
خواب ناز
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
تنظیمکننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶
[دو زلفونت بُوَد تار رُبابُم
چه میخواهی از این حال خرابُم
تو که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمهشو آیی به خوابُم]
نیمهشب آیی به خوابم
پُرسی از حال خرابم
نرم و شیرین مینّهی پای
روی چشمان پُر آبم
میفشانی گیسوان بر چهرهی من
میگذاری خود سر من را به دامن
میربایی بوسهای شیرین ز رویَم
خود بَرآری در دل خواب، آرزویم
آه! در میان گریه میپرسی ز من از آن لب نوش:
«باز این تو هستی نازنینم کردهای ما را فراموش»
چون ز خواب ناز دوشین سر بُرون آرَم سحرگاه
میکِشم با یاد تو از سینهی افسردهام، آه
عاشق دیوانهی من با دل خونت چه سازم
بشنو این افسانهی من تا شوی آگه ز رازم
نیمهشب در پرتو مهتاب رخشان
بینمت افسرده و خاموش و گریان
میکِشی چون سایهای دامن به سویم
خسته و آزرده میآیی به کویَم
آه! اشک سوزان از سر مژگان
به یاد من مَیفکن
آه! بگذر از افسانهی من
عاشق من، عاشق من
گرچه پنهان گشته
رخسار تو از چشم تَر من
کِی روَد عشق تو بیرون
از دل غمپرور من
● نخستین اجرای این ترانه، خود دارای دو نسخه، یکی همراه با دکلمهای (احتمالا با صدای فرورنده اربابی) یک رباعی از «باباطاهر» و دیگری بدون این دکلمه است.
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

قسم به مهتاب
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴
رامین:
ز بس که دیدهام ز تو نامهربانی
جوانیام شد هدر، حیف از جوانی
رامش:
مرا غمت کرده سیر از زندگانی
تو راز جانسوز من چرا ندانی؟
رامین: شنیدهام که داری قصد جدایی!
رامش: هرگز نبینی از من این بیوفایی
همخوان:
قسم به آه سوزان، به اشک دیده
ما را خدا برای هم آفریده
رامین:
قسم به این آسمان، قسم به مهتاب
که برده چَشم مستت ز چشم من خواب
رامش:
بهخاطر تو عهد یاران شکستم
از همهکس بُریدم، دل بر تو بستم
رامین: خدا من و تو از هم جدا نخواهد
رامش: اگر تو هم بخواهی، خدا نخواهد!
همخوان:
قسم به آه سوزان، به اشک دیده
ما را خدا برای هم آفریده
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

راز دریا
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴
رامین:
گُل شفق سحرگهان چون دل من شکفته
قایق ماهیگیرا در بستر ساحل خفته
ببین که موج دریا بُود خروشان
رامش: در آن نهفته رازی که گشته جوشان
تو راز دریاها را از موج غمش میخوانی
چرا ز موج اشک من راز دلم نمیخوانی!
همخوان:
خدا کُند پیدا شود دستی در این میانه
که دست ما دهد به هم بیمحنت زمانه
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه اولینبار با تنظیم و شعر نسبتاً متفاوتتری با صدای عارف و بهشته و در فیلم «وسوسه» (اکران زمستان سال ۱۳۴۳) با نام «عروس دریا» منتشر شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *

بر آسمان نوشته (با صدای مهستی)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: عهدیه
آن دل که اسیر بلا نشود
سرچشمهی مهر و وفا نشود
آن دل که تُهی بود از غم دوست
او را خبری ز خدا نشود
بر آسمان نوشته که:
وفا با جان ما سِرشته
هر دم یاری به یاری آشنا گردد
باغ هستی پُر از گل وفا گردد
اشک حسرت ز چشم آسمان ریزد
هر دم یاری ز یار خود جدا گردد
دانی که خدا ز چه دل داده به ما؟
دل داده به ما که کُنی مهر و وفا
تو ای کسی که دل به غم دگری ندهی
درختِ بی بری که دگر ثمری ندهی
* * *

رویای نقش بر آب
ترانهسرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: رامین و گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۷
ترانه فیلم: شب فرشتگان
گوگوش:
چون دو مرغ پَر سفیدِ عاشق شیدا
با دل هم قصه گفتند، قصهی غمها
رامین:
این دو روز آشنایی پیچ و خم داره
روز شادی، روز حسرت، روز غم داره
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
رامین:
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
گوگوش:
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله!
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
گوگوش:
هرکسی را همدمی
رانَد از دلش غمی
آشنایی دارد آدمی
رامین:
چند روز عمر ما
باشد همچون رویا
زیباترین رویاها!
همخوان:
این چند روز دنیا مثل خواب و خیاله
هر نقشی آدم میزنه، نقش بر آبه!
♫ LP Cover ♫
* * *

سلام، ای عشق
ترانهسرا: ثریا شکیبایی
آهنگساز: عطالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: طلوع
ضبط: پاییز ۱۳۴۸
ای عشق!
ای عشق!
ای مهربانترین کلام خدا
سلام، سلام!
تو مرا به زندگی پیوند میدهی
ای عشق، ای عشق!
آه، تمام وجودم از تو لبریز است
زندگانیام بیتو غمانگیز است
دوستت میدارم
سلام، سلام ای عشق!
♫ LP Cover ♫
* * *

مرغ طوفان
شعر: ناصر صفا الهی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷
در غوغای طوفانها، در اوج آسمانها
پَر کِشد آسان مرغک طوفان
میتازد بر زمانه، خندد بر این افسانه
در دل طوفان، شاد و نوا خوان
کی ترسد از جان، کی گردد نالان در قلب آسمان
نه بیم از طوفان، نه خوف از باران، مغرور وشادان
بر دریا، شهپرها بشکسته در موج آب
بس مرغان، هراسان بنشسته روی گرداب
چون مرغ طوفان، کی ترسم از جان
در اوج محنت، باشم من خندان
مانم شاد و بیپروا در دست غمها
چون سنگ خارا در زندگانی
هر دم با ناامیدی، من در نبردم
عمری سر آرم با شادمانی

نوای شادی
شعر: ابوالقاسم حالت
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن
نوای شادی
ترانهسرا: ابوالقاسم حالت
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
اجرا: ۱۳۴۲
خزان شد چون بهاران
که اکنون زین گلستان
گُلی زیبا برآمد
بهاری دیگر آمد
ز هر کران بَرآید نوای شادمانی
دلانگیز و طربزا چو رویای جوانی
فُروزد هر طرف رنگینچراغی
چو گُلهایی که افروزد به باغی
خزان شد چون بهاران
که اکنون زین گلستان
گُلی زیبا برآمد
بهاری دیگر آمد
فروزان شد دل ما
ز شادی، محفل ما
همهجا، هر طرف جشن دلآرا
به شوق روی آن گُل، شده برپا
. . .
* * *

ای خورشید
ترانهسرا: ثریا شکیبایی
آهنگساز: عطالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: طلوع
ضبط: پاییز ۱۳۴۸
بشنو اکنون قصّهای شیرین
قصّهی دریاچهی رنگین
قصّهی دریاچه و خورشید!
آن زمان، دریا بود تنها
تا گُل خورشید گشت پیدا
لب خورشید، گُل شد و خندید
عشق دریا در دلش جوشید!
آه، ای خورشید!
ای گُل خوشرنگ دشت آسمان!
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید!
سینهی من، بستر نرم تو ای خورشید!
این دل من خانهی گرم تو ای خورشید!
آه، ای خورشید!
ای گُل خوشرنگ دشت آسمان!
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید!
♫ LP Cover ♫
* * *

آرزو
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: غلامعلی روانبخش