
قلش ده، ولش ده
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خوانندگان: سوسن ـ عهدیه
ترانهٔ فیلم: شهر آشوب
♫ LP Cover ♫
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

قلش ده، ولش ده
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خوانندگان: سوسن ـ عهدیه
ترانهٔ فیلم: شهر آشوب
♫ LP Cover ♫
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

دلبر خوشرو
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: ایرج و عهدیه
ترانه فیلم: هفت شهر عشق

اختر تابون من
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عارف
ترانه فیلم: مردان خلیج
ای اختر تابونِ من
عشقت سر و سامونِ من
ای روشنیِ چشمون من
هم دردی و هم درمونِ من
تاریکه گر دنیای تو
محزونه گر آوای تو
هم دردی و هم درمونِ من
ای روشنیِ چشمون من
دیوانهی غمهای توام، رسوای توام
تا من عاشق، عاشق شدهام
افسردهای افتاده ز پا در پای توام
تا من عاشق، عاشق شدهام
کاشکی تو این دورِ زمونه
مهر و وفا بر جا بمونه
کاشکی توی دلها بمونه
این سوز و ساز عاشقونه
چشمم نبیند جز تو را
قلبم نخواهد جز وفا
چون ندارم به جز رنجِ تو به جهان
چشم خود میدهم بر تو با دل و جان
♫ LP Cover ♫
* * *

عروس دست حنایی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: عارف
ترانه فیلم: زیر گنبد کبود
گل و شمعدون بیارین
براش آینه بزارین
بیار کُندر و اسفند
واسه عروس دلبند
با اون عشق خدایی
میاد با دلربایی
عروس دست حنایی
چه رختاش قشنگه
جونم از همه رنگه
دلش غرق امیده
رو سرش تور سپیده
روشو هیچکس ندیده
چه نازه ماشاالله
عروس خوشگله واالله
دلش غرق امیده
رو سرش تور سپیده
روشو هیچکس ندیده
چه زلفاش بلنده
درست مثل کمنده
عروس خوشگله والله
بگید هزار ماشاالله
* * *

الهی نمیری
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: منوچهر سخایی
ترانه فیلم: زیر گنبد کبود

عروسی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: غلامرضا شاهوردی
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: چهار خواهر
انتشار: تابستان ۱۳۴۶
دست، دست، دست بزن
که عروسی و دومادیه
دست، دست، دست بزن
که دستافشونی و شادیه
عروس چه ناز داره با اون گوشوارهی مروارید
خوشگلتر از ماهه، دل او شده غرق امید
عروس خوش ناز و ادا با اون گلوبند طلا
چه خوشگله، چه دلربا!
دستش تو دست دوماد از روی گلها راه میاد
دلش چو گُل، خرم و شاد، ایشالا مبارکش باد!
به! به! به! به!
گُل بیارین، نقل ببارین
آینه و شمعدون بذارین
در آتش بریزین اسفند و اسفند دونه
عروس خانوم دور باشه از چشم بد زمونه
ناز، ناز، ناز داره
چه خوشقامته و دلربا
باز، باز، باز شده مث غنچهی گُل، اون لبا
الهی تو دنیا مث من نبینه رنگ غم!
الهی که اونها جدا هیچوقت نباشن ز هم!
♫ LP Cover ♫
* * *

باران غم
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
ترانه فیلم: دختر عشوهگر | ۱۳۴۷
از عشق او باران غم ز نگاهم بارد
خواهم یاری دیگر جویَم دل من نگذارد
آتش بارد ز آوایم تا میخوانم
اشک حسرت میبارد از چشمانم
بگرفته رنگ غم، بی او شبهای من
قصهای غمفزا باشد آوای من
نغمهی ساز من ، سوز آواز من
مینشیند به دل چون گوید قصهی راز من
آتش بارد ز آوایم تا میخوانم
اشک حسرت میبارد از چشمانم
به کجا بروم من رسوا
که دگر شدهام تک و تنها
ز که پرسم که او به کجا رفت
ای خدا از بَرِ من چرا رفت؟
* * *

یه روزی ما را فراموش میکنی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: پوران شاپوری
تو و اون دل که مثل شبها سیاهه
تو و اون چشمها که سر تا پا گناهه
تو با اون مهر و وفایی که نداری
قسمتِ ما همه اشکِ همه آهِ
میدونم قلبمو خاموش میکُنی
یه روزَم مارو فراموش میکُنی
تو که میدونی تو این دنیا غریبَم
از تو و از همه عالَم بینَصیبَم
نشو راضی دلمو بازی بگیری
نخواه از من که دلم را بِفَریبَم
میدونم قلبمو خاموش میکُنی
یه روزَم مارو فراموش میکُنی
تو که میدونی برای تو هلاکَم
عاشقِ رویِ تواَم عاشقِ پاکَم
اگه امروز به کنارَم ننشینی
بیگمون فردا میآیی سرِ خاکَم
میدونم قلبمو خاموش میکُنی
یه روزَم مارو فراموش میکُنی
♫ LP Cover ♫
* * *

بیتو فردایی ندارم
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۷
ای همه نیرنگ و بیگانگی!
ای سراپا بیوفایی!
بیش از این افسون به کارم مکُن
خستهام زین آشنایی!
میروم آخر من از شهر تو
در غروبی سرد و غمگین
خسته و آزرده از قهر تو
وز همه غمهای دیرین
ای غروب آرزوهای من
ای غم امروز و فردای من
بی تو فردایی ندارم!
ای لب گویا و خاموش من
مانده آوای تو در گوش من
همچنان در انتظارم!
ای خزان آرزوهایم
بی تو فردایی ندارم
ای غم امروز و فردایم
همچنان در انتظارم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

بازیچه
آهنگساز: همایون خرم
ترانهسرا: تورج نگهبان
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۳
روحم، جسمم شد خسته از بازیچه گشتن
در هر دامی اُفتادن و از خود گذشتن
آزرده روحم از این بیهوده گفتن
بیهوده رازِ خود را در دل نهفتن
خفتن در آرزویِ خوابِ تو دیدن
اما زِ تیرهروزی شبها نخفتن
روحم، جسمم شد خسته از بازیچه گشتن
در هر دامی اُفتادن و از خود گذشتن
ای عشقِ بیثمر، آرامشم مبر! آتش دگر میفروز
عُمری نخفتهام، با کَس نگفتهام زین رنجِ آشیانسوز
[تو کنون مَگُشا زبانِ من
مزن آتشِ غم به جانِ من]
روحم، جسمم شد خسته از بازیچه گشتن
در هر دامی اُفتادن و از خود گذشتن
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *