
ناز تو بنازم
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: گوگوش
نازتو بنازم ای مایهی دلنوازی!
باز اگر بیایی، نازت بکشم که نازی!
جام چشم تو آتش دارد
مستی چون مِی بیغش دارد!
ای در شب مویَت، خندیده سپیده
غیر از تو نخواهد این دل رمیده
گرچه تو نماندی در دیده چو رویا
عشقت به خیالم نقش تو کشیده
. . .
. . .
خورشید امیدی با آنهمه خوبی
اما به گمانم خورشید غروبی!
نیلوفر صبحم، خورشید صفا کو؟!
تا آنکه ببندد بر من گُل جادو!
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

عروسی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: غلامرضا شاهوردی
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: چهار خواهر
انتشار: تابستان ۱۳۴۶
دست، دست، دست بزن
که عروسی و دومادیه
دست، دست، دست بزن
که دستافشونی و شادیه
عروس چه ناز داره با اون گوشوارهی مروارید
خوشگلتر از ماهه، دل او شده غرق امید
عروس خوش ناز و ادا با اون گلوبند طلا
چه خوشگله، چه دلربا!
دستش تو دست دوماد از روی گلها راه میاد
دلش چو گُل، خرم و شاد، ایشالا مبارکش باد!
به! به! به! به!
گُل بیارین، نقل ببارین
آینه و شمعدون بذارین
در آتش بریزین اسفند و اسفند دونه
عروس خانوم دور باشه از چشم بد زمونه
ناز، ناز، ناز داره
چه خوشقامته و دلربا
باز، باز، باز شده مث غنچهی گُل، اون لبا
الهی تو دنیا مث من نبینه رنگ غم!
الهی که اونها جدا هیچوقت نباشن ز هم!
♫ LP Cover ♫
* * *

قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان
قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان ـ زمستان ۱۳۴۷
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
♫ LP Cover ♫
* * *

خواب (با صدای عارف)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
دیشب خواب تو را دیدم
چه رویای پرشوری
انگار که توی خواب دیدم
تو سالها از من دوری
تو را توی باغی دیدم
که سر تا سر خزان بود
هزارون چشم پُر ز اشک
به طاقِ آسمون بود
مثالِ عکسِ قرصِ ماه
میونِ آب نشستی
تا دست بُردم بگیرمت
پُر چین شدی، شکستی
آه ای فلک نفرین به تو
ببین چه میکشم من
جدا از آن مهر آفرین
میونِ آتشم من
* * *

عشق و رویا
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سلیمان اکبری
خوانندگان: گوگوش ـ ویلسون
انتشار: ۱۳۴۷
ویلسون:
کو آن پریرو که من از بیقراری
گلبوسه از لبانش چینَم؟!
گوگوش:
من آن بهارم که هرجا پا گذارم
شور و نشاط هستی بینم!
عشق و رویا
عشق و رویا
ویلسون:
غم و رنج انتظارت به جنون کشانده مرا
من آن نهالم که برگ و بَر ندارم
در این بهار عشق و رویا!
گوگوش:
به امید دیدن تو در بهار آرزوها
مانده نگاهم به در تا چون پرستو
بازآیی ای عاشق شیدا
عشق و رویا
عشق و رویا
* * *

خواب و خیال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان
گوگوش:
چون دو مرغ پَر سفیدِ عاشق شیدا
با دل هم قصه گفتند، قصهی غمها
رامین:
این دو روز آشنایی پیچ و خم داره
روز شادی، روز حسرت، روز غم داره
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
رامین:
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
گوگوش:
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
گوگوش:
هرکسی را همدمی
رانَد از دلش غمی
آشنایی دارد آدمی
رامین:
چند روز عمر ما
باشد همچون رویا
زیباترین رویاها!
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
♫ LP Cover ♫
* * *

ریکا
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی مازندرانی
تنظیم آهنگ: عماد رام
خواننده: گوگوش
انتشار: ۱۳۴۴
الهی من شوم دستمال دستت ریکا
تا نوازش کنم چشمان مستت ریکا
مرو هر دم پی یار فسونگر ریکا
که ندارد دلم تاب شکستن ریکا
خارم چه سازی بین جوانها
که عقد ما بسته شده در آسمانها
الهی من شوم کوزه دوشت ریکا
لب کنم آشنا با لب نوشت ریکا
الهی من شوم بادهی گلگون ریکا
تا توانم کنم غارت هوشت ریکا
من مست مستم حیران به راهم
باشد گناه از نگهت، من بیگناهم
الهی من شوم شمع سرایت ریکا
تا سحر اشک جان ریزم به پایت ریکا
بریزم اشک جان سوزم سرا پا ریکا
صد تا عاشق چو من، شود فدایت ریکا
بی ماه رویت در التهابم
خدا کند هر نیمهشو آیی بخوابم
● در زبان مازندرانی «ریکا» به معنی پسر، و در مقابل آن «کیجا» به معنی دختر است. «ریکا» همچنین در برخی اصطلاحات به معنی محبوب و معشوق هم در نظر گرفته شده است.
* * *

مکُن فراموشم
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خواننده: گوگوش
انتشار: ۱۳۴۴
مکُن فراموشم، که من عمری زجان و دل خریدار تو بودم
مکُن فراموشم، مبر هرگز تو از خاطر که من یار تو بودم
چنین از دیده چون اشکم میفکن
مشو بهر خدا بیگانه با من
بیا ای جان شیرین، به پاس عشق دیرین
به روی دیده من، قدم بگذار و بنشین
مده این سان به بادم، من از یاد تو شادم
مبر هرگز ز یادم، مرو ای جان شیرین
مکُن فراموشم، که من عمری زجان و دل خریدار تو بودم
● بازخوانی ترانهای به همین نام با صدای دلکش است.

گفتم نرو به غربت
شعر: کریم فکور
آهنگ: ناصر زر آبادی
خواننده: گوگوش
انتشار: ۱۳۴۴
گفتم نرو به غربت، ترک سفر کُن
فکر سفر تو دیگر از سر به در کُن
از دوری و جدایی گفتم حذر کُن
رفتی به شهر غربت بییار و همسر
از بام من زدی پَر، همچون کبوتر
ترسم تو را نبینم یکبار دیگر
ترسم خدا نکرده از این سفر نیایی
من مانم با رنج جدایی
من و تو کبوتر یک لانه بودیم
من و تو در عاشقی افسانه بودیم
من و تو از عشق هم دیوانه بودیم
پر زدی سوی صحرا از آشیانم
من ماندهام دور از تو زار و ندانم
عزم سفر کُنم یا اینجا بمانم؟
ترسم خدا نکرده از این سفر نیایی
من مانم با رنج جدایی
* * *

فانوس
خواننده: گوگوش
انتشار: ۱۳۴۷
من آن مست پریشانم، خدایا!
که از یاران گریزانم، خدایا!
گریزد خنده از لبهای سردم
گرفتار غمم، پابند دردم
نمیدانم چه میگویم به مستی
نمیدانم چه میجویَم به مستی
من آن شبگرد شبهای سیاهم
که فانوسی نمیسوزد به راهم
دورنگی دیدم از یاران، خدایا!
وفا کردم، جفا دیدم، دریغا!
به دنبال چه میگردم، ندانم!
که تنها رهروِ بیهمزبانم!
* * *