
آمد اما
شعر: ابوالحسن ورزی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه
آمد! آمد!
آمد، اما در نگاهش آن نوازشها نبود
چشم خوابآلودهاش را مستی رویا نبود
نقش عشق و آرزو از چهر دل شُسته بود
عکس شیدایی در آن آیینهی سیما نبود
مست و بی پروا نبود
لب، همان لب بود اما بوسهاش گرمی نداشت
دل، همان دل بود اما مست و بیپروا نبود
مست و بیپروا نبود
در دلِ بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت
گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود
مست و بی پروا نبود
(بر لب لرزان من، فریادِ دل خاموش بود
آخر آن تنها امید جانِ من تنها نبود.)
* * *

خواب نوشین
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
خواب خوشی وقت سحر
دیدم و یادم نرود
روی تو با دیدهی تر
دیدم و یادم نرود
پرده از رازت کشیدم
سوی خود بازت کشیدم
آنقدر نازت کشیدم
تا نشستی
روی دامانت فتادم
عقدهی دل را گشادم
ناگهان آمد به یادم رنج هستی
ای خوش آندم کآن غرور خوابِ نوشین
آن نشاط و آن سرورِ وصل دوشین
با تو میگفتم غم و درد جدایی
همچنان نی با نوای بینوایی
وای از این دیر آشنایی
روی دامانت چو اشک افتاده بودم
نالههای عاشقی سر داده بودم
کای جفاجو کُن وفایی
دامن از دستم کشیدی
همچو بخت از من رمیدی
من ز خواب ناز خود
ز آواز خود، ناگه پریدم
غیر اشک و بستری
از دیده تر، دیگر ندیدم
او سر یاری ندارد
قصه کوته رنج عاشق
خواب و بیداری ندارد
خواب و بیداری ندارد
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

خدا مهربونه
شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: گیتی پاشایی
اجرا: ۱۳۵۳
میگن: «خدا با بندههاش مهربونه، مهربونه!
تو قلب ما چی میگذره، اینو فقط اون میدونه»
ای که میخوای دلم از ناامیدی بمیره
اون که به من جون داده دست منو میگیره
ای که به حرفای من از ته دل میخندی
با سردی نگاهت راهو به من میبندی
میگن: «خدا با بندههاش مهربونه، مهربونه!
تو قلب ما چی میگذره، اینو فقط اون میدونه»
از اون بترس که بارون به قصد سیل بباره
کی گفته دلشکسته اشکش اثر نداره؟
کی گفته با تب عشق فقط یکی بسوزه؟
یکی بشه فدایی، یکی به روش نیاره
ای که به حرفای من از ته دل میخندی
با سردی نگاهت راهو به من میبندی
ای که میخوای دلم از ناامیدی بمیره
اون که به من جون داده دست منو میگیره
♫ LP Cover ♫
* * *

کاش من جای تو بودم
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۸
ای که دنيايش تو هستی
قلب پُر مِهرم شکستی
آمدی، جايم گرفتی
در کنار او نشستی
کاش من جای تو بودم!
قصّه میگويد برايت از اميد و آرزوها
مینشيند رو به رويَت با نگاهی پُر تمنّا
کاش من جای تو بودم!
مینشینی در کنارش، آن شب خوبِ عروسی
شادی از آوای تبريک، آن سُرور و ديدهبوسی
کاش من جای تو بودم!
در عقيق ديدگانت مینشيند نقش فردا
میرود از شهر قلبت تکسوار درد و غمها
کاش من جای تو بودم!
● کلام این ترانه را میتوان از معدود آثار پیش از انقلاب دانست که خطاب به «رقیب» سروده شده است. از مثالهای بارز دیگری در این زمینه میتوان به ترانهی «پیام به رقیب» از ویگن اشاره کرد که بعدها بصورت دوصدایی با دلکش نیز اجرا شد.
نسخههای منتشر شده از این اثر در آلبومهای شرکتی پس از انقلاب با مشکل Fade Out رو به روست؛ نسخهای که در ادامه تقدیم میشود ورژن اصلی تبدیل شده از کاست است که ترانه با پایانبندی سازها به انتها میرسد. (برگرفته از: کانال تلگرامی ترانهشناسی گوگوش)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

روز نشاط و طربه
شعر و آهنگ: جعفر پورهاشمی
خواننده: هایده
انتشار: زمستان سال ۱۳۴۶
ترانه فیلم: شکوه جوانمردی
روزِ نشاط و طربه، یواش یواش
مطرب بزن نغمهی خوش، براش براش
نیگا بکن جونِ دلم به نازِ من
دست بزن ای برگ گلم، به سازِ من
روزِ جشن و شادیه،
شربت و شیرینی بخور
شیرینیِ تازه رو،
تو بشقابِ چینی بخور
سیبِ سرخو دید بزن
قاچش بکن حبیبِ من
از خدا میخوام کنه
سیبِ تو رو نصیبِ من
نور میریزه همهجا رو سبزهها
بهبه از باغ و صفایِ این گُلا
پاشو ای عزیزِ من، اینجا بیا
آب و فواره و آسمون قشنگ
گُل و سبزه و چمن از همه رنگ
مثلِ من دلبرِ خوب و شوخ و شنگ
♫ LP Cover ♫
* * *

وای به حالت!
آهنگساز: جهانبخش پازوکی
ترانهسرا: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۵۰
غصه نخور ای دلِ دیوونه
دنیا که اینجوری نمیمونه
وای، وای، وای که باور نکُنی عدلِ خدارو
وای بر تو که بازیچه بگیری دلِ مارو
چشمم اگه پُر آب بشه وای به حالت!
اَشکم اگه سیلاب بشه وای به حالت!
این دل بهخدا طاقتِ آزار نداره
از غم اگه بیتاب بشه، وای به حالت!
غصه نخور ای دلِ دیوونه
دنیا که اینجوری نمیمونه
نلرزون دلمو، خدا میلرزونه دلت رو
نسوزون دلمو،خدا میسوزونه دلت رو
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)
* * *

آشفته حالی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
اینهمه آشفته حالی
اینهمه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو
از تو دارم
از تو دارم
این غرورِ عشق و مستی
خنده بر غوغای هستی
ای سیاه چشم سیه مو
از تو دارم
از تو دارم
این تو بودی کز ازل خواندی به من درس وفا را
این تو بودی کآشنا کردی به عشق این مبتلا را
من که این حاشا نکردم
از غمت پروا نکردم
دین من، دنیای من
از عشقِ جاویدانِ تو رونق گرفته
سوز من، سودای من
از نورِ بیپایانِ تو رونق گرفته
من خود آتشی که مرا داده رنگ فنا
میشناسم
من خود شیوهی نگه چشم مست تو را
میشناسم
دیگر ای برگشتهمژگان
از نگاهم رو مگردان
دین من دنیای من
از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من، سودای من
از نور بیپایان تو رونق گرفته
. . .
* * *
رقص گیسو «دلکش» و آشفتهحالی «بیژن جزنی»
* * *

بگذار بسوزم
(غمگین چو پاییزم از من بگذر)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
غمگین چو پاییزم از من بگذر
شعری غمانگیزم از من بگذر
سر تا به پا عشقم، دردم، سوزم
بگذشته در آتش شب چون روزم
غمگین چو پاییزم از من بگذر
شعری غم انگیزم از من بگذر
بگذار ای بیخبر بسوزم
چون شمعی تا سحر بسوزم
دیگر ای مه به حال خسته بگذارم
بگذر و با دلِ شکسته بگذارم
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
در غم این عشقِ بیحاصل بسوزم
بگذر تا در شرارِ من نسوزی
بیپروا در کنارِ من نسوزی
همچون شمعی به تیرهشبها
میدانی عشق ما ثمر ندارد
غیر از غم حاصلی دگر ندارد
بگذر زین قصهی غمافزا
* * *

باغ گل
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۲
بهار زیبا میشه، لاله و گل وا میشه
وقتی که خنده روی لب تو پیدا میشه
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا میشه
پنجرهای به باغ گل رو به دلم وا میشه
خونهی غمها میشه، دلم که تنها میشه
تا تو ز ره میرسی،چه شور و غوغا میشه
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا میشه
پنجرهای به باغ گل رو به دلم وا میشه
به محبتی بده فریبم
که تو شهر عاشقی، غریبم
منم و دلی ز غم پریشون
بیا که یه روز میشی پشیمون
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا میشه
پنجرهای به باغ گل رو به دلم وا میشه
دلم تو سینه ز غمت نغمه بهپا میکُنه
نی شکسته هوسِ ساز و نوا میکُنه
نوای بلبل چمنو غرق صفا میکُنه
صدای پایت دلمو نغمهسرا میکُنه
چشمای من ز دیدنت غرق تماشا میشه
پنجرهای به باغ گل رو به دلم وا میشه
* * *
حکایت ترانه «باغ گل» به روایت «حمیرا»
* * *

آئینهها راست نمیگن
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ایرج مهدیان
آینهها چرا دیگه راست نمیگن
اون چیزی که تو چهرههاست نمیگن
آینهها دیگه دروغگو شدن
مثال ما آدما جادو شدن
آینهها منو نشونم بدین
منو نشونِ این و اونم بدین
میخوام بدونند همه پیری چیه
اونی که مونده تو اسیری کیه
آینه خطّامو باور نکُن
این مرد پیرو تو جوونتر نکُن
خوب میدونم دل من عاشق شده
آینه هم آینهی دق شده
* * *