
بیا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن و الهه
الهه:
رفتم؛ رفتم
پشیمانم از آزارت؛ رفتم
مکُن هرگز یاد مرا
برو! پیشم دیگر میا
مَبَر نامم بهر خدا
شوی تا از دستم رها؛ رفتم
ویگن:
بیا، بیا!
امید ناامیدیها، بیا!
چرا باشی تو دور از ما؛ بیا!
رفتی از چه رو ای دیر آشنا
بازآ تا نسوزی جان مرا
بیا جانم به قربانت، بیا!
بیا دستم به دامانت بیا!
الهه:
آزارت نمیکنم دگر
بیهوده مکُن به من نظر
عشق من نمیدهد ثمر؛ رفتم
در گوشم مخوان فسانهات
قلبم را مکُن نشانهات
بگریزم ز دام و دانهات؛ رفتم
نوای زار من از دل برخیزد
بنشیند گر بر دل شوری انگیزد
سرشک حسرتها در سینه ریزد
ویگن:
تو همچون سایه ابری
که در یک جا نمیمانی
تو همچون خواب شبهائی
که از چشمم گریزانی
تو از راز نگاه من
غم دل را نمیخوانی
تو عشق سینهسوزم را
نمیدانی، نمیدانی
امید ناامیدیها، بیا!
چرا باشی تو دور از ما؛ بیا!
الهه:
روز و شب چو بلبلی حزین
میسازم نوای دلنشین
میخوانم ز سرما و خزان، رفتم
بیهوده نمیکُنم فغان
میسوزم ز سوز دیگران
در رنجم ز رنج این و آن؛ رفتم . . .
● بر ملودی این آهنگ، ترانهی «گریزان» را با صدای ویگن بشنوید.
* * *

انگشتر سلیمان
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
اگر رسد خدایا
انگشتر سُلیمونی به دستُم
بگیرُم داد دل را
به دشمَنون بفهمونُم که هستُم
سهبار دستی کشُم روی نگینُم
سیاهغولی به چشمونُم ببینُم
اول گویُم که میخواهُم ببینُم
همین السّاعه یار نازنینُم!
دوم گویُم بسازه براش قصر فیروزه
سوم گویُم بمیرن حریفونُم دو روزه!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

دختر شاه پریان
آهنگ: عطاالله خُرم
خوانندگان: رامین ـ بهشته

گریزان (رفتم)
شعر: ناصر صفاالهی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
رفتم، رفتم
گریزانم از دیدارت؛ رفتم
پشیمانم از آزارت؛ رفتم
مکُن هرگز یاد مرا
برو، پیشم دیگر میا
مبَر نامم بهر خدا
شوی تا از دستم رها؛ رفتم
آزارت نمیکُنم دگر
بیهوده مکُن به من نظر
عشق من نمیدهد ثمر، رفتم
در گوشم مخوان فسانهات
قلبم را مکُن نشانهات
بگریزم ز دام و دانهات، رفتم
من خود گرفتارم به رنج و حرمان
ز عشقت بگریزم زار و پشیمان
از عشق و شیدایی هستم گریزان
رفتم، رفتم
من فریاد قلب خویشم؛ رفتم
من سوز دلهای ریشم؛ رفتم
آواز من مشنو دگر
زند بر جان سوز و آذر
نوای حسرتزا بُوَد
ترانهٔ غمها بُوَد؛ رفتم
روز و شب چو بلبلی حزین
میسازم نوای دلنشین
میخوانم فسرده و غمین؛ رفتم
بیهوده نمیکُنم فغان
میسوزم ز سوز دیگران
در رنجم ز رنج این و آن؛ رفتم
نوای زار من از دل برخیزد
بنشیند گر بر دل شوری انگیزد
سرشک حسرتها در سینه ریزد
● بر ملودی این آهنگ، ترانهی «بیا» را با صدای ویگن و الهه بشنوید.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

خواب و خیال
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان
گوگوش:
چون دو مرغ پَر سفیدِ عاشق شیدا
با دل هم قصه گفتند، قصهی غمها
رامین:
این دو روز آشنایی پیچ و خم داره
روز شادی، روز حسرت، روز غم داره
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
رامین:
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
گوگوش:
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
گوگوش:
هرکسی را همدمی
رانَد از دلش غمی
آشنایی دارد آدمی
رامین:
چند روز عمر ما
باشد همچون رویا
زیباترین رویاها!
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
♫ LP Cover ♫
* * *

علیبابا
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
ترومپت: منوچهر بیگلری
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
آه، معشوق تو کنیزکی چون ماه است!
آه، کِی تو را در حریم آن گُل راه است؟!
تو که عاشق بی سر و پایی
بدان که فنای وفایی!
گل ناز تو در حرمسرا
دل خواجه رُبایَد، تو اسیر بلا
دیوانهی رسوا، علی بابا
ز چه رو بنشستی به امید وفا؟
به (چه) شبها که تنها
سر شوریده را بر خاک رَه میگذاری
به غیر از مرغ شب کِی همدمی داری؟
نبینی تو او را
مگر یک شب به (ز) شبها که در خواب تو آید
ولی کِی همچو رویا لحظهای پایَد؟
. . .
. . .
● چهار ورژن از این اثر که علاوه بر تغییرات جزئی در متن ترانه، در سازبندی، نحوهی اجرا و تحریرهای مورد استفاده خواننده، باهم تفاوت دارند.
● متن و ترانهها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

عیادت
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز، نوازنده گیتار و آواز: ویگن
تنظیمکننده: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۳۷
(شعر ترانه در اجرای اول)
در شب بیماری من، آن که چون بختم رمیده
میرسد از ره پریشان، چاک پیراهن دریده
مینشیند در کنارم، میدمد سپیده
خم شود بر بالینِ من چون شاخهی گل خمیده
آن که بُرده رنج بسیار از پی آزردن من
این زمان لرزد دلِ او از خیالِ مُردن من
گویم: «ای مَه تا سپیده دمد، از وفا بنشین کنارم
گو چه حاصل گر نشینی دمی بعد مرگم بر مزارم»
گویمش ای نازنینم خوش نشستی در کنارم
کردهای از من عیادت، ای طبیب غمگسارم
سر به دامن تو امشب سوزد از آتش تن من
ابر چشمم میفشاند ژالهها بر دامن من
آن که بُرده رنج بسیار از پی آزردن من
این زمان لرزد دلِ او از خیالِ مُردن من
(اجرای دوم با تغییراتی در بعضی ابیات)
در شب بیماری من، آن که چون بختم رمیده
میرسد از ره پریشان، چاک پیراهن دریده
مینشیند در کنارم، گویی بنشیند سپیده
سر به بالینم گذارد چون شاخه گل خمیده
آن که بُرده رنج بسیار از پی آزردن من
این زمان لرزد دلِ او از خیالِ مُردن من
گویم: «ای مَه تا سپیدهدمان، از وفا بنشین کنارم
گو چه حاصل گر نشینی دمی بعدِ مرگم بر مزارم»
گویمش: ای نازنینم! خوش نشستی در کنارم
کردهای از من عیادت، ای طبیب غمگسارم
سر به بالین تو امشب، سوزد از آتش تن من
اشک چشمانت ببارد ژالهها بر دامن من»
آن که بُرده رنج بسیار از پی آزردن من
این زمان لرزد دلِ او از خیالِ مُردن من
♫ LP Cover ♫
* * *

بابا کرم (اجرای حسین همدانیان)
از اشعار فولک ایرانی
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
هر قدَر ناز کُنی و ناز کُنی
باز تو دلدار منی!
هر قدَر عشوه کُنی و عشوه کُنی
نوگُل بیخار منی!
هر قدَر چِک بکِشی و سَفته بدی
باز بدهکار منی!
حالا دیگه مال منی!
یار منی و عشق منی!
دیگه و دیگه و بازم دیگه
قلب منی!
قلب منی و روح منی
شیشهی بابا رو نشکنی
نمیشکنم و نمیشکنم!
باباکرم، باباکرم دوستت دارم!
دوستم داری و دوستت دارم!
ای دریغا که ندانسته، گرفتار شدم
اول عیش و خوشی
نزد تو، من خوار شدم!
باباکرم، باباکرم، باباکرم
آخه دوستت دارم و
دوستت دارم و دوستت دارم!
دوستم داری و دوستت دارم!
* * *
نام پسران در ترانههای ایرانی
* * *

بر آسمان نوشته (با صدای عهدیه)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: بر آسمان نوشته
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۷
آن دل که اَسیرِ بلا نشود
سرچشمهیِ مهر و وفا نشود
آن دل که تهی بُود از غمِ دوست
او را خبری زِ خدا نشود
بر آسمان نوشته که:
«وفا با جانِ ما سرشته»
هر دم یاری به یاری آشنا گردد
باغِ هستی پُر از گُلِ وفا گردد
اَشکِ حسرت زِ چشمِ آسمان ریزد
هر دم یاری زِ یارِ خود جدا گردد
[برایِ گفتنِ با دوست، شِکوهها به دلم بود
دریغ و درد که در روزگار دوست ندیدم من]
دانی که به ما زِ چه دل داده خدا
دل داده خدا که کُنی مهر و وفا
تو ای کسی که دل به غمِ دگری ندهی
درختِ بیبری که دگر ثمری ندهی
آن دل که اَسیرِ بلا نشود
سرچشمهیِ مهر و وفا نشود
آن دل که تهی بُود از غمِ دوست
او را خبری زِ خدا نشود
بر آسمان نوشته که:
«وفا با جانِ ما سرشته»
♫ LP Cover ♫
* * *

ارمغان
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۲
آمدم من ز سفرها به دیار تو باز!
به بَرَت آمدم از آن رَه دور و دراز!
همه جا یاد تو بودم بهخدا، روز و شب!
که ز خاک تو جدا نام تو باشد به لب!
خورشید و ماه روشنِ تو
نور خود فِشاند تا بر دامن تو
جانم را خاکت میکِشاند
ارزَد در جهانی، یکدَم دیدن تو
آهنگی خوش است در چنگ من
باشد ارمغان، آهنگ من!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *