پوران: من چکنم (ترانه فیلم)

پوران من چکنم

من چکنم
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
تنظیم آهنگ: ناصر چشم‌آذر
خواننده: پوران شاپوری
ترانه فیلم: بیقرار

دستت‌و بستن دل بی‌دست‌و پا
پات‌و شکستن، چی می‌خوای بینوا؟
گوشه‌ی این سینه باید دق کُنی
صبر و تحمل بطلب از خدا

اگه تو جون به‌سری، من چکنم!
غم‌و آسون می‌خری، من چکنم!
اگه بی‌بال‌و پری، من چکنم!
از همه دلها تو درمونده‌تری، من چکنم!
ای دل از خودشکنی بال‌و پَر بسته شدم
از پرستاری تو به‌خدا خسته شدم

* * *

مرضیه: دوش دوش

مرضیه دوش دوش

دوش دوش
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: مرضیه

نبوَد ز رُخَت قسمت ما غیر نگاهی
آن هم ندهد دستُ مگر گاه و به گاهی
به امید نگاهی، ببینم مِهر و ماهی
بگویم ای نگار من
چه بی مهر و وفایی
چه پُر جور و جفایی
هر کس که لب لعل تو را
دید و به خود گفت
حکاک چه خوش کنده عقیق
جانم کنده عقیق یمنی را
بشینم سر راهی
به امید نگاهی
ببینم مِهر و ماهی
بگویم ای نگار من
چه بی مهر و وفایی
چه پُر جور و جفایی

دوش، دوش، دوش
دوش که آن مه‌لقا، با وفا، خوش ادا، با صفا
دوش، دوش، دوش
از درم آمد و بنشست
بُرده دین و دلم از دست
دوش، دوش، دوش
آتِشم در دلم سر زد، جانم سر زد، جانم سر زد
زان رُخ همچو آذر زد جانم؛ ذر زد، جانم ذر زد
سوخت، سوخت، سوخت
سوخت همه خرمنم، کُشته‌ی عشقت منم
یک‌سَره جان و تنم، ای صنم بد مکُن
بیش از این ظلم بی‌حد مکُن
سوخت، سوخت، سوخت

* * *

امیر رسایی: امروز و فردا

امیر رسایی امروز و فردا

امروز و فردا
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی زاده
تنظیم کننده: سیمون آوانسیان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۱

عاشقی اینجا گناهه اینو من خوب میدونم
تو گنات عشق منه، عشق تو هم گناه من
آخه این که نمیشه هر جایی حرف ما باشه
همه از پیر و جوون از من و تو بدی بگن

چشم ندارن هیچ‌کدوم ما رو با هم ببینن
میخوان آبو گل کنن ماهی ازش بگیرن

اگه ما امروز چشمامون گریونه
قصه مون فردا یاد همه می‌مونه
بیا تا هستیم پیش هم بمونیم
از دو رنگی‌ها ما هیچی ندونیم

چشم ندارن هیچ‌کدوم ما رو با هم ببینن
میخوان آبو گل کنن ماهی ازش بگیرن
. . .
. . .

* * *

عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا (ترانه فیلم)

عارف عهدیه وقتی برات نخواد خدا

وقتی برات نخواد خدا
ترانه‌سرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف و عهدیه
ترانه فیلم: سلطان قلبها | ۱۳۴۷

عهدیه:
وقتی برات نخواد خدا
پشت هم میاد درد و بلا
پیش قدرتش چون و چرا
فایده نداره!

اگه بری به آسمون
اگه بسازی رنگین‌کمون
وقتی شد بختت نامهربون
حال تو زاره!

دنیا سراسر نشیب و فرازه
راه من و تو، تو دنیا درازه
عاشق شو ای دل، خدا چاره‌سازه
عاشق نوازه

عشق و محبت، اساس حیاته
وقتی تو خوبی، محبت سزاته
راه محبت طریق نجاته
او رهنماته!

عارف:
سلطان قلبم کجایی، کجایی؟!
رفتی که بر من به شادی گشایی
دروازه‌های بهشت طلایی
اما صد افسوس!
رفتی و برد از کفم زندگانی
عشق و امید مرا در جوانی
رفتی کجا ای که دردم ندانی؟!
دردم ندانی!

* * *

ترانه‌های فیلم «سلطان قلبها» در بخش «شناسنامه ترانه‌ها»

عهدیه: لالایی
عارف: ماشین‌سواری
عارف: خواست خدا بوده
عارف: روز جدایی سر میاد
عارف ـ یه دل میگه برم، برم
عارف: دیشب خواب تو را دیدم
عارف ـ عهدیه: سلطان قلبم کجایی
عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا
عارف ـ عهدیه: یک شب، یک روز، یک ماه، یک سال
مجموعه ترانه‌های اجرا شده در فیلم سلطان قلبها
مجموعه ترانه‌های بازخوانی‌شده‌ی فیلم سلطان قلبها

* * *

دلکش: نازنین من

دلکش نازنین من

نازنین من
شعر: کریم فکور
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: دلکش

نازنین من نشود رام دگری
بر زبان خود نبرد نام دگری
وای اگر خورد مَهِ‌ جرعه‌نوش من
در غیابِ من می از جام دگری
کس ندارد خبر از آنچه میان من و اوست
صحبت عشق و وفا وردِ زبان من و اوست
گریه‌ها همچو مینای می در گلو دارم
چکنم، دولتِ وصلش را آرزو دارم
تا کی سوزم؟ تا کی سازم؟
من که در لوح دل نفش او دارم
چون در خلوت یابد بازم
با دو چشم مستش گفتگو دارم
آن گل از پرتو این و آن
کی به خود هر زمان رنگِ دگر می‌گیرد
گرچه بر هر کجا بگذرد
جای خود در قلبِ اهل نظر می‌گیرد
ای پری مدهوشم، جرعه چون می‌نوشم از شراب عشقت
در راهت جان بازم، روز و شب می‌سازم با عذاب عشقت
شد پرستیدنِ‌ آن روی مَهت آیینم
خوشه از خرمن آن عشق تو برمی‌چینم

* * *

عارف: عشق تو نمی‌میرد

عارف عشق تو نمی میرد

عشق تو نمی‌میرد
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: جمشید زندی
خواننده: عارف

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم

می‌خواهم عشقت در دل بمیرد
می‌خواهم تا دیگر
در سر یادت پایان گیرد

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم

(کوته کُنم این قصه‌ی بیهوده را
کی عشقِ تو سازد رها جان مرا)

هر عشقی می‌میرد
خاموشی می‌گیرد
عشق تو نمی‌میرد
باور کُن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمی‌گیرد

♫  LP Cover  ♫

* * *

عباس مهرپویا: آرزوی باران

عباس مهرپویا آرزوی باران

آرزوی باران
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا

ای خدا باران نبارید
حاصلی جز خون دل ما را نباشد
ای خدا باران نبارید
رحمتی کُن! ورنه ما را حاصلی فردا نباشد

ای خدا این آسمان ابری ندارد
وای اگر باران نبارد
وای اگر باران نبارد
گشته از ما بخت، غافل
می‌تپد در سینه‌ها دل
وای اگر باران نبارد
وای اگر باران نبارد

بشنو! این صدای قلبِ ماست
هر طنینش نغمه‌ای از آرزوست
در پی یک قطره باران
چشم دل در جستجوست
ای خدا باران نبارید

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

پروا: شاه ماهی‌ها

پروا شاه ماهی ها

شاه ماهی‌ها
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پروا

من دلم می‌خواد تو شاه همه ماهی‌ها باشی
من دلم می خواد که تو صاحب دریاها باشی
اما نه!
یادم اومد تو قصه‌ها نوشته بود:
اگه یک روز شاهِ ماهیها رو از آب بگیرن
همه‌ی موجها ز غم دق می‌کُنن
همه ماهیها ز غصه می‌میرن

آه ، اگه دریا فقط دریا نبود
آه ، اگه زندون ماهیها نبود
آه ، اگه تور سیاه سرنوشت
روز و شب فکر شکار ما نبود

من دلم می‌خواد تو شاه همه ماهی‌ها باشی
من دلم می خواد که تو صاحب دریاها باشی
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: به یاد تو

مرضیه به یاد تو

به یاد تو
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

آید چو نسیم سحر
گیرد دلم از تو خبر
هر شب که به سر می‌آید
دانسته چو داغ دلم
یادت به سراغ دلم
با باد سحر می‌آید

نشسته‌ای خوش به گلستان
به پای گل با لبِ خندان
ای نوگلِ من
دو چشم مستت به تماشا
گشوده‌ای بر رُخ گلها
در طَرف چمن

من یاد تو در همه‌جا
تو بی‌خبر از غم ما
سرخوش و مستی.
ای آرزوی دل من
بی‌من تو به باغ و چمن
دل به چه بستی؟

دیدم گل و سنبل به صفای تو سر زد
مرغ دلم ای گل به هوای تو پر زد
بهار عشقی، چو آرزویی
بسته دلم بی‌تو به مویی

عشقت مِی ریزد در جام دلها
زان مِی بُگریزد آرام دلها
واه از عشقت، واه
آه از جورت، آه
بهار عشقی، چو آرزویی
بسته دلم بی‌تو به مویی

* * *

مهستی: غوغای مستی (گلهای رنگارنگ ۴۸۴)

مهستی غوغای مستی گلهای رنگارنگ ۴۸۴

غوغای مستی
گلهای رنگارنگ ۴۸۴
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مهستی

شب بود و من سر در گریبان
غوغای مستی بود و هجران
از زندگانی خسته بودم
با گریه پیمان بسته بودم
تا دیده از این مستی گشودم
در کوی تو بنشسته بودم
با گریه پیمان بسته بودم

ز غم تو من رهایی ندارم
که به جز تو آشنایی ندارم
غمت از دل من نرفته برون
کشیده دلم را به دشت جنون
خدایا تو که دل به یارم ندادی
چرا طاقت انتظارم ندادی؟
تو که عشق او در وجودم نهادی
چرا طاقت رنجم ندادی؟
مرا غم هجران نکرده رها
رها نشود دل ز دام بلا
که مهر و وفایی نمانده به دلها
نشان وفایی نمانده به دلها

* * *