الهه: پسر عمو

الهه پسر عمو

پسر عمو
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: الهه

* * *
مجموعه ترانه‌های «اقوام و وابستگان خانوادگی!»

* * *

ویگن: ابرو

ویگن ابرو

اَبرو
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
تنظیم‌ آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۱

کمان‌ابروی پیوسته، شکستی!
که افزایی بر آن حُسن خدایی
چه دست نازنین افکنده ای گُل
میان هر دو ابرویَت جدایی؟

می‌کِشدَم زلف کمندت!
می‌کُشدَم برق نگاهت!
سُرمه به چشمان تو ریزد
سایه‌ی مژگان سیاهت!

به روی مرمر پیشانی تو
دویده حلقه‌های زلف باریک
زنَد بر چشم و بر ابرویَت ای گُل
دوصد بوسه ز راه دور و نزدیک

وَسمه کِشی بر اّبرو
سُرمه بر آن چشم سیاهت!
جان بخشد غمزه‌هایت!
دل بِبَرد ناز نگاهت!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

روانبخش: قالیباف

روانبخش قالی باف

قالی‌باف
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: روانبخش

رامین ـ عهدیه: پرستوی امید

رامین عهدیه پرستوی امید

پرستوی امید
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و عهدیه

ویگن: آبادان

ویگن آبادان

آبادان
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده:‌ ویگن
انتشار: ۱۳۳۸

آبادان! آبادان! آبادان!
آبادان! یادت خوش با جانان!
ای سرزمین شادی و رویا
سر بُرده‌ای در آغوش دریا
آبادان!

نام تو زیبا، خاکت گوهرزا
لرزانده شوقت دل‌های شیدا
آبادان!

دارم آرزوی تو
جویَم رَه به سوی تو
آبادان!
از تو مانده‌ام جدا
داری دلبر مرا در دامان
آبادان!

یارم نماند آخر در دیار من
آمد به سوی تو از کنار من
چون سینه‌ی گرم و شعله‌خیز تو
شد پُر شرَر، قلب بی‌قرار من

آبادان! آبادان! آبادان!
آبادان! یادت خوش با جانان!

* * *
نام شهرهای ایران در ترانه‌ها

* * *

رامین ـ گوگوش: قصه آشنایی (ترانه فیلم)

رامین گوگوش قصه آشنایی

قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان

قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان ـ زمستان ۱۳۴۷

این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین

غنچه‌های آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن ـ دلکش: آی گفتی

ویگن دلکش آی گفتی

آی گفتی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن و دلکش
انتشار: ۱۳۳۸

ویگن: دلم می‌خواست تو بودی و صحرا بود
دلکش: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
ویگن: در آن میان، زبان دل گویا بود
دلکش: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

دلکش: دلم می‌خواست تو بودی و مهتابی
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
دلکش: تو بودی و مَه و صفای آبی
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

همخوان:
من به دوش تو، سر برنَهَم تا سحر
تو چو مرغ چمن خوش کنی نغمه سر
تا بهاران رسد، لاله‌ها بردَمد
بلبل خوش‌نوا مژده‌ی گُل دهد

دلکش: چه خوش بُوَد چو آهوان رمیدن
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
دلکش: کنار چشمه با تو آرمیدن
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

ویگن: دلم می‌خواست تو بودی و مهتابی
آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
ویگن: تو بودی و مَه و صفای آبی
آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

همخوان:
از جهان بی‌خبر، مست و مدهوش تو
گویَم از عشق تو قصه در گوش تو
تا بهاران رسد، لاله‌ها بردَمد
بلبل خوش‌نوا مژده‌ی گُل دهد

* * *