
دیوانه منم (رسوای زمانه)
(گلهای رنگارنگ ۳۸۴)
شعر: بهادر یگانه
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: الهه
شمع و پروانه منم
مستِ میخانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
یار پیمانه منم
از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
چون بادِ صبا دربدرم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شبِ بیسحرم
از خود نَبُوَد خبرم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین و آسمان تو
میلرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو
میسوزد ز نالههای من
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
وای از این شیدا دل من
مست و بیپروا دل من
مجنون هر صحرا دل من، رسوا دل من
نالهی تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایهی سودا دل من
رسوا دل من، رسوا دل من
خاکسترِ پروانه منم
خونِ دل پیمانه منم
چون شور ترانه تویی
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
* * *
«رسوای زمانه» مجموعه ترانهها
* * *

آنچه گذشت (جلوه بوستان)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
بازآ که یار من تو بودی
بهار من تو بودی، رفتی
در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی
(در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی)
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشتهی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم، ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنیبخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
پانویس:
اولین شعر تورج نگهبان برای مرضیه و اولین همکاری هنری او با همایون خرم
* * *
یادنامهٔ «همایون خرم» در سایت «راوی حکایت باقی»
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

اشتیاق
شعر: کریم فکور
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: شمس
من مست و سراپا شوق و تمنا
باشد امشب دستِ تو در دستم، با تو پیمان بستم
با مهر تو شادم، رفته ز یادم رنج این عالم
وز نگهت مستم، مست از چشمت هستم
ای سر زلفت دام بلا گر چه شکستی قلب مرا
اما هرگز عهد تو نشکستم
کُشتهی نگهت مستم امشب
بوسهی تو زده مُهرم بر لب
دیده و دل را بُوَد نصیب اشک و آهی
وه که از این عالم همه آن خواهم که تو میخواهی
می به لب آمد، شوق تو هم زد شعله به جان امشب
بر منِ غمزده سایه فکن شد بختِ جوان امشب
ای گل! چه بخواهم چه نخواهم
نگریزد از دل مهری که نشسته به دلم
* * *

فریب
گلهای رنگارنگ ۴۲۲
شعر: رهی معیری
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
آنجا روم کز اشک غم دریا نباشد
غیر از سبو خونین دلی آنجا نباشد
دامن ز مهر و محبت كشیدم
كز مهربانی در زندگانی سودی ندیدم
اشک ندامت ز چشمم گشودی
خوابم ربودی با آنكه بودی صبح امیدم
رفتی و آتش زدی محفلم را
چون تار موی ات شكستی دلم را
فغان كز محبت نداری نصیبی سرا پا فریبی
می نابی اما به جام رقیبی سراپا فریبی
به جز مرغ شب یاری ندارم
به آسودگان كاری ندارم
عشق تو باشد به عالم غم من
ای مایهی غم ببین عالم من
دردا كه عشقی آتشین جز خون دل حاصل ندارد
سرگشته چون موجم ولی دریای غم ساحل ندارد
* * *

قافله عمر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین
تابد گر ماه من به شام زندگی
گردد جانم رها ز دام زندگی
عمری خون خورده ام ز جام زندگی
وای از من، وای از من
هرجا باشد دانهای گسترده، دامی دارد
نه ملک، نه فلک،
ز قضا ندهد خبری به کسی
با عمر پر هوسی، چون مرغم در قفسی
آه از هستی، وای از من
این عمر تباه، وین عشق و گناه نمیخواهم
چه بنالم، چه ننالم
آمدن و رفتن من حکم قضا بود
چه بخواهم، چه نخواهم
دل ز جهان کندن من عین رضا بود
از گمراهی در خودخواهی افتادم
هر گه یابم خبری بگشایم بال و پری
زین دام غم آزادم
* * *

دل پریشان (پریشان مکن)، (بوسه غم)، (مرا رها کن)
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: دنیای پر امید
مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن
رمیده جان و دلشکسته
منم به پای تو نشسته
منم به ماتم جوانی
نشسته ناامید و خسته
شکستهای دل مرا، بگو چرا به سنگ غمها!؟
از این قفس کجا گریزم که همچو مرغی شکستهبالم
نمیدانم ز غم چه گویم اگر بپرسد کسی ز حالم
فلک به سنگ کینهها، شکسته قامت مرا
مگر چه کردهام خدایا!؟
شکستهسر، شکسته پا، ز عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا!؟
مرا که با تو شادم پریشان مکُن
بیا و سیل اشکم به دامان مکُن
بیا، بیا به خاطر عشقم
دل مرا یک دم، ز غم جدا کُن
من عاشقم به پای این پیمان
اگر ندادم جان، مرا رها کُن
* * *

نغمه صلح (در آرزوی صلح)
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران
خدایا! خدایا! بیفکن نوری به دلها
خدایا جهان را رها کُن از جنگ و غوغا
چه میشد اگر در نهاد بشر
نبود اثر از خشم و کینه و شر
چه میشد اگر در زمانه نبود
نشانی از بدسرشت و حسود
چه میشد این دنیا اگر بر کام ما بود
به جای این جنگ و جدل صلح و صفا بود
بُوّد همهجا دود و آتش و خون
فتاده جهان در طریق جنون
ز سوز دلم نامه سوزد اگر
کُنم گلهها از فریب و فسون
چه خوش بُوَد آندم که خلق جهان
رها شود از جنگ و محنتِ آن
به شیوهی این سرزمین کُهن
بُوَد همهجا صلح و امن و امان
* * *

باور ندارم
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: پروین
ای آشنا بیگانهات میببینم و باور ندارم
دردیکش میخانهات میبینم و باور ندارم
اشک مرا میبینی و عشق مرا باور نداری
غافل از افسانهات باور ندارم
روز و شب در سوز و گذارم
ای گل نازم بیتو چه سازم
گریزم از عالم و آدم
یا بکُش از غم یا بنوازم
سوی تو باشد دستِ نیازم
دستِ من و دامانِ تو
آخر چه شد پیمانِ تو
* * *

گلنار
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
گلنار! گلنار!
کُجایی که از غمت ناله میکُند عاشقِ وفادار
گلنار! گلنار!
کُجایی که بی تو شد دل اسیرِ غم، دیدهام گُهربار
گلنار! گلنار!
دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر
گلنار! گلنار!
در آن شب تو بودی و عیش و عشرت و آرزوی بسیار
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ایکاش نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم، گلنار
بود مرا در دل شبِ تار، آرزوی دیدار
تا به کی پریشان، تا به کی گرفتار!؟
یا مده مرا وعدهی وفا، راز خود نگه دار
یا به روی من خندهها بزن، قلب من بدست آر
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ایکاش نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم، گلنار
لبِ خود بگشا به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
نشدی عاشق، ز کجا دانی
چه کشد هر شب دلِ من گلنار
* * *
«گلنار» بازخوانی ترانهها
* * *

آمدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
آمدم، آمدم که سر آید انتظار تو
آمدی، آمدی که بمیرم در کنار تو
میدانستم در این خلوت
به امیدم بنشستی، شدهای بیتاب
آری، دارم شوق رویت چه بخوابم چه نباشد خواب
به عهد خود پابندم من
ز عشق تو خرسندم من
به دامنت سر بگذارم، جور زمان گر بگذارد
بیم رقیب گر برخیزد، دور زمان گر بگذارد
با تو سرخوشم
جانم ز وصالت خرسند است
بختم ز وفایت، بیدار است
بر لب، به نگاهت لبخند است
قلبم ز محبت سرشار است
گل با رویت به چشمم خار است
جز این دلِ شکسته گو چه دارم من تا بیفشانم زیر پای تو
ای آرزوی جانم، من نمیخواهم جز وفای تو، جز وفای تو
* * *