ویگن: جنگل تنهایی

ویگن جنگل تنهایی

جنگل تنهایی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰

من که جنگل بُوَد منزلم
از جدایی، پریشان‌دلم
دیگر محزون شد دلِ شادم
این تنهایی، برده ز یادم
عشق و شور و سخن

جنگل با خاموشی غمگین
ریزد شب‌ها سایه‌ی سنگین
بر تن خسته‌ی من

نه لبخندی، نه دیداری!
نه پیغامی ز دلداری!

من که جنگل بُوَد منزلم
از جدایی، پریشان‌دلم
حال از این جنگل می‌گُریزم
تا ژاله‌ از چشمان نریزم
آه از غمِ یار عزیزم!

* * *

ویگن: الهه‌ی نازم (عشق و افسانه)

ویگن الهه نازم

الهه نازم (عشق و افسانه)
ترانه‌سرا: هوشنگ شهابی
آهنگساز: اسپانیایی
تنظیم‌کننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷

در آسمان عشق من ستاره‌ای نو دَمید
چشمان افسونگر وی می‌دهد بر من نَوید

غنچه‌های مِهر او در باغ دل، شکُفته شد
سُکرِ باده‌ی وفا در جامِ جان، نهُفته شد

بشنو نغمه‌ی ساز من
گویَد با تو، او راز من
ای الهه‌ی نازم!
بشنو آواز من!

جادوی آن دو چشم مَست
عشق من، افسانه کرد
از کف، صبر و تابم رُبود
باز مرا دیوانه کرد

چون مرغ پَر شکسته‌ای
در دام آن فُسونگرم
گر او دارد قصد جان
از قید جان بگذرم
. . .
. . .

● این ترانه در سال ۱۳۴۵، توسط گروه «اعجوبه‌ها» با تنظیمی متفاوت‌ و با صدای جمشید علیمراد بازخوانی شد. (در اینجا بشنوید).
● نکته قابل توجه در اصلاح متن ترانه، کلمه‌ی سُکر (= مستی، مدهوشی) در ترکیب «سُکر باده‌ی وفا» است که در اکثر منابع این مصرع را اشتباهاََ «صبح باده‌ی وفا» در نظر گرفته‌اند. (متن و توضیحات برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: عروس

ویگن عروس

عروس
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۷

خوش ‌از بَرِ ما رفتی آسان
می‌خَرامی دامن‌کِشان
در جامه‌ی نوعروسان

شور می‌افزاید نغمه‌ی ساز
از هر سویی خیزد آواز
از چشمانت می‌ریزد ناز

برمی‌خیزد خوش‌نوای «مبارک باد»
دلها شود سرمست و شاد
در این میان، تنها منم رفته از یاد
آرزویَم رفته بر باد!

نُقل و سکه و گُل می‌ریزد
از هر سو به سر و رویَت
اشک شادی و غم می‌ریزد
از آن دیده‌ی جادویَت

خوش ‌از بَرِ ما رفتی آسان
می‌خرامی دامن‌کِشان
در جامه‌ی نوعروسان

کز مِهر ما بُریده‌ای
دلم به خون کشیده‌ای
با دیگری بستی پیمان
خوش می‌روی آرامِ جان

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عارف ـ عهدیه: جوانی هم عالمی دارد (ترانه فیلم)

عارف عهدیه جوانی هم عالمی دارد

جوانی هم عالمی دارد
ترانه‌سرا: علیرضا طبائی (شهرام)
آهنگ: عطاالله خرم
خوانندگان: عارف ـ عهدیه
ترانهٔ فیلم: جوانی هم عالمی دارد

زمانه شد به کام ما
مِی طرب به جام ما
فتاده مرغ آرزو
به دام ما‌، به دام ما
دمَد ز عشق و آرزو
ستاره‌ها به شام ما

از آسمان، گویی شکوفه می‌بارد
جوانی‌ام با تو چه عالمی دارد!

کنون رسد به گوش ما
ز آسمان، سرود مهربانی
شکفته در نگاه ما
سپیده‌ی بهار زندگانی
بهار آرزو تویی
تو عشق و آرزوی جاودانی

از آسمان، گویی شکوفه می‌بارد
جوانی‌ام با تو چه عالمی دارد!

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: شوخ

عارف شوخ

شوخ
ترانه‌سرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۹

زمستون رفت و لاله سر درآورد
کبوتربچه بال و پَر درآورد
پرستو باز اومد در کُنج هشتی
تو اون شب رفتی اما برنگشتی!

تو که شوخ و قشنگ و دلربایی
تو که خوشگل‌ترین خوشگلایی
خودت گفتی سر شب منتظر باش
خروسخونه عزیز من، کجایی؟!

گلوبند زر انداز
پاشو چادرو سر انداز
میام تو کوچتون باز
پنجره رو بذار باز

اگر دیدی که من کبریت کشیدم
چراغ بادی رو فوت کُن!
کدوم شب بود قرار، اون شب که گفتی
گل میخک‌و سوت کُن!
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *
نوذر پرنگ، از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

* * *

گوگوش: چرا حاشا کنم

گوگوش چرا حاشا کنم

چرا حاشا کنم
ترانه‌سرا: رضا شمسا
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۷

تو را می‌خواهد دلم، چرا که حاشا کنم؟
شوم همه دیده تا تو را تماشا کنم!
قسم به عشق خدایی ما
خدا نیارد جدایی ما!
شکوفه‌باران کُنم ز خنده بزم تو را
تو هم نوازش کُنی به بوسه موی مرا!
شراب نوشِ عشق تو نوشم
تو را به عالم نمی‌فروشم!
یاد تو در خواب و در بیداری، منم!
آن‌که با تو دارد سر یاری، منم!
. . .

* * *

ویگن: جانم به قربانت (آرزوی محال)

ویگن جانم به قربانت آرزوی محال

جانم به قربانت (آرزوی محال)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰

آری، این آرزو محال است
دیدار تو دگر خیال است
از زندگی خواهم او را
زیباعروس آرزو را
به نیمه‌های شبها تویی خیال و خوابم!
چو بردمَد سپیده، تویی، تو آفتابم!

من همچون ابر پریشانم
از دریا دورم، بی‌سامانم
ما را رها نکن ای گُل!
از خود جدا نکُن ای گُل!
عُمرم فنا نکن ای گُل!
دستم به دامانت
زین بخت تیره حیرانم
از عالمی گریزانم
چون غنچه سرگریبانم
جانم به قربانت

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

منوچهر سخایی: آلاچیق

منوچهر سخایی آلاچیق

آلاچیق
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: منوچهر سخایی

روزی در پای آن سبزه و گلها
در سایه‌ی آن آلاچیق زیبا
به روی چمن بنشستیم
پیمان وفا با هم بستیم
می‌ریخت از شاخه چه گلها بر دامن تو
می‌زد صد بوسه صبا بر پیراهن تو
دریغ از آن سرگذشت
وان عشقی که افسانه گشت

بی‌تو دیگر آن آلاچیق زیبا
گردیده سرد و خاموش و غم‌افزا
پیچک‌ها خشک و پژمرده
در موج غمها افسرده
بازآ! چون بی‌تو دگر آن خلوتگه ما
ویران شد، خاک سیاهی ز آن مانده به جا
رفتی و درهم شکست
تار و پودش از هم گُسست
دریغ از آن سرگذشت
وان عشقی که افسانه گشت

* * *

 

گوگوش: ایوای چه بد شد!

گوگوش ایوای چه بد شد

ایوای چه بد شد!
ترانه‌سرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۴۶

یه یار باوفا داشتم
دوستش قد خدا داشتم
لپاش قرمز مثال خون
لباش نازک مثل قيطون
چه پایی داشت، چه دستی داشت
عجب چشای مستی داشت
با هم قول و قرار داشتیم
با هم قصد فرار داشتیم

نمی‌دونم چه پیش اومد، که یک شب زیر قولش زد
من‌و تنها گذاشت، ای‌وای چه بد شد!
روی حرفش پا گذاشت، ای‌وای چه بد شد!

یه شب وقتی که دست من، زدو گلدونِ گل افتاد
دلم در سینه زد فریاد، همین روزو گواهی داد
هنوز با خود می‌گم حالا، میآد از پله‌ها بالا
نگام می‌افته روی پرده، نه دیگه برنمی‌گرده

* * *