهی اطلاعات دختران و پسران ـ شهریور ۱۳۴۴ ـ در تنظیم این اثر از ساز ویبرافون (Vibraphone) استفاده شده است؛ سازی که در آن زمان در رادیو ایران سابقهٔ استفاده نداشته است.
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *

قایق سواری (رویاها)
کلام: کریم فکور / خواننده: رامش
بر آهنگ: Laleler Kaldığım – Rashid Behbudo
ماه اردیبهشت، صبح بهاری
بریم بحر خزر، قایقسواری
به یاد اولین روز عشقمون
روی دریا بریم شاد و نغمهخون
رؤیاها، رؤیاها بینم در دریاها
بریم دریا کنارِ شوخِ شیرین
تو این دور و زمون چی بهتر از این؟
تار گیسوی تو زیر چنگ باد
رقصد و گویمد هر چه بادا باد!
رؤیاها، رؤیاها بینم در دریاها
بیا غافل نشیم دنیا دو روزه
دل تنگ حسود بذار بسوزه
به یاد اولین روز عشقمون
روی دریا بریم شاد و نغمهخون
رؤیاها، رؤیاها بینم در دریاها
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

نغمهپرداز (نغمهپرداز دل)
آهنگساز: بابک افشار
ترانهسرا: تورج نگهبان
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۵
نغمهپرداز طرب، ای رامشگر بزم ما
گیسو پریشان کردهای، صدها فتنه کردی به پا
از ناز وافسونگری، ای فتنه، پَروا مکُن!
کُن هر چه خواهد دلت، اندیشه از ما مکُن!
امشب آتش فِکن بر جسم و جان من
تا برخیزد نسیم سحرگهان
جانپَرور نغمهها، چو بلبل بخوان
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● ترانه «نغمهپرداز» در برخی منابع با نام «نغمهپرداز دل» نیز معرفی شده است.
* * *

ندیده بودم
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: رامش

دو تنها
ترانهسرا: جمشید احمدیفر
تنظیم آهنگ: ضیاء
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
ضیاء:
خستهای درماندهام
اشک غم افشاندهام
بر تو ای نامهربان
قصّهی دل خواندهام
رامش:
از چه دلآزردهای؟
این همه افسردهای
از چه ندیده خزان
چون گُل پژمردهای!
ضیاء:
در غم بیهمزبانیها صبورم
از دیار آشناییها به دورم
تشنه لب بر ساحل دریای شورم!
رامش:
ناله کن چون راه تو پایان ندارد
گریه کن کار جنون سامان ندارد
زان که درد عاشقان درمان ندارد!
ضیاء:
بینم ای دلبر تو با من همزبانی
چاره کن درد مرا گر میتوانی!
رامش:
دختری از سرزمین دلبرانم
دلرباتر از همه افسونگرانم
عاشقی از کوی جانان راندهام من
چون تو در راه جنون درماندهام من
ضیاء:
ناله کُن چون راه تو پایان ندارد
گریه کن کار جنون سامان ندارد
زان که درد عاشقان درمان ندارد!
همخوان:
زان که درد عاشقان درمان ندارد!
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه اولینبار با تنظیم متفاوتی در حدود سالهای ۱۳۴۱ با صدای ضیاء و خوانندهی به نام فرشته اجرا شده است. شعر این اجرا نیز تفاوتهایی با اجرای رامش و ضیاء دارد. (در اینجا بشنوید)
* * *

شنبه و یکشنبه
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: رامین ـ رامش
ترانهٔ فیلم: مرد روز