
در مجموعۀ ترانههای خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانههای ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دورهای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطرههای ماست.

در مجموعۀ ترانههای خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانههای ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دورهای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطرههای ماست.

از قرار رواج بازار «بازخوانی ترانههای معروف و محبوب مردم» [+] فقط در دوبارهخوانی ترانههای قدیمی و خوانندههای نسل قبل نیست؛ در سالهای اخیر ترانههایی از ساختههای مشترک شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده نیز در جای خود رونق این بازار از صدا شدهاند. گرچه این متاع همیشه بر بساطی شایسته و درخور چیده و ارائه نمیشود.

در تقویم ایرانی، هفت روز هفته، با روز شنبه شروع میشود. در کارنامۀ ترانهسرودههای «شهیار قنبری» اما با «جمعه»، در سال ۱۳۵۰. ترانۀ «هفتۀ خاکستری» سه سال بعد از «جمعه» سروده شده است.

از قرار رواج بازار «بازخوانی ترانههای معروف و محبوب مردم» فقط در دوبارهخوانی ترانههای قدیمی و خوانندههای نسل قبل نیست؛ در سالهای اخیر ترانههایی از ساختههای مشترک شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده نیز در جای خود رونق این بازار از صدا شدهاند. گرچه این متاع همیشه بر بساطی شایسته و درخور چیده و ارائه نمیشود.

کاردگردان و تیتراژ: امیر نادری، دستیار کارگردان: عبدالله غیاثی، فیلمنامهنویسها: امیرنادری، ناصر نویدر، مدیر فیلمبرداری و تدوینگر: علیرضا زریندست، دستیار فیلمبردار: بهرام مولایی، متصدی نور، رضا پاکزاد، سرپرست گویندگان: ایرج ناظریان، امور فنی: استودیو ایران فیلم، صدا و افکت: فرامرز رسولی، دستیار: علی لطفعلی، میکساژ: روبیک منصوری، موسیقی متن: اسفندیار منفردزاده، ارکستر: گروه بلاککتز، اجرا: محمد اوشال، شعر: شهیار قنبری، خواننده: فرهاد، چاپ و لابراتوار: حسین نوری، دستیاران: علی مختاری، صمد بلاژحق، زمانی، قطع نگاتیو: محمود تبریزی، عکاس: نیما. مدیر تولید: باربد طاهری، دکور: کیوان کامرانی، گریم: یونس سلطانی، تهیهکنندگان: عباس شباویز، باربد طاهری، بازیگران: سعید راد، ذکریا هاشمی، جلال پیشواییان، وجستا (سوسن سرمدی)، ایرن، میرمحمد تجدد، خسرو شترنگ، جهانی، علی پروانه، مهری ودادیان، فرهاد یزدان، ضیا، مدت زمان: ۱۰۱ دقیقه، محصول: آریانا فیلم، سال نمایش: ۵ آبان ۱۳۵۰ ـ سینماهای: نیاگارا، اروپا، میامی، الوند، کیهان، مارلیک، ری، فردوسی، اورانوس، قصر شیرین، قصر طلایی، آسمان آبیو سیلوانا.

ناصر (ذکریا هاشمی) پس از مرخصشدن از زندان بهسراغ دوست قدیمیاش خسرو (سعید راد) میرود. آندو به همراه جلال (جلال پیشواییان) تصمیم میگیرند تا به یک جواهر فروشی دستبرد بزنند. آنها شبانه نقشهی خود را عملی میکنند و با سوراخ کردن کف یکی از اتاقهای مسافرخانهی پالاس، که بالای جواهر فروشی است، مقداری جواهر میدزدند. ابتدا جلال به ناصر نارو میزند و بعد خسرو با مضروب کردن جلال کیف حاوی جواهرها را به خانهی نامزدش پروانه (وجستا) میبرد. ناصر و جلال سراغ خسرو میروند و در خانهی نامزدش با او درگیر میشوند. کیف جواهرها به دست جلال میافتد، اما قبل از آنکه او موفق به فرار شود بهدست ناصر کشته میشود. ناصر که قصد دارد با قظار به جنوب برود در ایستگاه راهآهن با حسرو رو بهرو میشود. ناصر با ضربهی چاقو خسرو را از پا درمیآورد و خودش با گلولهی پلیس زخمی میشود. [عباس بهارلو، فیلمشناخت ایران، جلد اول]
* * *
از «جمعه» تا «جمعه» (تاریخچهٔ ترانهٔ جمعه)
* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»
* * *

به سنت روزهای آخر سال داشتم دفتر و پوشههای قدیمی را «خانهتکانی» میکردم! که برخوردم به این بریده روزنامه. رنگ رخسارش خبر از گذشت زمان میداد. یادم نیست کدام روزنامه بود و دقیقا مربوط به چه روز و سال است. شاید یکی از سالهای نیمۀ پنجاه در ایران و احتمالا روزنامۀ کیهان آن دوران. دو خبر در این بریده از آن روزنامه آمده است. یکی:
ادامه خواندن «کودکانه»، یادماندههای جوانسالی به دوران پیرانهسری

اسیر شب
شعر: عباس صفاری
آهنگ: محمد اوشال
خواننده: فرهاد مهراد
جغد بارون خوردهای تو کوچه فریاد میزنه
زیر دیوار بلندی، یه نفر جون میکَنه
کی میدونه تو دلِ تاریک شب چی میگذره
پای بردههای شب اسیر زنجیر غمه
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
من اسیر سایههای شب شدم
شب اسیر تور سرد آسمون
پا به پای سایهها باید برم
همهشب به شهر تاریکِ جنون
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
چراغ ستارهی من رو به خاموشی میره
بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره
تاریکی با پنجههای سردش از راه میرسه
توی خاکِ سردِ قلبم بذرِ کینه میکاره
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
مرغ شومی پشت دیوار دلم
خودشو اینور و اونور میزنه
تو رگهای خستهی سردِ تنم
ترسِ مُردن داره پَرپَر میزنه
دلم از تاریکیها خسته شده
همهی درها به روم بسته شده
♫ LP Cover ♫
* * *
یادنامهی «فرهاد مهراد» در این سایت
* * *

مرد تنها
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفرد زاده
خواننده: فرهاد مهراد
ترانه فیلم: رضا موتوری [+]
با صدای بیصدا،
مث یه کوه بلند،
مث یه خواب کوتاه،
یه مرد بود، یه مرد.
با دستهای فقیر،
با چشمهای محروم،
با پاهای خسته،
یه مرد بود، یه مرد.
شب، با تابوت سیاه،
نشست توی چشمهاش؛
خاموش شد ستاره،
افتاد روی خاک.
سایهش هم نمیموند
هرگز پشت سرش؛
غمگین بود و خسته،
تنهای تنها.
با لبهای تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره
قطره
قطرهی آب
قطرهی آب.
در شب بیتپش
اینطرف، اونطرف
میافتاد تا بشنفه
صدا
صدا
صدای پا
صدای پا.
* * *

شبانه
(کوچهها باریکن)
شعر: احمد شاملو
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: فرهاد مهراد
کوچهها باریکن
دُکّونا بستهس،
خونهها تاریکن
تاقا شیکستهس،
از صدا افتاده تار و کمونچه
مُرده میبرن کوچه به کوچه.
نگا کن! مُردهها به مُرده نمیرن،
حتا به شمعِ جونسپرده نمیرن،
شکلِ فانوسیین که اگه خاموشه
واسه نَفنیس، هَنو یه عالم نف توشه.
جماعت! من دیگه حوصله ندارم!
به «خوب» امید و از «بد» گله ندارم.
گرچه از دیگرون فاصله ندارم،
کاری با کارِ این قافله ندارم!
♫ LP Cover ♫
* * *
یادنامهی «فرهاد مهراد» در این سایت
* * *
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»
* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *