
بیم و امید (حیران)
ترانهسرا: ناصر صفااللهی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
در رهی بیگانه اینسان بیسرانجام
در پی امید و شادی میزنم گام
میروم در جستجوی سرنوشتم
طاقتم ده ای خدا تا گیرم آرام
در ورطهی غم گویی چه کنم؟!
ناامید و حیران میرسد به لب، جان
عمرم شده طی در بیم و امید
نبُرده از جهان به جز غم و تلخکامی
مگر دهد خدای من، قرار و آرامی
عشق من تبَه شد، روز من سیَه شد
عمرم شده طی در بیم و امید
فغان از این دل حَزین ز رنج جانکاهم
به من رسان! خدای من، امید و دلخواهم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

افسونگر
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: الهه
باز آن افسونگر، آن رفته از یاد
آمد به یادم، ای داد و بیداد
در سینه غوغا شد دوباره
دل خانهی غمها شد دوباره
من مرغی بودم سرمست و آزاد
آسوده از دام، فارغ از صیاد
دیدی که آخر با خود چه کردم
خود را به دام صیاد آوردم
اکنون منم با جان خسته
با یاد او تنها نشسته
باز این دلِ من آمد به فریاد
از یاد رویش، نفرین بر این یاد
در سینه غوغا شد دوباره
دل خانهی غمها شد دوباره
* * *

پیمانه (ساقی)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
ساقی به خدا خون شد دل ما، کو جام شرابم؟
زین چشم ترم سوزد جگرم، سرمست و خرابم
بُت عشوهگرم، بنشین به بَرم، بنشین ای جانم
شدهام نگران، توچنان دگران از خود مرانم
ساقی! دلم شکستی، آخر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه، جام دگر، پیمانه!
ساقی دستِ من بر دامانِ تو
جانم قربانِ آن چشمانِ تو
پُر کُن بار دگر پیمانهام
بگذر از دنیا و از غم یکدم
ساقی! دلم شکستی، آخر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه، جام دگر، پیمانه!
* * *

ساقی (پیمانه)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن
ساقی به خدا خون شد دل ما، کو جام شرابم؟
زین چشم ترم سوزد جگرم، سرمست و خرابم
بُت عشوهگرم، بنشین به بَرم، بنشین ای جانم
شدهام نگران، توچنان دگران از خود مرانم
ساقی! دلم شکستی، آخر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه، جام دگر، پیمانه!
ساقی دستِ من بر دامانِ تو
جانم قربانِ آن چشمانِ تو
پُر کُن بار دگر پیمانهام
بگذر از دنیا و از غم یکدم
ساقی! دلم شکستی، آخر تو هم که مستی
کمتر گو افسانه، جام دگر، پیمانه!
♫ LP Cover ♫
* * *

دختر تُرکمن
شاعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خُرم
خوانندگان: رامین ـ رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۴
رامش:
ای که اسب کهر داری
چه سودایی به سر داری
توی خورجین خوش رنگت
طلا داری، گوهر داری
نمیدانم اسم تورا
کجا روی تک و تنها؟
رامین:
من که اسب کهر دارم
سودای تو به سر دارم
پلنگ این بر و بومم
که در دامت گرفتارم
خواهی چکار اسم مرا
تو را خواهم از این دنیا
از کوه و صحرا اومدم
بیخبر، تنها اومدم
آمدهام زن بگیرم
دختر ترکمن بگیرم
گر بزنی با بکُشی
بی تو از اینجا نمیرم
رامش:
از چه پریشان شدهای
خسته و نالان شدهای
منم مهرت به دل دارم
تو را از جان خریدارم
نخواهم کس به غیر از تو
تویی یارم، تویی یارم
رامین:
اسب و کلاه و ایل و تبارم فدای تو
رامش:
از زر و زیور هر چه که دارم فدای تو
* * *

دختر چوپان
شعر: سعید دبیری
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: عهدیه
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

حلقه گل
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
تو چون گل نورسی، من باغبانت
تو سبزهی خرمی، من سایبانت
تویی چون شاخهی گل، منم گیاهی
کنون کشیده دامن به آستانهت
کنون کبوترانِ یک آشیانیم
دو مرغ آشیانیم، دو مهربانیم
ازاین سحر تا اون سحر
به چشم هم نظر کنیم
میون کوه و دشت و در
نظر به همدگر کنیم
روی سبزه صفا کنیم
بر بنفشه گذر کنیم
خوش آنکه دامنی زگل ریزم به روی دامنت
خوش آنکه حلقهای ز گل بیفکنم به گردنت
چه خوش که ما دو غنچهی یک شاخه بودیم
به خنده همچو گل، به هم لب میگشودیم
* * *

شاید بیایی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
شاید بیایی، شاید ببینی
رنج شبهای انتظار من
وانگه بخوانی از چهرهی من
رازی از دل بیقرار من
شاید صدای تو، وان خندههای تو
بشکند سکوت شبهای مرا
شاید از دیدارت، چشم افسونکارت
آورد لبخندی لبهای مرا
خواهم یک شب تنها آخر ای آرزویم
در پی جستجویم
پّر گشایی به سویم
گیسوی تو ریزد بوی گلها در بستر من
شاید بیایی، شاید ببینی
رنج شبهای انتظار من
وانگه بخوانی از چهرهی من
رازی از دل بیقرار من
شاید صدای تو، وان خندههای تو
بشکند سکوت شبهای مرا
شاید از دیدارت، چشم افسونکارت
آورد لبخندی لبهای مرا
خواهم یک شب آخر زیر نور ستاره
بنشینی مهربانتر (مهربانتر بنشینی) در کنارم دوباره
دست تو می ریزد در ساغر من
● دو اجرا از این ترانه که علاوه بر تفاوت در نحوهی اجرای خواننده، نکته قابل توجه دیگر اصلاح مصرع «دست تو مِی ریزد» در ورژن دوم است. این مصرع در ورژن اول به اشتباه «دست تو میریزد» خوانده شده است.
● ترانهها و توضیح برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
* * *

پیام به رقیب
شعر: ناصر رستگارنژاد
آّهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶
جان تو جانِ او،
جانم قربانِ او
ای رقیب، ای دشمنِ من
دشمنِ جان و تنِ من
بُردهای زیبای ما را
تو گرفتی جای ما را
لعلِ لبِ او نوشِ تو
گرمایِ عقل و هوش تو
رازِ وفاداری چو من
میخواند او در گوش تو
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
میخواهم از خدایش
که سر نَهم به پایش
من عاشقم برایش
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
او قرارِ جانِ من بود
یارِ همپیمانِ من بود
از برم او را ربودی
در کنارِ او غُنودی
من رفتم و تو آمدی
آتش به جان من زدی
تا بر سرِ پیمان بُوَد
هرگز مکُن با او بدی
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
ز عشق او تو مستی
دل مرا شکستی
برش کنون که هستی
جان تو جانِ او
جانم قربانِ او
♫ LP Cover ♫
* * *

پرستو
شعر: سیروس آرینپور
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: منوچهر سخایی
پرستویی شد و پَرپَر زنون رفت
به صحراهای بینام و نشون رفت
حریفون پیش من با طعنه میگن:
ستاره شد و به طاقِ آسمون رفت
پرستویی شدی پَرپَر زنون رفتی
به صحراهای بینوم و نشون رفتی
به من میگن، به من میگن حریفونم
ستاره گشتی و رو آسمون رفتی
گُلم بودی، گُلم بودی، کجا رفتی؟
تو که جانو دلوم بودی، چرا رفتی؟
هنوزم جای پات مونده لب باغچه
گلوبند طلات مونده سر طاقچه
بگردم من فدای خال سیاه تو
کجا رفتی، خدا پشت و پناه تو
گُلم بودی، گُلم بودی، کجا رفتی؟
تو که جانو دلوم بودی، چرا رفتی؟
* * *