
آسمون با من و تو قهره دیگه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: صدرالدین مهوان
خواننده: داریوش
شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونهی درده
تو رو بیمن، منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو دلم این همه غم جا نمیگیره
چی به جز غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دَوُنده، دیگه دیره
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
تو میگی نامه نوشتی نرسیده
از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکهام همه رو نامه چکیده
آسمون با من و تو قهر دیگه
هر کدوم از ما تو یک شهر دیگه
♫ LP Cover ♫
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

چشم من
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: داریوش اقبالی
چشم من بیا منو یاری بکُن
گونههام خشکیده شد، کاری بکُن
غیرَ گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکُن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تمومِ ابرای آسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشمِ من
تا چشام به حالِ من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
قصهی گذشتههای خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشکِ حسرت ببارم
دلِ هیشکی مثلِ من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشکشو کم میاره
خورشیدِ روشنِ ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همهجا رنگِ سیاه ماتمه
فرصتِ موندنمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
سرنوشت، چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لبِ بسته، سینهی غرقِ به خون
قصهی موندنِ آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دلِ من گریه میخواد
داراب ۱۳۷۱ ـ ۱۳۷۰
نیاز به گفتن نیست که ترانههای «چشم من» و «دستای تو» چرا، چگونه ساخته شدند. هر دوی این مرثیهها، در سوگِ رستم قصههایم ـ پدرم ـ سروده شدهاند که حتی مصیبتِ نداشتنش را نتوانستم سیر گریه کنم و این دریغ مرا تا آخرِ عمر شکنجه میدهد که چرا در آخرین لحظهها با او نبودم.
[صفحات ۴۱ تا ۴۳ «از ریشه تا همیشه، گزینهی سی سال ترانههای اردلان سرفراز»، نشر البرز ـ آلمان]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

جگرم
شعر: سعدی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

خونه
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
تنظیم آهنگ: محمد اوشال
خواننده: داریوش اقبالی
[به آوازخوانِ غربتِ من، پسرم مزدک]
خونه این خونهی ویرون
واسه من هزار تا خاطره داره
خونه، این خونهی تاریک
چه روزایی رو بهیادم میاره
اون روزا یادم نمیره
دیوارِ خونه پُر از پنجره بود
تا افق، همسایهی ما
دریا بود، ستاره بود، منظره بود.
خونه، خونه جای بازی برای آفتاب و آب بود
پُرِ نور واسه بیداری، پُرِ سایه واسه خواب بود
پدرم میگفت:
«قدیما کینههامون رو دور انداخته بودیم
توی برف و باد و بارون، خونه رو با قلبامون ساخته بودیم.»
خونه عشقِ مادرم بود
که تو باغچهاش گُلِ اطلسی میکاشت
خونه، روحِ پدرم بود
چیزی رو همپای خونه دوست نداشت
سیلِ غارتگر اومد
از تو رودخونه گذشت
پُلا رو شکست و بُرد
زد و از خونه گذشت
دستِ غارتگر سیل
خونه رو ویرونه کرد
پدرِ پیرمو کُشت
مادرو دیوونه کرد
حالا من موندهم و این ویرونهها
پُرِ خشم و کینهی دیوونه ها
منِ زخمی، منِ خسته، منِ پاک
مینویسم آخرین حرفو رو خاک:
«کی میاد دست توی دستم بذاره
تا بسازیم خونهمون رو دوباره؟»
[از کتاب: زمزمههای یک شب سی ساله، گزیدۀ اشعار، نشر نکیسا ـ آمریکا، ص ۲۸ تا ۳۰]
♫ LP Cover ♫
* * *
در بارهٔ ترانه «خونه» در این سایت
* * *

غم، مهمان ناخوانده
شعر: عباس کارگر
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی
غم اومده خونهی من
انگشتو بَر دَر میزنه
مهمونِ ناخووندهی من
هر شب به من سر میزنه
این غمهِ که دَر میزنه
دلم براش پَر میزنه
مهمونِ ناخوندهی من
هر شب به من سر میزنه
زندگی زندونهِ منهِ
بعد از خدا، گواهِ من
چشمای گریونِ منهِ
ای غم ببا، ای غم بیا
خوش اومدی خونهی من
یه وقت نشه هوس کُنی
بری خونهی یارِ من
دل کوچیکش جای تو نیس
خونهی تو دلِ منه
جای تو ای غم همیشه
در قلب و محفل منه
ای غم ببا، ای غم بیا
خوش اومدی خونهی من
بیا که تا آروم بشه
این دلِ دیوونهی من
♫ LP Cover ♫
* * *

جنگل
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: خورشید در مرداب
پُشتِ سر، پُشتِ سر،
پُشتِ سر جهنمه
روبرو، روبرو
قتلگاهِ آدمه.
روح جنگلِ سیاه،
با دستِ شاخههاش داره،
روحمو از من میگیره
تا یه لحظه میمونم
جغدا تو گوشِ هم میگن:
«پلنگِ زخمی، میمیره»
راهِ رفتن دیگه نیست
حجلهی پوسیدنِ من
جنگل پیره!
قلبِ ماهِ سر به زیر
به دار شاخهها اسیر
ـ غروبشو من میبینم ـ
ترس رفتن تو تنم
وحشتِ موندن تو دلم
خوابِ برگشتن میبینم.
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایهی دشمن میبینم
پُشتِ سر، پُشتِ سر،
پُشتِ سر جهنمه
روبرو، روبرو
قتلگاهِ آدمه.
♫ LP Cover ♫
* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «جنگل» در این سایت
* * *

پنجره
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: علی کنکوری
با چشای بیفروغ
میونِ راست و دروغ
خودمو گُم میکُنم
توی این شهر شلوغ
پچپچ آدمکا
بسکه تو هم میدُوهِ
دیگه فریادِ منو
سایهم هم نمیشنوهِ
صدای زنجیر تو گوشم میخونه:
تو داری از قافله دور میمونی
سر تو خَم کُن که درآ وا میشن
تا بگی «نه»، پُشتِ کنکور میمونی
من میخوام مثل همه
ساده زندگی کُنم
چادر موندنمو
هر جا خواستم بزنم
تو این دریا نمیخوام
نهنگِ کوری باشم
پشتِ این درهای قفل
«علی کنکوری» باشم
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *

تلافی
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش
عاقبت ظلم تو رو یه روز تلافی میکُنم
اشکامو پاک میکُنم با دل تبانی میکُنم
میاد اون روزی که تو قهر دلمو رو ببینی
چشماتو باز بکُنی حقیقتو خوب ببینی
میاد اون روزی که من نامه هاتو پاره کُنم
میاد اون روزی که من غم دلمو چاره کُنم
اگه اون روز برسه منم برات ناز میکُنم
با غم و غصه و دردم تو را دمساز میکُنم
اگه دل تاب بیاره منم به اون روز میرسم
روی ابرها میشینم به آسمونها میرسم
تو میخوای تا میتونی دل منو خون بکُنی
با رقیبام بشینی منو تو دیوونه کُنی
اما هر روزِ خوشی تنگِ غروبی هم داره
شبای سرد و سیاه صبحِ سپیدی هم داره
میاد اون روزی که من نامه هاتو پاره کُنم
میاد اون روزی که من غم دلمو چاره کُنم
♫ LP Cover ♫
* * *

حسود
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی
تو سینه این دل من میخواد آتیش بگیره
مونده سر دوراهی، چه راهی پیش بگیره
یکی حالا پیدا شده قدر اونو میدونه
رگِ خوابِ یار منو رقیبِ من میدونه
وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
نمیتونه مرغ دلم از حسودش بخونه
نمیدونه روی کدوم شاخه باید بمونه
اگه یه روز ببینم کسی براش میمیره
حسودی رو میاره دلم آتیش میگیره
میترسم حرفای خوبی توی گوشش بخونه
میترسم اون تا به سحر تو خلوتش بمونه
وای دارم آتیش میگیرم
دیگه از غصه و غم
دلم میخواد بمیرم
وای اگه برگرده پیشم
براش پروانه میشم
ازش جدا نمیشم
♫ LP Cover ♫
* * *

گذشتههای دور
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی
یادمه بچه بودیم تو گذشتههای دور
اون زمون که قلبِ ما پُر بود از شادی و شور
روزی که تو رو دیدم موهاتو بافته بودی
با گُل سفیدِ یاس گلوبند ساخته بودی
بعد از اون روزِ قشنگ از خدا راضی شدم
از دَمِ صبح تا غروب با تو همبازی شدم
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم بههم زدیم روز و هفتهها گذشت
یادمه روی درخت دو تا دل کَنده بودیم
سالِ بعد، از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقهها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخهها
♫ LP Cover ♫
* * *