
شوخ
ترانهسرا: نوذر پرنگ
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۹
زمستون رفت و لاله سر درآورد
کبوتربچه بال و پَر درآورد
پرستو باز اومد در کُنج هشتی
تو اون شب رفتی اما برنگشتی!
تو که شوخ و قشنگ و دلربایی
تو که خوشگلترین خوشگلایی
خودت گفتی سر شب منتظر باش
خروسخونه عزیز من، کجایی؟!
گلوبند زر انداز
پاشو چادرو سر انداز
میام تو کوچتون باز
پنجره رو بذار باز
اگر دیدی که من کبریت کشیدم
چراغ بادی رو فوت کُن!
کدوم شب بود قرار، اون شب که گفتی
گل میخکو سوت کُن!
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *
نوذر پرنگ، از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»
* * *

چرا حاشا کنم
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۷
تو را میخواهد دلم، چرا که حاشا کنم؟
شوم همه دیده تا تو را تماشا کنم!
قسم به عشق خدایی ما
خدا نیارد جدایی ما!
شکوفهباران کُنم ز خنده بزم تو را
تو هم نوازش کُنی به بوسه موی مرا!
شراب نوشِ عشق تو نوشم
تو را به عالم نمیفروشم!
یاد تو در خواب و در بیداری، منم!
آنکه با تو دارد سر یاری، منم!
. . .
* * *

خودم کردم که لعنت بر خودم باد
شعر: مهرداد افشین
آهنگ: منوچهر گودرزی
خواننده: سوسن
چه بد کردم که من دل بر تو بستم
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
که عمری من به پایت من سر کردم
خودم کردم که لعنت بر خودم باد
محبت پیشه کردم، ناز کردی
برام نامهربونی ساز کردی
شکستی قلبمو رفتی ز پیشم
زدی آتش تو براین قلب ریشم
خدایا ملولم!
ز بس که می زدم، من لُولِ لُولم
ز دست دلبر نامهربونم
در این دنیا میخوام تنها بمونم
محبت پیشه کردم، ناز کردی
برام نامهربونی ساز کردی
شکستی قلبمو رفتی ز پیشم
زدی آتش تو براین قلب ریشم
♫ LP Cover ♫
* * *
یادمان «سوسن» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

بدرود
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: منوچهر سخایی
ای خاطرههای رنگ و وارنگ
بدرود! بدرود!
ای کوچهی سالخورده و تنگ
بدرود! بدرود!
ای نوشتههای روی دیوار
ای خنده و گریههای بسیار
بدرود! بدرود!
من رشتهی سرنوشت خود را
در دست زمان نهادم اکنون
بر سینهی سخت موج تقدیر
چون خستهتنان فتادم اکنون
شد قایق من یک موج سنگین
گَه میبَردم بالا، گه پایین
حالا من و ساحل از هم دوریم
ما هر دو اسیر آبِ شوریم
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»
* * *

غمهای شب
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: معجزهی قلبها” | ۱۳۴۸
لالالالا خوابت کنم، با نای بینوایی
تا بگذره غمهای شب تو خوابای طلایی
شب اومده سرد و سیاه
سر تا به پا غرق گناه
مهمون ماست تا فردا!
رنگ شب از هم وا میشه
این امشب هم فردا میشه
فردای آرزوها!
لالالالالا که فردا ز امیده
دنیای شما همه روشن و سپیده
از رَه چو رسد فردای دگر
کِی مانَد از این ویرانه، اثر
بنگر که دهد سیمای سحر
از روشنی آینده خبر!
لالالالا تاریکه شب
چون بخت من، سیاهه
لالا که تا خورشید درآد
چشمون من به راهه!
. . .
. . .
در شادی ما چشم آسمون چه تنگه!
آخر ز چه رو، دل آسمون ز سنگه؟!
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

بابا رو بوس کن
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: منوچهر سخایی
کوچولوی من، تویی تو، تویی تو
آهوی من، تویی تو، تویی تو
تو یاس سفیدی، قربون ناز و ادات
تو نور امیدی، قربون قد و بالات
بابا رو بوس کُن که تو دنیایِ منی
تو گُلِ آلالهی زیبایِ منی
قربون اون خندههات برم من
قربون اون گریههات برم من
مُرواری از اون چشات میریزه
قربونِ اشکِ چشات برم من
بابا رو بوس کُن که تو دنیایِ منی
تو گُلِ آلالهی زیبایِ منی
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»
* * *

دختر قشنگ کدخدا
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: رامش
آهنگساز: عباس شاپوری
ترانهسرا: کریم فکور (؟)
تنظیمکننده: عباس شاپوری
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۶
روی پونهها، کنار جو
دختری به دوش افشانده مو
دختر قشنگ کدخدا
روی سبزهها نهاده پا
به ناله گوید: «ای خدا
تا کی از یارم باشم جدا!
چراغ بخت من چرا روشنی ندارد!»
به کومهها سر مینهد
بانگ عاشقی سر میدهد
رود که سر بر دامن سبزهها گذارد
روسری رنگ طلایی بسته بر گیسوی خود
در میان خرمن گُل کرده پنهان روی خود
در انتظاری، گُم کرده یاری، با بیقراری
چشمش بُود مدائم به صحرا شاید که یارش آید!
در دامن گُلهای وحشی یارش کنارش آید!
* * *

قصر صدف (بوسههای آتشین)
ترانهسرا: مسعود هوشمند لنگرودی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: آندرانیک آساطوریان
خواننده: عارف
ترانه فیلم: بزن بریم دزدی | ۱۳۵۳
تو بیا تا برقراره دنیا
من و تو به عشق هم بنازیم
مثل ماهی توی آب دریا
واسه هم قصر صدف بسازیم
پشت ابرا برسه صدای خندهٔ ما
بره بازم بالاتر، نزدیک ستارهها
تو قلبمون جون بگیره آرزوها
به من امید میده حرفای شیرینت
گرمی اون بوسههای آتشینت
نمیخوام از مژههات بریزه اشکی
رو شیار گونههای نازنینت
دوست دارم زنگ صداتو
رنگ خوشرنگ چشاتو
زندگی شیرینه با تو
* * *

دختر گلهدار (حلقه طلا)
شعر: کریم فکور
آهنگ: کریم فکور
خواننده: گوگوش
انتشار ۱۳۴۴
ماندهام دور از غوغای انسانها
سر میکُنم در قلب کوهستانها
برههای رمیده از توفان را
هی میکُنم در کنار چوپانها
من گلهداری سادهام، در دل غمی ندارم
آزادهام، چشم طمع بر عالمی ندارم
همه شب دعا کُنم من، طلب از خدا کُنم من
که به دست نومزد خود حلقهی طلا کُنم من
شب که از کوه و کُتل به سوی کلبه رو کُنم
لب گذارم به لبش، دو بوسه نذر او کُنم
بیقرارم زغم او چکنم؟
دور از آن سلسلهگیسو چکنم؟
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

دختر شالیکار
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: کامبیر مژدهی
خواننده: منوچهر سخایی
سحرگاهان از افق طلایی
سر میزند خورشید زرنگار
جوی سپید از دامن کوه و دشت
رو مینهد به سوی شالیزار
دختر شالیکار
سرمست و بیقرار
با پای برهنه
رقصد در شالیزار
بنشیند لب رود
با پای گلآلود
گونهاش ز سردی
شده سرخ و کبود
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *