
سرود عشق (سایه گل)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
نبودت خبر از رهگذران
به سایهی گل نشسته بودی
در آن خلوتِ جان، خندهکُنان
تو رونق گل شکسته بودی
چو شبنم به گلشنی، چشم روشنی
تا گشوده بودی
ز هر دلنشین گلی، آتشین دلی
دل ربوده بودی
چه شد کاندران چمن
از همه به من رو نموده بودی
چو چشم دل من گشودی
تو دیگر کنارم نبودی
کنون هر کجا نشینم، به هر جا گلی ببینم
به یاد رخت، ز دل سر کنم سرودی
روم دامن صبا را بگیرم میان گلها
که در گوش تو رساند ز من درودی
چرا راه مهر و وفا را
به این عاشق مست و رسوا
نمودی، نمودی، نمودی
چو دیدی ز عشق تو مستم
چرا دامنت را ز دستم
ربودی، ربودی، ربودی
بیا ای بهار زیبای من
که شادیفزای دنیای من
تو بودی، تو بودی، تو بودی
* * *

او
آهنگساز: سلیمان اکبری
ترانهسرا: نظام فاطمی
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۵
ـ مو!
ـ موی طلایی او راحت جان خسته
بر سر او تو گویی گردِ طلا نشسته
دیگر از چه گویم؟
ـ رو!
ـ روی چو آفتابش، آیت دلربایی
دیدهی پُر ز نازش، آینهی خدایی
دیگر از چه گویم؟
ـ لب!
ـ لب، چه لبی، چو لاله، لالهی نوشکفته
در دهنش تو گویی شهد و شکر نهفته
به دلربایی او خدا نیافریده
ولی دلش دریغا، رنگ وفا ندیده!
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

دیوانه بیآزار
ترانه سرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: سلیمان اکبری
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۴۹
شکستی، شکستی تو آخر غرورم شکستی
به سنگ جدایی دل چون بلورم شکستی
مگر بودم من آخر نهال خشک بیبَر
که آسانم شکستی
به غیر از فتنه دیگر ندارم از تو باور
که ایمانم شکستی
شکستی، شکستی تو آخر غرورم شکستی
به سنگ جدایی دل چون بلورم شکستی
پس از این گر به کویَت آمدم کاری ندارم
اگر دیوانهام بگذر که آزاری ندارم
به باغ جوانی منم آن مرغ خسته
که دست غم تو پر و بالم شکسته
♫ LP Cover ♫
* * *

کمال تاز زن
شعر و آهنگ: رشید مرادی
خواننده: حسین موفق
کمالِ تار زنم، تارم شکسته
غبار غم به روی آن نشسته
همه گویند: کمال دیوانه گشته
میون عاشقان افسانه گشته
بیا ببین چه کردی
منو دیوونه کردی
یارم! چه بیوفایی
مکُن ز من جدایی
شبا تو میخونه تار میزنم من
برای خاطر یار میزنم من
الهی خیر نبینی از جوانی
تو سیرم کردی از این زندگانی
بهار آمد به صحرا و در و دشت
جوانی هم بهاری بود و بگذشت
(ره پنهانی میخانه نداند همه کس
جز من و ساقی و شیخ و دو سه رسوای دگر)
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

دود از کُنده پا میشه
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: حسن لشگری
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۲
نگاه مکُن که تازگی یه چین روی پیشونیمه
ببین که تازه اولِ چل چلیمه، جوونیمه
نگاه مکُن که تک و توک موهام سپیدی میزنه
هنوز توی چشمای من چراغ عشقت روشنه
های برگ سبزِ بیشه! دود از کُنده پا میشه
من با غرور کهنهام تو قلب تو پا میذارم
هر کی رقیب عشقمه از سر رام برمیدارم
«دوستت دارم، دوستت دارم» قصهٔ لوس بچههاست
گرمی دستامو ببین! مثل جهنم خداست
. . .
. . .
من راه رام کردنِ آهوها رو خوب میدونم
غم هر پرنده رو از توی چشماش میخونم
شب که توی کوچهٔ تو زنگ صدامو سر میدم
کبوتر دل تو رو از توی سینه پر میدم
♫ LP Cover ♫
* * *

دلارام
گلهای رنگارنگ ۳۴۵
شعر: شوریده شیرازی
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: عهدیه
آرام ندارد که دلآرام ندارد
بی روی دلارام، دل آرام ندارد
هر کس که چو من ساخت به بدمهری خوبان
اندیشه ز بدمهری ایام ندارد
از طلعتِ چون صبحِ تو و طرّهی چون شام
پیداست که صبح غم ما شام ندارد
زیبا نبود نسبت گل را به تو دادن
هرگز که گل این پاکی اندام ندارد
یک خاصیت عشق همین است که عاشق
هیچ آگهی از گردش ایام ندارد
* * *

همینم که هستم
شعر: کریم فکور
خواننده: کوروس سرهنگزاده
از من مپرس ای بیخبر نام و نشانم
دانم تو را خواهم، جز این دیگر ندانم
زاندم که نام تو شده ورد زبانم
حاشا که غیر از نام تو بر لب برانم
گفتی دو روزه هستیام بس کنم فسانه
مقصودم از از هستی تویی، زندگی بهانه
گر هستی از کف دادهام، یا مستِ مستم
از تو چرا پنهان کُنم؟ اینم که هستم
دستم به دامان تو دل رفته ز دستم
گشتم دوباره عاشق توبه شکستم
گر هستی از کف دادهام، یا مستِ مستم
از تو چرا پنهان کُنم؟ اینم که هستم
خون شد دلِ من بیگناه ای مَه از نگاهی
ترسم که گیرد دامنت آهِ بیگناهی
گر هستی از کف دادهام، یا مستِ مستم
از تو چرا پنهان کُنم؟ اینم که هستم
* * *

آه بیاثر
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش
شادم گر هستی را به امید تو دادم
یادم کُن! یادم کُن که به یاد تو شادم
آهم، اما آهی که اثر نگذارم
اشکم، اما اشکی که ز دیده فتادم
میخواهم محرم دل، میجویم همدم دل
با من گوید غم خود با او گویم غم دل
شیرینکامی، گلاندامی، دلارامی
شادم کُن با پیغامی
برگو با دلبندم: پندم چه دهی
مفتونم، مجنونم، بندم چه نهی
چه شود که کنی ز طریق وفا روزی نگهی
میخواهم محرم دل، میجویم همدم دل
با من گوید غم خود با او گویم غم دل
او که باشد جلوهای ز هستی
من که باشم محو عشق و مستی
پیشهی او ناز و خودستایی
شیوهی من عشق و می پرستی
* * *

جام دگر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده مرضیه
ای همسفرها! رهگذرها!
زین رفت و آمدها چه ثمر؟
داریم از این هستی چه خبر؟
ما هر چه هستیم، جمله مستیم
همدرد مرغان سحریم
روشنبین و صاحبنظریم
چه حکایتها به زبان دارم
چه شکایتها ز جهان دارم
تو گر ای بلبل غم گل داری
غم گلشن من به روان دارم
مستم از آن ساغر، پُر کُن جام دیگر
ذکر تو در خانه دل بنشانم
داد دلم ساغر می بستانم
گر چه تو از دیدهی ما پنهانی
از غم ما بیخبری میدانم
مستم از آن ساغر، پُر کُن جام دیگر
من همدرد مُرغان چمنم
سوز دیگر دارد سخنم
بال و پر بسته در قفسی
غوغایی در گلشن فکنم
مستم از آن ساغر که زدم
جام دیگر باید بزنم
(باز مرا شب دوشین بزمکی به پنهانی
از درم درآ مست با جمالِ روحانی
این من و تو ای زاهد، هردو داغدار اما
داغ من بُوَد بر دل، داغ تو به پیشانی)
دست من و جام می
گوش من و نای می
گر از تو ساغر گیرم
شیدایی از سر گیرم
شیدایی از سر گیرم
گر از تو ساغر گیرم
گر شکوه از غمهایت نکنم
با درد و سوز هجران چکنم؟
ای دلدار و ای دلشکنم، دلدارم!
* * *

نیلوفر دریا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
ای خوش آن صبحدم که پیراهنش
نرم و لغزان برون شود ز تنش
میخزد همچو قو به برکهی آب
برکه صد بوسه گیرد از بدنش
گردنش سیمگون و شورافزا
موجانگیز و نور پاشیده
مرمر ساقهای پایش را
دستِ مهتاب تراشیده
گیسوانش به روی شانهی آب
چون نیلوفر پراکنده
سینهی پُر کرشمهاش چون قو
ز سپیدهدم آکنده
به سپیدی فسانهای، گویی یاس خوشبویی
ای بهشتِ شکوفهپرورم، تو مگر اویی؟
ای عشق، ای فسانهی من، جادوی آرزو
بگشا دل او را با این کلید او
♫ LP Cover ♫
* * *