امیر رسایی: باور مکن!

امیر رسایی باور مکن

باور مکُن
ترانه سرا: کریم محمودی
آهنگساز: محمود قراملکی
تنظیم کننده: ناصر چشم‌آذر
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۳

آن قدر میخوام گریه کنم تا مثل ابرا بشم
سری به کوها بزنم، خیمه‌ٔ صحرا بشم
آن قدر می‌خوام به انتظار عشق تو بمونم
تا پیرتر از عاشقای تموم دنیا بشم

گفتم که دوستت دارم!
نخواستی، باور نکُن!
من گل باغ عشقم، این گل‌و پرپر نکُن

آن‌قدر بخند تا آسمون دوباره مهتاب بشه
آن قدر نگام کن تا چشام جادو بشه، خواب بشه
آن قدر برام قصه بگو از شب شادی‌هامون
تا آسمون عشقمون دوباره آفتاب بشه

گفتم که دوستت دارم!
نخواستی، باور نکُن!
من گل باغ عشقم، این گل‌و پرپر نکُن

* * *

امیر رسایی: آی دختر

امیر رسایی آی دختر

آی دختر
ترانه‌سرا: آذر صراف‌پور
آهنگساز: ترکی استانبولی
تنظیم کننده: آندرانیک آساطوریان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۱

آی دختر! من اگه بی تو باشم
آی دختر! زندگیم سیاه میشه
از لبام خنده‌هام پّر می‌کشه
شبام دیگه صبح نمی‌شه

آی دختر! من اگه بی تو باشم
آی دختر! اشک تو چشمام اسیره
آی دختر خونمو غم می‌گیره
غصه میاد، شادی میره

اتاق سردم می‌شه تو غصه زندون
خورشید قلبم می‌میره توی بارون

آه، آه، آه، آه، آه، آه

آی دختر! تو گل خواب منی
آی دختر! توی گلدون چشام
مهربون، شب جوونه میزنی
خوب می‌دونم تو با منی

آی دختر! با تو مهربونه شب
آی دختر! توی باغ این اتاق
آی دختر! زندگیم زنده میشه
می‌ره دیگه غم همیشه

اتاق سردم میشه تو غصه زندون
خورشید قلبم میمیره توی بارون

آه، آه، آه، آه، آه، آه

آی دختر! خونه چشات کجاست
آی دختر! دل پاکت می‌دونه
آی دختر! بی تو عمر من سیاست
لبای من چه بی‌صداست
وای اگه خدا تو رو بگیره
آی دختر! تو رو میخوام از خدا
آی دختر! اشک من داد میزنه
خدا! کجاست؟ خدا! کجاست؟

● این ترانه با دو اجرای متفاوت ـ اجرای اول بر روی صفحه گرام، و اجرای دوم با شعری متفاوت تر بر روی نوار کاست ـ منتشر شد. (ترانه و توضیح برگرفته از: کانال تلگرامی (ترانه‌شناسی امیر رسایی)

♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی: دامن صحرا

 

امیر رسایی دامن صحرا

دامن صحرا
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۶

چشم و دل گلشن، از گل شده روشن
پرورده بهاران گل در دامن
گلبن شده گویا چون چنگ نکیسا
گردیده چراغان دشت و صحرا
آن ابر گوهرزا، افشانده به هر جا
الماس درخشان، دامن دامن
در هر گذر و کو، هر برزن و هر سو
افشانده صبا گل خرمن خرمن

شد دامن صحرا از لاله و گلها همچون مینو
دنیا شده خندان در بزم بهاران
سیل گل و ریحان بینی هر سو
ای مایه هستی، شد موسم مستی
هنگام گل آمد، بازآ! بازآ!
ای روی تو گلشن اندر نظر من
ای جلوه‌نمایم، بازآ! بازآ!
. . .
. . .

* * *

امیر رسایی: سایه به سایه

امیر رسایی سایه به سایه

سایه به سایه
ترانه سرا: رضا شمسا
آهنگساز: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۰

تو محله، توی کوچه اسم تو ورد زبونه
واسه چشمات، قد و بالات دل من می‌گیره بونه
سر راهتو می‌گیرم، به خدا واست می‌میرم

اگه یار من نشی، کُنم گلایه
می‌خوام بیام دنبال تو سایه به سایه

تو که پیدا میشی والا
مثل گل هر جا نشونی
چه قشنگی ،شوخ و شنگی
تو خودت که خوب میدونی
مثل من بازم همیشه
عاشقی پیدا نمیشه
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی: مگه نه!؟

امیر رسایی مگه نه

مگه نه؟
ترانه‌سرا: اصغر واقدی
آهنگساز: محمود قراملکی
تنظیم کننده: آندرانیک آساطوریان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۳

زندگی با تو چه خوبه، مگه نه؟!
روز شادی بی‌غروبه، مگه نه؟!
گرمی عشقتو توی قلب من
مثِ خورشید جنوبه، مگه نه؟!

بی تو دنیا مثِ یک بیابونه
با چشات شبهای من چراغونه
اگه یه روز منو تنها بذاری
زندگی بی تو برام یه زندونه

آسمون شهر ما آبی شده
خونمون روشن و آفتابی شده
کوچه‌ها پُر شده از عطر بهار
با تو شبها دیگه مهتابی شده

♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی: قصر طلا

امیر رسایی قصر طلا

قصر طلا
ترانه سرا: رضا شمسا
آهنگساز: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۰

پرنده قصر طلا
یادت میاد که اون روزا
من و تو بال و پر زنون
می‌رفتیم تا عرش خدا
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون

یه روز که بال و پر زدی
به آسمونها سر زدی
رفتی پیش ستاره‌ها
دیگه ندیده ام تو را
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون

بی تو دلم پر از غمه
غم تو دلم یه عالمه
رها کن این قصر طلا
دوباره برگرد و بیا
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون

حالا توی آسمونها
میون یک قصر طلا
رفتی و موندگار شدی
به شهر ما نیومدی
بیا که من بی تو کنون دلم شده کاسهٔ خون
کشیده کارم به جنون

♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی: بیدار

امیر رسایی بیدار

بیدار
ترانه سرا: تورج نگهبان
آهنگساز: ناصر تبریزی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۷

ای آسمون دوباره
چشمم ستاره باره
صبحم تو شهر تاره
با یادش چشمونم بیداره
جز رنج بی‌وفایی
در این شب جدایی
رنگی ز آشنایی نبیند
تو چشمم ستاره

همره دلم رفته ای کجا
ای کشیده پا از دیار ما
ای پرستوی بی‌نشان من
از تو کی نشان آورد صبا

ترسم به حسرت و غم
روز و شبم سر آید
روی تو را ندیده
عمرم به آخر نیاید

یا رب! این رنج تنهایی تا کی؟
بی‌تابم من، شکیبایی تا کی؟
تا کی رسوایی من می‌خواهی؟
ای فلک! فصل رسوایی تا کی؟

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *

امیر رسایی: دل من غصه رو باور می‌کنه

امیر رسایی دل من غصه رو باور می کنه

دل من غصه رو باور می‌کنه
شعر: سعید دبیری
آهنگ: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۰

توی دلت رازی رو پنهون می‌بینم
دونه دونه غم رو مهمون می‌بینم
تو شبستون چشات مرغ دل‌و
این سو و آن‌سو پریشون می‌بینم
وقتی گریه چشات‌و تر می‌کُنه
دل من غصه رو باور می‌کُنه

غم تو خورشیدو خاموش می‌کُنه،
شب دیگه ماه‌و فراموش می‌کُنه
دل آسمون شب سیاه می‌شه
وقتی گریه‌ی تو رو گوش می‌کُنه
وقتی گریه چشات‌و تر می‌کُنه
دل من غصه رو باور می‌کُنه

تو نذار از چشات بارون بریزه
اشکات‌و می‌بینم، دلم مریضه
حیف اون چشمهای پُر ستاره نیست
دونه دونه ستاره‌هاش بریزه؟

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی امیر رسایی»

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

امیر رسایی: حلقه‌ طلا (نیامدی)

امیر رسایی حلقه طلا

حلقه طلا (نیامدی)
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۴

ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری

ای امید من خطا مکُن
مرا چنین رها مکُن
ندانی چه کشیدم
چو آن حلقه‌ی زرین در انگشت تو دیدم

آه. . . تویی امید جان ما
رها نمی‌کُنم تو را
ندانم به کجایی
به من از چه جدایی
تو رفتی که بیایی

چه شد که حلقه‌ی امید ما چنین گًسستی
به حلقه‌ای طلا دل مرا چرا شکستی
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی امیر رسایی»

* * *

امیر رسایی: عزیزم

امیر رسایی عزیزم

عزیزم (با صدای بتی)
ترانه‌سرا: سعید دبیری
آهنگساز: Hasan Özçivi
تنظیم کننده: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۰
خواننده: امیر رسایی

عزیزم! جانم عزیزم! آه عزیزم! باغ چشمم پاییزه
روی هر برگ زرد و سیاه بخت من آروم خوابیده
تکدرختِ آرزوی من لُخت و غمگین خشکیده
دست پیر توفانِ غصه دورم دیوار کشیده
عزیزم! جانم عزیزم! آه عزیزم! باغ چشمم پاییزه
عزیزم! جانم عزیزم! آه عزیزم! برگ اشکم می ریزه

لب جو غمگین می‌نشینم؛ عکست‌و رو آب می‌بینم
تا دستام‌و من بهت می‌دم موج می‌گه خواب می‌بینم
باز من و کوچه تنها می‌شیم، بالا آفتاب می‌بینم
عزیزم! جانم عزیزم! آه عزیزم! باغ چشمم پاییزه
عزیزم! جانم عزیزم! آه عزیزم! برگ اشکم می ریزه

● سعید دبیری (ترانه‌سرا) در مصاحبه‌ای گفته است: «این ملودی را ابتدا مرحوم قراملکی به امیر رسایی داد تا من بر روی آن ترانه ای فارسی بگذارم؛ اما من شیطنتی کردم و با ترانه ای فارسی، به بتی (همسرم) دادم و با صدای او به‌عنوان اولین ترانه‌اش انتشار یافت که این موضوع باعث دلگیری به حق امیر رسایی شد. (توضیح برگرفته از: کانال تلگرامی (ترانه‌شناسی امیر رسایی)

♫  LP Cover  ♫

* * *