
از تو میپرسم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: ویگن
از تو میپرسم بیوفای من
آشنایِ ناآشنایِ من
من شکستهام عهد، یا تو!؟
شاهدِ من این دلِ من
خود تو میدانی چه کردی
با دلِ بیحاصلِ من
من اگر پیمان شکستهام
یا که مهر تو گسستم
از تو میپرسم بیوفای من
ای که در خوبی و پاکی
خوشتر از آینه هستی
از چه رو آن عهد و پیمان را شکستی
تو چنان بوی گلها، بر سیاهی شبها
وسوسهانگیزی
با دو چشم دروغین، با آن نگاه غمگین
وه! چه رویاخیزی
. . .
* * *

باور کن (ای برده از یادم)
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸
باور کن جز عشق تو در سینه ندارم من!
جز چشمان مست تو آیینه ندارم من!
گرچه شکستی این دل سرمستِ عشقم
از تو خدا داند در دل، کینه ندارم من!
این رفتن تو، چه بیخبر بود
تقدیر ما در دست سفر بود
ای بُرده از یادم
خواهم که همچون ابر بهاری
باران شادی بر من بباری
ای داده بر بادم
باور کن جز عشق تو در سینه ندارم من!
جز چشمان مست تو آیینه ندارم من!
گرچه شکستی این دل سرمستِ عشقم
از تو خدا داند در دل، کینه ندارم من!
تو آن آرزو پردازی
مست حُسن و نازی
شعر دلنوازی!
همچو مرغک شبخوانم
بیتو سرگردانم
موج بیسامانم!
. . .
* * *

در راه او
شعر: کیمیا
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
گر شوم شبی شبنمی با گُلی سر آرَم
چون سحر شود، افکنم هستیام به پایش
گر شوم دمی آینه تا کنَد نگاهم
چون نگه کنَد، از خوشی جان کنم فدایش!
یک شب اگر که باشم من شمع بزم یارم
در عشق او بسوزم تا آن که جان سپارم
او چو باده نوشد، گر شوم چو جامی
جان دهم ز شادی، لب نبُرده بر لب
او چنان سپیده گر که رخ نماید
جان کنم نثارش من به سان کوکب
گر چو موج دریا سوی من سر آرَد
خود منم به طوفان آن که جان سپارد
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

قلب طلا
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۶
انگشتری زیبا ز طلا داری
یاقوتی همرنگ دل ما داری
بر دست خود داری دستبند فیروزه
در سینهی سیمین، قلب طلا داری
ای ز سر تا پا بلا
دستبند طلا، گیسو طلا
میبرَد نازت جدا دل
حُسن روزافزون جدا
من ندانم دیگر ای زیبا
چه خواهی از خدا
تو در اوج دلربایی
من کجا و تو کجا!
من ندارم دگر به دنیا گوهری جز دلم، دریغا
که سزای تو باشد و به پایت اندازم
تو که هستی چنین خودآرا
نازنینا بگو خدا را
به جز از دل چه هدیهای نثار تو سازم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

خزان آشنایی
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
باد مهرگان برگ زردی از شاخهای جدا میکُند
برگ بینوا از چنین جفا شکوه با ما میکُند
گوید او: چه شد نوبهار من
شادی روزگار من؟
شد همه به باد آرزوی من
همره بهار من
ای که دلخواهی و دلسِتانی
جلوهگر چون مَه آسمانی
بیخزان کی بُوَد نوبهاری
کی بُوَد حُسن تو جاودانی
ای رُخت، امید هستی
ساغر دلم شکستی
خستهجانم از جدایی
در خزان آشنایی
گر ببینم از تو رویی
دل رسد به آرزویی!
* * *

کبوتر فراری
شعر: کریم فکور
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: پوران

تو قهری و من آشتی
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۶
تو قهری و من آشتی
جای آشتی نذاشتی!
نه محبت کردی با من
نه سر یاری تو داشتی!
تو سیهگیسو فتنهگری
ز دل عاشق، بیخبری!
تو بگو جز آزار دلم
چه بَری از قهرت ثمری؟
بهخدا محو صفای توام!
مست چشم زیبای توام!
چه کُنم، من دیوانهی آن
قهر و ناز بیجای توام!
تو قهری و من آشتی
جای آشتی نذاشتی
نه محبت کردی با من!
نه سر یاری تو داشتی!
اینهمه ناز بیجا کاش که نمیداشتی!
عشوه و افسون با ما کاش که نمیداشتی!
خشم تو بیجا، قهر تو زیبا دامن دلها گرفته!
زلف سیاهت بر رُخ ماهت راه تماشا گرفته!
. . .
* * *

از دل بگو
شعر: امیر جنتیعطایی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: الهه

هراز پر (جاده هراز)
بر وزن ترانه «کلاغ پر»
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: سلیمان اکبری
خوانندگان: حمید قنبری ـ گوگوش
انتشار: بهار ۱۳۴۸
[مرد: آخ که پدرم دراومد
زن: چی شده؟!
مرد: رفته بودم مسافرت…
زن: خب حالا چرا به این روز افتادی؟!
مرد: میگم از جاده هراز اومدم!
زن: ای وااای خدا نصیب نکنه!
مرد: نمیدونی چه جادهایه!]
بیرون شهر تهرون، اون طرفای میدون
زن: یه جعدهی (=جاده) درازه، اسمش راه هرازه
مرد: دستاندازه سراپا، چشم نخوره ایشالا
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: هرکی از اونجا رفته
تو چالههاش نیفته
بگو ایشالا!
زن: ایشالا!
[مرد: جاده قربونش برم عین لرزونک همینجور میلرزه!]
آسفالت جعده اعلاست
چون جیگر زلیخاست!
زن: ماشین نمیشه پنچر
اگه گفتی چیچیش پَر؟!
مرد: لاستیک پَر!
زن: لاستیک پَر، چراغ پَر
قاطر پَر و الاغ پَر
زمینش چه لیزه
کوهاش مدام میریزه!
مرد: بس داره پیچ و واپیچ
چی مونده از اُتول؟
زن: هیچ!
همخوان: این جادهی هرازه
قصهی اون درازه!
[مرد: داستانها داره این جاده
زن: بیا بریم درستش کنیم
مرد: پدر منم نمیتونه!]
زن: بالای کوه که رفتی
تو دردسر میافتی
ماشین بدون نقصه
اما چاچا میرقصه!
مرد: ماشین مش ماشالا
اوراق شده به مولا!
زن: اِوا چه حرفا!
مرد: نه بوق داره، نه فرمون
پاک شده درب و داغون
زن: اِوا چه چیزا!
[مرد: از این جاده نری مسافرتا!
زن: نه صد سال!
مرد: مبادا بریا!]
زن: دیگه نداره جعده
نه روده و نه معده
ز بس شنیده وعده
بگو کجاش شده کر؟!
مرد: گوشاش کر!
زن: گوشاش کر، سرش منگ
حوصلهش هم شده تنگ!
مرد: میونش پُر از سنگ
نداره صورتش رنگ!
زن: نصفشو برده سیلاب
شده به شکل مرداب
مرد: از ترس جونش اونور
کلاغ نمیزنه پَر!
[مرد: باور کن کلاغ پر نمیزنه
عین ته دیگ عدس پلو
جاده قلمبه قلمبه!]
زن: وقتی میرین با ماشین
تو جاده خاک بپاشین!
مرد: هرجا دیدین یه چاله
صافش کنین با ماله
زن: اگه نه سال دیگر
میشه از اینا بدتر
مرد: نشه ایشالا!
زن: ایشالا!
مرد: آسفالت بریز اسدالله!
غلتک بزن عبدالله!
زن: بدو دِ یالا!
[مرد: زود باشین!
گرچه بیفایدهست، ولی خب. . . ]
زن: راه هراز باریکه
موقع شب تاریکه
مرد: یواش برو داش اکبر
تند برونی، چی چیت پَر؟!
زن: والا… خودت پَر!
مرد: خودت پَر، کُلات پَر
چرخا و لاستیکات پَر
زن: ماشین پَر، بارش پَر
سپر با رادیات پَر
مرد: کلاغ و مرغ و غاز پَر
زن: تنبک و ضرب و ساز پَر
شغال پَر و گراز پَر
زن: روراست بگیم:
هراز پَر!
♫ LP Cover ♫
* * *
شعرهای کودکان و فکاهی با آهنگ ترانههای مشهور ایرانی
* * *

دو دلداده
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: عارف و رامش
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
رامش: آیا دانی یا ندانی مِهر از کَس دیگر نخواهم!
عارف: آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم!
رامش: مِهر از من مجو دیگر
عارف: زین قصّه مگو دیگر
رامش:
زین چَشم نازآفرین، جادوی آتشین،
کَس آرامی ندیده!
غنچهی بوسهای از باغ چهرهام
لبهای کَس نچیده!
عارف:
دل شیدا مرا گوید ای دلربا
بوسم رویت چو گُلها
رنگ پیراهنت میزیبد بر تنت
همچون باده بر مینا
رامش:
من شیوهی یاری ندانم،
رسم دلداری ندانم،
با تو گفتم سرگذشتم
عارف:
آه، آن تو بودی، این تو هستی
که این همه دلها شکستی
از تو هم دیگر گذشتم!
همخوان:
آیا دانی یا ندانی مِهر از کس دیگر نخواهم!
آیا خوانی یا نخوانی راز عشقم از نگاهم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *