جمال وفایی: به یار بی‌وفا

جمال وفایی به یار بی وفا

به یار بی‌وفا
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: جمال وفایی

♫  LP Cover  ♫

* * *
نوذر پرنگ ـ از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

* * *

دینامیک: من نمی‌گم، دلم میگه

دینامیک من نمیگم دلم میگه

من نمی‌گم، دلم میگه
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: دینامیک

من نمی‌گم، دلم میگه
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: دینامیک

این قصه رو برای تو، من نمی‌گم، دلم میگه
غصه نخور! غصه نخور، همین روزها میآد دیگه
همین روزا صدای پاش سکوت شهر رو می‌شکنه
اگه بازم خواب نباشی، وقتی به ما سر می‌زنه

دیشب توی خواب می دیدم، آسمونها آبی شده
هوای سردِ شهرمون دوباره آفتابی شده
دلم می‌خواد باور کُنم تموم شده گریه‌هامون
خنده‌ها مثل همیشه، گل داده روی لبامون
این حرفا رو برای تو، من نمی‌گم، دلم میگه
غصه نخور! غصه نخور، همین روزها میآد دیگه

♫  LP Cover  ♫

* * *

دینامیک: نمک لبات چشامو بگیره

دینامیک نمک لبات چشمامو بگیره

نمک لبات چشامو بگیره
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: دینامیک

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن ـ رامش: در اوج آسمان

ویگن رامش در اوج آسمان

در اوج آسمان (یارم کجا و من کجا)
آهنگساز: حسین صمدی
ترانه‌سرا: کریم فکور
خوانندگان:‌ ویگن و رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵

رامش:
باد خزان تا شد وزان
شد گُلشن عشقم خزان
دل بی‌گُنه، من بی‌نوا
گشتم چو نای بی‌نوا
یارم کجا و من کجا!

ویگن:
من خسته از جور زمان
یارم در آن‌سوی جهان
باشد چو بخت از من جدا
افتادم از پا ای خدا
یارم کجا و من کجا!

رامش: من مانده‌ام در این خزان
بی‌همدم و بی‌هم‌زبان

ویگن: آخِر چرا بی‌بهره‌ام از مهر تو ای آسمان؟

رامش:
خواهم به اوج آسمان پَر گیرم
تا دل ز غوغای زمین برگیرم

ویگن:
در آسمان جویم نشان از یارم
دوران شوق و شادی از سَر گیرم

رامش: من مانده‌ام در این خزان
بی‌همدم و بی‌هم‌زبان

ویگن: آخِر چرا بی‌بهره‌ام از مهر تو ای آسمان؟

همخوان:
یارم کجا و من کجا؟

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● بر روی این آهنگ ابتدا ترانه‌ای دیگر با صدای شهیندخت شُبیری و در فیلم «اعتراف» (اکران تابستان سال ۱۳۴۵) اجرا شده است.

* * *

پوران: یکی بود یکی نبود (ترانه فیلم)

پوران یکی بود یکی نبود

یکی بود،‌ یکی نبود
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران شاهپوری
ترانه فیلم: قمار باز

یکی بود، یکی نبود
زیر گنبدِ کبود
دختر غم نشسته بود
بال و پرش شکسته بود
شب اومد و خوابش اومد، باباش نیومد
بازم صدای پای آشنا نیومد
گفتم آفتابت میاد
چراغ مهتابت میاد
شب پر کشیده روی بوم
یواش یواش خوابت میاد
شب اومد و خوابش اومد، باباش نیومد
بازم صدای پای آشنا نیومد

ای غم، ای چشمه‌ی پاکِ نور
چشمونِ بد ز روی تو دور
هستی تنها تو در این روزگار
از عشقِ‌ رفته‌ام یادگار

* * *