
دامن صحرا
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۶
چشم و دل گلشن، از گل شده روشن
پرورده بهاران گل در دامن
گلبن شده گویا چون چنگ نکیسا
گردیده چراغان دشت و صحرا
آن ابر گوهرزا، افشانده به هر جا
الماس درخشان، دامن دامن
در هر گذر و کو، هر برزن و هر سو
افشانده صبا گل خرمن خرمن
شد دامن صحرا از لاله و گلها همچون مینو
دنیا شده خندان در بزم بهاران
سیل گل و ریحان بینی هر سو
ای مایه هستی، شد موسم مستی
هنگام گل آمد، بازآ! بازآ!
ای روی تو گلشن اندر نظر من
ای جلوهنمایم، بازآ! بازآ!
. . .
. . .
* * *

تا بهار دیگر
ترانهسرا: حسین شاهزیدی
آهنگساز: ناصر خدیوی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
آمد بهار و ما را تا نوبهار دیگر
این شور و عشق و مستی بیرون نگردد از سر
هر آنچه جفا کُند زمانه، کوشم به عیش و مستی
شاید به مستی، رها شوم من از رنج خودپرستی
چرا که رَه بدهم به دلم غمِ بود و نبودِ دنیا
که یاد او ننهاده به جا اثری به دلم ز غمها
این شور و عشق آسمانی خدا نگیرد از ما
هرگز وفا و مهربانی خدا نگیرد از ما
خوش نبُوَد باغ و چمن گر نبُوَد نوگل من
او چو نباشد، نبُوَد جلوه به گلشن
. . .
. . .
* * *

نوبر بهار
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: حسن لشگری
خواننده: الهه
دلبر من عشوه به کار اورده، نوبر بهار آورده.
مستی با اون چشمای خمار اورده، نوبر بهار آورده
چلچلهها دارن میان دوباره
از میون ابرای پاره پاره
بهار اومد، پنجرهها را وا کُن
آسمونو نیگا کُن!
بهار من تویی تو، قرار من تویی تو
بیا و با خودت بیار بهارو
بذار فلک با هم ببینه ما رو
بیا بریم تو سبزهها، دِ یالا
به کوه و دشت و درهها، دِ یالا
بهار اومد، پنجرهها را وا کُن
آسمونو نیگا کُن!
♫ LP Cover ♫
* * *

پیام آشنا
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین

می عاشقانه (دل من ترانه میزد)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۱
به کنار لاله و گل زغمت چنان خموشم
که نسیم نوبهاری مگر آورد به هوشم
گل و لاله بود و عشقی به دلم جوانه میزد
به ترنم نسیمی دل من ترانه می زد
نگهم ز جام چشمت می عاشقانه میزد
تو بیا که عشق و شادی من تو بودی
تو ز دل، قرار و صبر مرا ربودی
چو ز دل بهانهی تو را گرفتم
ز صبا نشانهی تو را گرفتم
به کنار لالهها و یاسمنها
رهِ آشیانهی تو را گرفتم
آشیان عشق خود را بیرخت در بسته ببینم
بیتو مرغ آرزو را خسته و پر بسته دیدم
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

کاروان لالهها
شعر: بهادر یگانه
آّهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه
کاروان لالهها زده چادر بر صحرا
از گل و شکوفه شد چهرهی هستی زیبا
ز سفر ای محبوبم تو نیامدی چرا
بازآ تا دل به گیسوی تو آویزم
بازآ تا جان به پای تو بریزم
چو آسمان نیمهشب شده باغ از زیبایی
بیا که موسم طرب شد و فصل شیدایی
بگو که بیتو غنچه لب چکنم با تنهایی
چو نوبهار من تو چهره بنما
گل امیدم آه شود شکوفا
. . .
* * *

دگر چه خواهی
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
عشق من، ای لاله روی من، همچون بهار آمدی
در گلشن آرزوی من، چون گل به بار آمدی
گل به چمن، چون دل من، دل به تو بسپارد
ماه فلک، روشنی از روی تو دارد
جانبخشی، دلخواهی
تو هر چه کُنی، جفا مکن
اگر کُنی به ما مکُن
مرا پناهی
از دردم آگاهی
من بار غم جفای تو
میکِشم از برای تو
دگر چه خواهی؟
همه جا گویم
که تو را میجویم
که تو را میخواهم
به برم بازا که نسیمی ای مَه بِبَرد ناگاهم
صید تو شدم تا که فنای تو شوم
ای جان به فدای تو، فدای تو شوم
چو بهارم جلوهگری
چو بهشتم در نظری
بُوَد در بر من جای تو خالی
به خدا صهبای منی
تو طربافزای منی
تو فرخندهتر از صبح وَصالی
* * *

تنها منشین (چرا گوشه گرفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
آمد، آمد، با دلجویی،
گفتا با من:
تنها منشین!
برخیز و ببین
گلهای خندان صحرایی را؛
از صحرا دریاب این زیبایی را.
با گوشه گرفتن، درمان نشود غم؛
برخیز و به پا کُن شوری تو به عالم.
تو که عُزلت گُزیدهای،
غم دنیا کشیدهای،
ز طبیـعت، چه دیدهای تو.؟
تو که غمگین نشستهای،
ز جهان دل گُسستهای،
به چه مقصد رسیدهای تو.؟
زین همه طراوت از چه رو نهان کُنی؟
شِکوه تا به کِی ز جور این و آن کُنی؟
دلغمین به گوشهای چرا نشستهای؟
جان من مگر تو عُمر جاودان کُنی؟
تا کی تو چنین باشی؟
عمری دلغمین باشی
گُلگشت چمن بهتر
یا گوشهنشین باشی؟
تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا؟
خندانرو شو چون گُل، تا بینی لبخند دنیا.
پانویس:
ترانه «تنها منشین» (چرا گوشه گرفتی) را میتوان مکمل یا پیوستی بر ترانهی «گوشهگیر» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]
* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

پاشو که بهاره
آهنگ: ناصر تبریزی
خواننده: مهدی مقدم

صبح بهاران
ترانهسرا: حسین شاهزیدی
آهنگساز: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: نوروز ۱۳۴۸
هوایت به سرم زد در این صبح بهاران
دلم کرده بهانه که ببیند رُخَت ای جان!
هوا چون نفَس تو بُوَد دلکش و خُرم
تو را دارم و دیگر ندارم به جهان، غم!
ای گُل نوبهار من جای تو خالی اینجا
نقش تو را گرفته هر گوشهی خانهی ما
همان غنچه که دیروز بر آن دست محبت کشیدی
شده امروز گُل حسن و لطافت
زمان میگذرد تو مزن به آن رنگ جدایی
نکُن زمزمه، قُمری من در آهنگ جدایی
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *