
آه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: الوارو سباستیان
خواننده: عباس مهرپویا
آه شرر زای من
همدمِ شبهای من
مانده به لبهای من
ای که تو تنها در دل شبها از غمِ عشقی آگاه
ای سینهسوز، ای راز جانکاه
آه! ای آتشین آه!
شمع وجودم سوزی
آتشِ دل افروزی
لب ز سخنها دوزی
شعلهی جانی، سوز نهانی، عمر تو چون من کوتاه
ای سینهسوز، ای راز جانکاه
آه! ای آتشین آه!
از کوی یار من گذر کُن
یک شب آخر در دل سنگش اثر کُن
ای آتشین آه
ای آتشین آه
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *

به کنارم بنشین
شعر: رهی معیری
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: منوچهر سخایی ـ دلکش
ترانه فیلم: شرمسار
بنشین ای گل، به کنارم بنشین!
سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را
یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم
یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم
ماه من! به دامنم بنشین کز غمت ستارهبارم
شکوهها ز دوریت هر شب با مَه و ستاره دارم
من چه باشم؟ بستهٔ بندت
نیمهجانی، صید کمندت، آرزومندت
از غمت چون ابر بهارم
ای به از گلهای بهاری روی دلبندت
ای شمع طرب، سوزم همه شب،
بنشین که شود طی شب تارم
بنشین! به کنارم بنشین!
مرو، مرو که بیتابم من
درون آتش و آبم من
دامنم، ز اشکِ غم تَر باشد
خارم ای گل، بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی
ستانم از دهانت کامی
طرهٔ تو بوسهباران سازم
گه جان یابم
گه جان بازم
مه فتنهگرم، چه روی ز برم؟
چون ز دلداری آمدی باری
تا به پایت جان بسپارم، بنشین!
* * *
سپیدهدم
قسمت دوم ترانه «مرا ببوس»)
شعر: حیدر رقابی (هاله)
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: حسن گلنراقی
گفتهاند: «ترانۀ «مرا ببوس»، نه تنها «مجید وفادار» و «حیدر رقابی» را به اوج شهرت رسانید، که همین نقش را در مورد خواننده گمنام خود «حسن گلنراقی» ایفا کرد. خوانندهای که یکشبه به اوج رسید و بیآنکه ترانهای دیگر بخواند، نام خود را در فهرست خوانندگان «نامآور» نگاه داشت. . .»
اما واقعیت این است که «گلنراقی» فقط همین یک ترانه را نخوانده. میگویند و در جایی هم نوشتهاند: در یکی از فیلمهای سینمایی آن روزگار، آوازی که جوان نقش اول در صحنهای از فیلم، هنگام کباب کردن دل و قلوه میخواند، صدای «حسن گلنراقی» است. (در اینجا)
جدا از این، ترانۀ دیگری وجود دارد به نام «ستاره مُرد». آهنگ این ترانه تنظیم دیگری است از ریتم و مولودی ترانۀ «مرا ببوس». در بارۀ این ترانه نیز گفتهاند که: بند دوم «مرا ببوس» است.
ترانۀ «ستاره مُرد»، همزمان با ترانۀ «مرا ببوس» بهصورت صفحه چهل و پنج دور گرامافون، و هر کدام در یک سوی صفحه به بازار آمد. شاید هنوز باشند کسانی که نمونهای از این صفحه را داشته باشند.
ستاره مُرد، سپیدهدم / چو یک فرشته ماهم / نهاده دیده برهم / میان پرنیان غنوده بود / به آخرین نگاهش/ نگاه بىگناهش / سرود واپسین سروده بود / دید كه من از این پس دل در راه دیگر دارم / به راه دیگر، شورى دیگر در سر دارم / ز صبح روشن باید از آن دل بردارم / كه عهد خونین با صبحى روشن تر دارم (آه) / بهروى او نگاه من / نگاه او، به راه من / فرشتگان زیبا، به ماتم دل ما / در آسمان همآوا / دختر زیبا، همچون شبنم گلها، با برگ شقایقها / بنشین بر بال باد سحر / دختر زیبا، چشمان سیه بگشا / با روى بهشت آسا / بنگر خندانم بار دگر /
* * *
فهرست مطالب «تاریخچهٔ ترانهٔ مرا ببوس»
* * *

یاد که بودی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: الهه
آنشب که از کنار من،
رفتی تو ای پیمانشکن
من یاد تو بودم و تو یاد که بودی؟
آنشب که رفتی از بَرم،
کردی ز غم مجنونترم
تنها کجا رفتی و دل از که ربودی؟
رفتی مرا دیوانه کردی،
کاشانهام ویرانه کردی
از آه من پروا نکردی؟
به دلت ز غمم اثر مانده؟ نمانده!
به شب سیهام سحر مانده؟ نمانده!
در آتش غمم میدانی چه میکشم؟
درجمع عاشقان چون شمعی در آتشم
تو ساقیِ منی، از جام میِ که مستی؟
امشب جدا زمن، سرمستِ میِ که هستی؟
* * *

با تو هستم هر کجا هستم
آهنگساز: علی تجویدی
سراینده: اسماعیل نوابصفا
خواننده: هایده
گلهای رنگارنگ ۵۴۸
انتشار: بهار سال ۱۳۵۰
رفتم، رفتم، رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
از عشقِ تو جاودان ماند ترانهیِ من
با یادِ تو زندهام عشقت بهانهیِ من
پیدا شو چو ماهِ نو گاهی به خانهیِ من
تا ریزد گُل از رُخت در آشیانهیِ من
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
آهم را میشَنیدی،
به حالِ زارم میرسیدی
نازت را میخریدم
تو نازِ من را میکشیدی
بهخدا که تو از نظرم نروی
چو روَم ز بَرَت، ز بَرَم نروی
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
اگر مُرادِ ما بر آید، چه شود
شبِ فراقِ ما سر آید، چه شود
بهخدا کس زِ حالِ من خبر نشد
که بهجز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یک نفس ز پیشِ چشمِ من
که به چشمم بهجز تو جلوهگر نشد
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
♫ LP Cover ♫
* * *

پایان سفر
شعر: پرویز وکیلی
تنظیم آهنگ: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۴۳
از شهر تو دگر نروم
دیگر بی تو سفر نروم
باشد کوی تو خانهی من
زین کاشانه بدَر نروم
هرجا گذرم، هر سو نگرم
در ره جستجوی توام
هر جا که بُوَد سیر و سفرم
بینم آخر در کوی توام
من در انتظار تو
در شهر و دیار تو
گم کردهام جوانیام را
در آرزوی رویت
سیه مکُن چو مویت
پایان زندگانی ام را
از شهر تو دگر نروم
دیگر بی تو سفر نروم
باشد کوی تو خانه من
زین کاشانه بدر نروم
من نمیخواهم، نمیخواهم که بی تو
اختران آسمانها را ببینم
من نمی خواهم، نمیخواهم که هرگز
بی تو ای گل، بوستانها را ببینم
* * *

یواش یواش
شعر: اصغر واقدی
آهنگ: ناصر زرآبادی
خواننده: دلکش
پرسون پرسون، یواش یواش اومدم در خونتون
ترسون ترسون لرزون لرزون اومدم در خونتون
یک شاخه گل در دستم سر راهت بنشستم
از پنجره منو دیدی مثلِ گلها خندیدی
آه به خدا، آن نگهت از خاطرم نرود
گفتم بهخدا قهر گناهه
دل منتظره، چشم به راهه
ای من به فدات ناز مکُن تو
با چشم سیات ناز مکُن تو
این دو روزه دنیا مثل خواب و رویا، گذرونه
با هم آشتی کنیم که بهار دوباره گل فشانه
* * *

جدائی
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: شکوه قهرمان
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۸
ای خدا، ای آسمان تنها شدم
ای فلک، ای کهکشان تنها شدم
شمعِ تنها در شبستانِ غمم
عاشقم، یک سینه درد و مأتمم
بَس که تنها گریه کردم
بیتو شبها گریه کردم
چَشمِ من اَشکی ندارد
تا برایِ دل ببارد
قطره قطره چون چراغِ کاروان سوزد دلم
تا شبِ تنهایی و شیداییام رو زد دلم
با که گویم قصّهیِ دل ای خدا
شمعِ بیپروانهای باشم چرا؟
بینِ ما دریایِ دوری سَرگران
من کجا ای آسمان و او کجا
. . .
* * *
یادمان اسفندیار منفردزاده
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *

شب بخیر
شعر و آهنگ: کریم فکور
خواننده: منوچهر و الهه
الهه:
وقتی جدایی آمد شب از نیمه گذشت
آه از این گردش شب و روز
منوچهر:
گرچه ز پا افتادم من همیشه مست
مستم از نگه تو هنوز
نیمهشب چو رسید میروم ناامید
کو مجال سخن، ماه من شببخیر
الهه:
از این عشق کهن یک امشب دل بکن
بیش از این دم مزن، ماه من شببخیر
* * *

قایقرانان
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عباس مهرپویا
ارکستر: آندره پلاته
خواننده: عباس مهرپویا
ساحل بیقرار
شب بیانتظار
خفته در زیر باران
دریا پریشان
موجش خروشان
میبیند خوابِ توفان
به دامن موج میرقصد پارو
از جنبشهای آرام بازو
صدای گرم قایقران شبها
میپیچد آرام در گوش دریا
دریا، دریا بگشا دامن
در تور ما ماهی افکن
گر صیدی نشود امشب پیدا
قایقران چه کُند با این دریا
فردا خسته نهد پا بر ساحل
دستش خالی و طوفانش در دل
دریا مشو طوفانی
در این شب ظلمانی
گر صیدی نشود امشب پیدا
قایقران چه کند با این دریا
* * *
● ترانهشناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانهی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری
* * *