رامش: در بسته

رامش در بسته

در بسته
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سلمیان اکبری
خواننده: رامش

درست سه سال آزگار
که تا شکفته نوبهار
از این کوچه گذر کُنم
نگاه به بوم و در کُنم
اینجا کجاست!؟ خونه‌ی یار
خونه‌ی خالیِ نگار
هنوز این درِ‌ بسته
به انتظار نشسته

چیه این پریشونی‌ید!؟
چین افتاده به پیشونی‌ید
کلیدِ تو دست کیه!؟
انگار تو دست دلبره
سه نوبهار اومد و رفت
هنوز تو راه سفره

چه بی‌سروصدا رفت
نپرسیدی کجا رفت!؟
پری شد و پَر کشید
دود شد و بر هوا رفت

بگذریم از این های‌وهو
نه تقصیر تو بود، نه او
نه بوم گناه داره، نه در
گناه به گردنِ سفر

* * *

رامش: خندان آیم سوی باغ در فصل پرتقال! (ترانه فیلم)

رامش: خندان آیم سوی باغ در فصل پرتقال

خندان آیم سوی باغ
شعر: کریم فکور
خواننده: رامش
ترانهٔ فیلم: بندرگاه عشق (۱۳۴۶)

رامش: اگه صبح نشه امشب

رامش اگه صبح نشه امشب

اگه صبح نشه امشب
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: رامش

♫  LP Cover  ♫

* * *

رامش: اسکن میاره (ترانه فیلم)

رامش اسکن میاره

اسکن میاره
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: رامش
ترانه فیلم: هفت شهر عشق

رامش:‌ چشم‌روشنی

رامش چشم روشنی

چشم‌ روشنی
آهنگساز: بابک افشار
ترانه‌سرا: کریم فکور
انتشار ترانه: سال ۱۳۴۵

در شبِ جشنِ نومزدی شیش هفت‌تا اسکنه زدی
با پارچه‌ها‌ی پیرهنی به من می‌دن چشم روشنی

پول نقره و سکّه‌ی طلا می‌ریزن همه روی سَرِ ما
ده تا سبد گُل میارن گُلبارون می‌شه دور و وَرِ ما

تازه دوماد با شوق و شور دست منو می‌بوسه
پیش همه به من می‌گه: «راستی چه‌قدر ملوسه!»

پیر و جوون با هم می‌گن: «عروسِ تازه ای‌کاش
شانس بیاره، خوشبخت بشه و دست خدا به همراش‌»

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

رامش: در رویای تو

رامش رویای تو

خواننده: رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵

در جلوه چون اَختری
فریبایی، درخشان گوهری!
فرشته‌ای یا پَری؟
که مستوری، نهان از نظری!

شب‌ها به بام فلک مانده
به یاد تو خیره نگاهم
گویم حدیث دل غمگین
که خسته از این شام سیاهم

پَر می‌گشاید سوی مَه
مرغ دلم از فتنه‌ی جان
تا کهکشان‌ها می‌رود
در آرزوی جانان

تا در کجا جویم تو را
ای گوهر بی‌همتا

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

رامش: لحظه وداع

رامش لحظه وداع

لحظهٔ وداع
آهنگساز: افشین مقراضی
ترانه‌سرا: کریم فکور
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۴

رسیده وقت آن که من جدا شوم زین آشیان
به سوی سرنوشت خود، افسرده‌دل شوم روان

ای آن‌که لحظه‌ی وداع اشکی نثار من کُنی
خواهی اگر از جان مرا، قصد دیار من کُنی

پرسم ز خود: آیا بود این آخرین دیدار ما
یا بار دیگر بختِ خوش، گردد در این ره یار ما

دیگر به راهم اشکی میفشان
در این دم آخر، خندان شو از بهر خدا
تا بوسه بر دستت زنم، وز تو شوم آن‌گه جدا

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

رامش: افسونگر

رامش افسونگر

افسونگر (افسونگر شهر)
ترانه‌سرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۶

در جلوه‌گری صبح دل‌انگیز بهارم
افسونگرم و شُهره‌ی هر شهر و دیارم
باشد نگه من شررآلوده که هر جا
صد فتنه به پا خیزد اگر پا بگذارم!
دلداده‌ی افسون منند، زین همه عشاق
دل می‌برم اما به کسی دل نسپارم!
شیرین هم‌چو رؤیا منم من،
فریبا منم من
حذر از فتنه‌ی چَشم سیاهم
که مفتون سازمت با یک نگاهم
ببین هر سو به امید نگاهم
نگاه عاشقان مانده به راهم‌

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

رامش: چون پرستو ناگهان

رامش چون پرستو ناگهان

چون پرستو ناگهان
آهنگساز: حسین صمدی
ترانه‌سرا: عبدالله الفت
خواننده: رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۶

چون پرستو ناگهان
پَر زد از این آشیان
ای خدا دیگر کجا
جویم از یارم نشان!
چو باد بهاران به کوه و بیابان
شوم به سویش گذران

با گُل‌‌های صحرایی از عشق او گویم
با اشک خود از رخسارم گَرد غم شویم
سرگشته چون نسیمم در این بهار خرم
دردا به خواب راحت چشمم نرفته یک دم!

به یاد او اگر گُلی می‌چینم
به روی گُل جمال او می‌بینم
تو را چه گویم از دل مسکینم!
سرگشته چون نسیمم در این بهار خرم
دردا به خواب راحت چشمم نرفته یک دم!

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

رامش: روز طلایی

رامش روز طلایی

روز طلایی
آهنگساز: حسین صمدی
ترانه‌سرا: کریم فکور
خواننده:‌ رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۶

در این روز طلایی، در این جنگل زیبا
دل خسته‌ی ما شد رها از غم دنیا

تو هم ای پری‌رو به صد ناز و کرشمه
به چَشمم قدم نِه، بیا بر لبِ چشمه

تو را ساقی مجلس زند بانگ پیاپی
که برخیز و به رقص آی، به آهنگ دف و نی

خوش آن لحظه که آید مّهِ سلسله مویی
پی غارت دلها نشنید لب جویی

در این روز طلایی، در این جنگل زیبا
دل خسته‌ی ما شد رها از غم دنیا

من از شوق تو مستم، خوشا عالم مستی
تو را دارم و دیگر ندارم غم هستی!
. . .

* * *