
رشته گوهر
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴
آن شب، پرتو مهتاب
میزد بوسهها بر آب
خاک آن کرانهها در کنار ما زیبا بود
بزمم با تو فتنهگر، شیرینتر ز هر رویا بود
آن شب، اشکم بر سینهی تو چون گوهرها بود
تصویر من در آیینهی اشکم پیدا بود
آن شب کز مَه و پروین، وز تو نازنین، روشن بود
ریزان روی سینهات قطرههای اشک من بود
امشب بر سر دریا باران بارد از غمها
بر خاک، از غم دوران اشک آسمان میریزد
امشب، خاک ساحلها با سرشک ما آمیزد
امشب بینم دریا همچو من غمگین و خاموش
گویی دریا باشد با غمها، چون من همآغوش
امشب اشک چشم من بیتو بر زمین بنشسته
دیگر رشتهی گوهر از گلوی تو بگسسته!
♫ LP Cover ♫
* * *

آخرین نامه
شعر: کریم فکور
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
به تو یک شب نامه نوشتم که غم مرا چاره کُنی
ننوشتم نامه که آن را تو بخوانی و پاره کُنی
به تو یک شب نامه نوشتم که گویم رازِ نهان
چو نیامد از تو جوابی، شدم از غمِ دل به فغان
چشم من به ره بُوَد شب، همه شب
چرا کسی نیارد از تو خبری
اشکِ من به دیدهام حلقه زند
به هر کجا که یابم از تو اثری
آخرین ترانهام را بشنو! بشنو این نوای هجران
آخرین نشانهام آتش زن، نامهام را بسوزان
* * *

عشق پاک
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: ساقی
ای خداوند آسمان، ای خداوند جسم و جان
ای که خورشید تو شکُفت با غروب ستارگان
ای که فرمانِ تو نوشت بازی عشق و سرنوشت
بهر ما آفریدهای در جهان دوزخ و بهشت
ای خداوند کبریا، خالق عشق پاکِ ما
دادهای مهربان دلی خالی از رنج و کینهها
ای که نور آفریدهای، عشق و شور آفریدهای
ای که از بهر وصلِ ما راه دور آفریدهای
ای همه هستیآفرین! عشق پاکِ مرا ببین
همزمان با شب و سحر شوق و دلدادگی نگر
پُر شُکوهام چو آسمان، عشق من در دلم بمان
♫ LP Cover ♫
* * *

سیه مو
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: کریم فکور
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۵
مست عشقم یارب از این فتنه دورم کُن
یا ببر او را ز یادم، یا صبورم کُن
غنچهی این عشق سوزان، شده در قلبم شکوفان
کرده غوغا در دلِ من چشم جادویش
کرده غوغا در دل من آن سیه مویش
آتشی در سینه دارم، مستِ عشقم، بیقرارم
بیقرارم، بیشکیبم، سوزم از تب، کو طبیبم؟
دلنوازم کو؟ چارهسازم کو؟
زین عشقِ پنهان که میدهد نشان ز شورم
دل برنگیرم اگرچه بشکند غرورم
باوفا کُن ای خدا او را
آن سیهدل، آن سیه مو را
* * *

با خیال تو
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
ترانه فیلم: دزد بندر
بیا کنارم شبها، که بیتو باشم تنها
بر حالم بنما نظری، بازآ تا کی بیخبری
دارم از غم ای ماه، روز و شب به سینه آه
زشت و زیبا، در این دنیا شادان ز شعف
با رویای زندگی عمری را به سر برم
[تا از آسمان عمر بیرون آید اخترم]
گفتم زین پس یادِ رویی
نروم از صید گیسویی
با خیال تو شب سحر کُنم
بیا کنارم شبها، که بیتو باشم تنها
بر حالم بنما نظری، بازآ تا کی بیخبری
* * *

قسمتِ من
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: جمشید شیبانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: ساقی
چه کنم قسمت من همین بود و همین شده
آنچه باید بشود، شد؛ به خدا چنین شده
ای آسمون از روز اول این بوده بخت و سرنوشتم
روزی که اومدم به دنیا اینو رو پیشونیم نوشتن
ای زندگی من از تو روی خوشی ندیدم
ای طالع سیاهم من از تو ناامیدم
چه کنم قسمت من همین بود و همین شده
آنچه باید بشود، شد؛ به خدا چنین شده
چه کُنم با غم این روز و شبِ سیاهِ من
بارالها شده خون ای دل بیپناهِ من
دیگه امید زندگانی برای من باقی نمونده
بخت سیاه و ناامیدی جونِ منو به لب رسونده
نمیدونم خدایا گناه من چه بوده
که یک نفس نبودم در زندگی آسوده
♫ LP Cover ♫
* * *

امروز و فردا
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: عهدیه
هم لبای تو خوشگله، هم چشات قشنگه
دلم عاشق کدوم شه؟
میخوام که باهام حرف بزنی، سکوتو بشکن
نکُنه حرفها تموم شه
موندم که چه فرقی میونِ امروز و فرداست
که هی امروز و فردا میکُنی تو
اینو میدونم فردا واسهی فرداهای بعد
بازم بهونهای پیدا میکُنی
این امروز و فردات منو کُشته
حلِ این معمات منو کُشته
این راسته میگن که بیوفاست هر کی که زیباست
راستش رو بگو، دروغ توی چشمهای تو پیداست
هی امروز و فردا میکُنی، کاش میدونستم
این رسم همهی خوشگلا یا رسم تو تنهاست
این امروز و فردات منو کُشته
حلِ این معمات منو کُشته
♫ LP Cover ♫
* * *

گرفتار (کنج قفس)
شعر: ناصر رستگارنژاد
آهگ: نیلوفر [دلکش]
تنظیم آهنگ و ارکستر: مجید وفادار
خواننده: دلکش
من گرفتارم و تو گرفتاری
من غمی دارم و تو غمی داری
وای از دل من
تو به کنج قفس، من به دلداری
شد هجرش مشکل من
به خدا که شدم سیر از این جهانی فانی
به خدا کُشدَم این بلای زندگانی
تو مرغ بیپَر و بال اسیر این قفسی
من هم اسیرم چون تو به دام کسی
● این ترانه ـ با تغییراتی در متن ـ با نام «کنج قفس»، اول بار در فیلم «شبنشینی در جهنم» اجرا شده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

خفته
شعر: ناصر رستگار نژاد
آهنگ ارکستر: ساسان
خواننده: بانو غزال
خفته در آغوش چمن سیمینبر زیبایی
فارغ ز غوغای جهان در عالم رویایی
پروانهای پَر میزند گِرد گلِ رخسار او
بر جانم آذر میزند اندیشهی این کار او
گویا به رویای خوشی کین سان به لب دارد تبسم
خوشدل کسی کو یافته در خواب شیرینش تجسم
خواهم که بیدارش کُنم از خود خبردارش کُنم
او خفته به ناز و من مست تماشای او
ای خوش اگر بودمی آگه ز رویای او
* * *

کی برمیگردی!؟
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
چو دلم به یادت ای یار فسونگر افتد
ز خدا دلم طلب کنم رسم سفر برافتد
گفتم به وقت رفتن «کِی برمیگردی؟»
آخر بگو تو با من «کِی برمیگردی؟»
همه شب به راه تو دیدهی انتظارم
چه کُنم که رفتی و رفته ز کف، قرارم!
از من چرا جدایی، کِی برمیگردی؟!
آخر بگو کجایی، کِی برمیگردی؟!
تو رفتی و جان من، جدا ز تن شد
که بخت برگشتهام بلای من شد
به صد زبان سر کُنم حدیث دوری
به شهر خود شهرهام به ناصبوری
از من چرا جدایی، کِی برمیگردی؟!
آخر بگو کجایی، کِی برمیگردی؟!
* * *